خاستگاه کوردها (10)

Image default
تحلیل دیدگاه گزیده

خاستگاه کوردها (10)
آنتونیو آرنایز ویلینا و همکاران (Antonio Arnaiz-Villena)
“اوسکو مدیترانه ای” ها(Usko-Mediterraneans)
یک رساله ی تخصصی در مورد خاستگاه کوردها توسط آنتونیو آرنایز ویلینا، رییس دپارتمان ایمنولوژی و زیست شناسی سلولی ملکولی در دانشگاه مادرید انجام شده است.
“آرنایز” در پژوهش های خود به دنبال توجیه درک این موضوع است که مردمانی مانند کوردها متعلق به یک بن مایه از شرق مدیترانه هستند که وی آن را “اوسکومدیترانه ای” نامید. به باور وی، این گروه از مردمان به زبانی نیز سخن می گفته اند که آن را می توان یک زبان پیشا-هندواروپایی نامید. اجداد کوردها در این گروه از مردمان، غالب بوده اند و این زبان اولیه، بعدها توسط یک پروسه ی زبانی پیشرو اوراسیایی-هندواروپایی جایگزین شد. به طور کلی این پژوهشگر، زبان های “اوسکومدیترانه ای” را در گروه مجموعه ی زبانی قفقازی قرار می دهد.
“آرنایز” در مطالعات خود به ویژه با بهره جستن از مؤلفه های زبان شناختیک، این باور را به چالش می کشد که مهاجران کرد هندواروپایی، از جغرافیایی هستند که امروزه، ایران نامیده می شود و استدلال او برای رد این ادعا این است که گویا کوردها به زبان ایرانی سخن می گویند. کوشش های او برای اثبات این فرضیه که خاستگاه کوردها از مدیترانه ی شرقی است یک آنتی تز بسیار مهم در برابر تئوری زبان شناختیک ایرانیسم به شمار می آید. همچنین به باور او کورد،اگرچه ریشه در خاورمیانه دارد اما در عین حال، یک پیوستگی روشن با غرب مدیترانه و اروپا نیز برای آن قایل می شود.
مهم ترین نتایج پژوهش های ژنتیک و زبان شناسی قومی “آنتونیو آرنایز ویلینا” را می خوانیم:
ماتریال، متد و ترمینولوژی
“آنتونیو آرنایز ویلینا” آرمایش های خود را بر روی نمونه خون 238 نفر در دانشگاه “استانبول” و همچنین 30 نفر از کوردهای ساکن گرجستان در “تفلیس” انجام داد. نمونه های او در دانشگاه استانبول، مجموعه ای متنوع از تمام ساکنان آناتولی (from all over Antolia)، شامل بخش های شرقی(اما به غیر از افرادی که به زبان کوردی صحبت می کنند) بود. از آنجا که ترکیه، اجازه ی صحبت کردن به زبان مادری را در ادارات دولتی و موسسات به کوردها نمی دهد می توان اینگونه فرض کرد که از میان 228 نمونه خون گرفته شده از موارد آزمایش شده، کوردهایی وجود دارند که مجبور به تکلم به زبان ترکی هستند. در ارزیابی و تشریح نمونه های مورد بررسی از 228 اهدا کننده ی خون استانبول، “آنتونیو آرنایز ویلینا” اساسا از دو اصطلاح استفاده می کند که در معنایی وسیع تر، بر کوردها نیز دلالت می کند: “آناتولی”ها و “ترک”ها که منظور از آناتولی، همان کوردها هستند. او همچنین توضیح می دهد سلجوقیان به عنوان قبایلی آسیایی، در قرون وسطی به این مناطق آمده و بر آن تسلط یافته اند.(بنیاد ژنتیکی آناتولی، منشاء مدیترانه ای با کمترین تاثیر آلتایی است…احتمال بعدی، یک حالت ویژه است که “نفوذ نخبگی” می توان نام نهاد که گروهی از افراد با توانایی نظامی و فرهنگی بالاتر، به تدریج، بافت یک جامعه را به لحاظ وراثتی تحت تاثیر قرار می دهند…مشخصات ترکیه ی امروز، یک منشاء مدیترانه ای است که تفاوت آنچنانی با ویژگی های ژنتیک یهودی ها یا لبنانی ها ندارد….بعید است که ترک ها (آناتولی ها) به طور گسترده با مردم تحت کنترل آنها در اروپا و یا در حوزه دریای مدیترانه اختلاط نژادی پیدا کرده باشند….ترک ها که از آسیای مرکزی (کوه های آلتایی) آمده بودند، در سال 1055 آناتولی را مورد حمله قرار دادند و سرانجام در سال 1453 استانبول را فتح کردند).
او بر اساس تعریف خود، در ابتدا به مردم محلی با ریشه های مختلف اشاره می کند که ساکن آناتولی و دیگر قسمت های ترکیه هستند. آرنایز همچنین از واژه ی “ایرانیان” نیز در این پژوهش استفاده می کند. در حقیقت، او در بررسی نمونه های مورد آزمایش، به شباهت های وراثتی آنها با مردمانی دست پیدا می کند که در مرزهای جغرافیایی ایران امروز ساکن هستند. گستره ی ژنتیک قومی نمونه های مورد بررسی همچنین نشان دادند که گستره ی وراثتی، بسیار غنی بوده و فراتر از کوردها و آذری ها، فارس ها، پشتون ها در شمال شرق و بلوچ ها در جنوب شرقی ایران را نیز دربرمی گیرد. به باور او،، با وجود این تنوع فراوان، همیشه مشخص نیست که نشانی اصلی را از کجا باید گرفت.
بر اساس گزارش آرنایز، 30 نمونه ی مورد آزمایش متعلق به جامعه ی کردهای مقیم “تفلیس” در “گرجستان” هستند. این 30 نفر کورد، همچنین توسط “نینا بندوکیدزه” (Nina Bendukidze) و همکاران(1996) در دانشگاه “پراگ” مورد مطالعه قرار گرفتند. علاوه بر آن، آرنایز، به همکاری با “علی اکبر امیر زرگر”(Aliakbar Amirzargar) در دپارتمان ایمنی شناسی دانشگاه تهران در پروژه ی “بررسی 70 نمونه از کوردهای ساکن ایران در مورد ژن های HLA” پرداخت که نتایج آن، تاکنون چاپ و منتشر نشده است. به طور کلی روش آنتونیو آرنایز، بر اساس HLA-آنتی ژن لکوسیت انسانی- است که گلیکوپروتئین ایمونوگلوبولین ها در عشای سلولی هستند.
آرنایز-ویلینا در کار خود همه ی فرکانس، تنوع، فاصله و نزدیکی، را مورد بررسی قرار داد، از مدل های همبستگی بین نمونه های مورد بررسی استفاده کرد و مجموعه ی این عوامل را برای ارتباط داده ها با یکدیگر و همچنین ارتباط دادن آنها با زبان شناسی و تاریخ به کار برد. روش های کاربردی آرنایز، در گزارش او به طور کامل توضیح داده شده است.
ابتدا نمونه خون افراد گرفته شد، سپس DNA تمام نمونه ها مورد بررسی قرار گرفت:
در نمونه ی مردها:
الف: DNA ، کروموزوم شماره6، HLA
ب: DNA میتوکندریال از همه ی سلول ها
پ: Y DNA تمامی سلول ها
در نمونه ی زن ها:
الف: DNA ، کروموزوم شماره6، HLA
ب: DNA میتوکندریال از همه ی سلول ها
پ: در مورد زن ها، همچنانکه می دانیم کروموزوم Y وجود ندارد
پس از آن، آنالیز هر نمونه برای ردیابی نشانگرهای ژنتیکی(شماره 2 برای زنان و شماره 3 برای مردان) انجام گرفت.
نتایج اصلی پژوهش های آنتونیو-آرنایز-ویلینا به این شرح است:
نخست: HLA- هاپلوتایپ
کوردها غالبا هاپلوتایب – HLA مردم مدیترانه را نشان می دهند:
“کوردها بیشتر هاپلوتایپ مدیترانه ای دارند:
A3-B35-DR4 (3.6% )
به میزان (3%) در ارمنی ها یافت شد
A2-B51-DR11 (3.6%)
به میزان (2.1%) در ارمنی ها یافت شد
B52-DR15 (3.6%)
در ساکنان شبه جزیره ی ایبری و شمال آفریقا یافت شد و
B7-DR10 (3.6%)
به مقدار (0.9%) در الجزایری ها یافت شد
دیگر فرکانس های کمتر هاپلوتایپ A26-B36 هستند که مقادیری از آنها در یهودی ها و ترک ها به دست آمد
همچنین A30-B13 در تمامی ساکنان حوزه ی مدیترانه شناسایی شد
A2-B8-DR3 در ترک ها نیز یافت شد
A26-B44-DR5 نیز در الجزایری ها پیدا شد و
A24-B44-DR7 در مردم باسک دیده شد
دوم: مدل ژنتیک مردمان کهن مدیترانه ی شرقی
نتایج فراوانی آلل HLA در ک,ردها بر اساس مدل تعادل هاردی-وینبرگ:
فرکانس فراوانی آلل ها (اَلل به یونانی allélon به معنای متقابل یا دوجانبه است. هر ژن بر روی کروموزوم (فام‌تن) جایگاه ویژه‌ای دارد در این جایگاه ویژه نوکلئوتیدها چیده شده‌اند که به آن توالی اسید نوکلئیک می‌گویند. [۱] الل (allele) در حقیقت ژن کنترل کننده ی یک صفت است که در یک جایگاه مشخص روی کروموزوم قرار گرفته. آلل هایی که در جایگاه مشابه هم روی کروموزوم های همتا قرار گرفته اند یک صفت را کنترل می کنند. مثلا چروکیدگی یا صاف بودن دانه های یک گیاه را دو آللی که در جایگاه مشابه هم روی دو کروموزوم همتا قرار گرفته اند کنترل می کنند. بین آلل ها سه رابطه ی غالب و مغلوب، غالب ناقص و هم توان برقرار است.) بر اساس مدل تعادل هاردی-وینبرگ به شرح زیر است:
A*01(8.6%), A*02(15.5%), A*03(17.2%), A*11(10.3%), A*23(5.2%), A*24(8.7%), A*26(8.6%), A*29(5.3%), A*30(3.4%), A*31(1.7%), A*32(6.9%), A*68(8.6%), B*05(1.8%), B*07(8.9%), B*08(3.6%), B*13(7.1%), B*15(1.8%), B*18(5.4%), B827(5.4%), B*35(10.7%), B*38(1.8%), B*44(14.2%), B*47(1.8%), B*48(1.8%), B*49(1.8%), B*50(3.6%), B*51(14.1%), B*52(3.6%), B*53(1.8%), B*55(3.6%), B*56(3.6%), B*57(1.8%), B*59(1.8%),. DRB1*01(3.3%), DRB1*03(13.3%), DRB1*04(18.3%), DRB1*07(6.7%), DRB1*10(6.7%), DRB1*11(16.7%), DRB1*13(6.7%), DRB1*14(8.3%), DRB1*15(18.3%), DRB1*16(1.7%),. DQB1*02(18.3%), DQB1803(1.7%),DQB1*0301(21.6%), DQB1*0302(13.3%), DQB1*03032(1.7%), DQB1*0501(10.0%), DQB1*0502(1.7%), DQB1*05031(10.0%), DQB1*06(1.7%), DQB1*0601(16.7%), DQB1*0603(3.3%)
3. فاصله ی ژنتیکی و تجزیه و تحلیل های مورد تایید: بنیادهای مدیترانه ی باستان
جدول: استاندارد فاصله ی ژنتیکی(SGD) میان ترک ها و سایر جمعیت ها(ضرب در توان دوم 10) به دست آمده با استفاده از فرکانس آلل های HLA-DR,-SQ:
یهودی های غیر اشکنازی(0.15)
ارمنی ها (0.78)
لبنانی ها(KZ)(0.1.52)
ایرانی ها(2.80)
یهودی های اشکنازی(3.05)
ایتالیایی ها(3.27)
کرتی ها(3.85)
لبنانی ها(NS) (4.55)
کوردها(5.90)
ناپیوستگی
یهودیان(در مراکش) (10.56)
پرتقالی ها(11.00)
فرانسوی ها(12.39)
الجزایری ها(13.27)
مصری ها(13.66)
ساردینی ها(ساکنان جزیره ای در غری اینتالیا و دریای مدیترانه)(14.04)
مراکشی(14.31)
اسپانیایی ها(14.98)
بربرها(جنوب مغرب)(15.98)
ناپیوستگی
یونانی ها(19.42)
سان ها(بوشمن ها که قبایل شکارچی ساکن جنوب افریقا هستند)(20.56)
باسکی ها(28.85)
ژاپنی ها(30.25)
جمعیت ترک ها نزدیک ترین فاصله ی ژنتیکی را با شرق مدیترانه ای ها نشان می دهد. پس از فاصله ی زوج ترک-کورد(5.90 ضرب در 10 به توان منفی2)، یک ناپیوستگی معنی دار را می توان با نزدیک ترین گروه یعنی ترک-یهودی(مراکش) یعنی “10.56ضرب در 10 به توان منفی2” مشاهده نمود.
منابع:
IAntonio Arnaiz-Villena et al, The correlation between language and genes,2001
Antonio Arnaiz-Villena & Alonco Garcia, The Usko Mediterranean. Plenum Publisher, New York, 2000
-Die Herkunft Der Kurden-, ferdinand Hennerbichler, Peter Lang,-2010
-Arnaiz-Villena et al, Tissue Antigens, 2001
-Arnaiz-Villena, 2001: HLA-Allele-Frequenzen unter 30 Kurden aus Georgian

Related posts

مهاجرت جمعی مریوان، نخستین نمود “مقاومت مدنی” در ایران پس از 57

بهزاد خوشحالی

تهدیدهای پیش روی آمریکا در 2013 و کردستان به عنوان یکی از کانون های اصلی منازعه

بهزاد خوشحالی

“خواست” و “ئەوین”

دیدگاه خود را بنویسید