راه جدای کوردها

Image default
دیدگاه گزیده
راه جدای کوردها 
در پژوهشی که در ایران با عنوان ناسیونالیسم و قومیت انجام گرفته است تمایل به چهار ناسیونالیسم باستانی، مذهبی، مدنی و دولتی، از طریق پرسشنامه در میان دانشجویان کورد و لور و بلوچ و عرب و فارس، به مقایسه و بررسی گذارده شده است.
ابتدا تعاریفی که برای هریک از این ناسیونالیسم ها آمده است:
ناسيوناليسم باستاني: احساس تعلق و تعهد نسبت به عناصر فرهنگي و تمدني ايراني
ناسيوناليسم مذهبي: احساس تعلق و تعهد نسبت به عناصر فرهنگي و تمدني اسلامي
ناسيوناليسم مدني: احساس تعلق و تعهد نسبت به برابري، آزادي و حقوق شهروندي سواي تعلقات قومي و مذهبي
ناسيوناليسم دولتي وفاداري نسبت به دولت و حمايت از سياستها و اقدامات آن
نتایج جالب توجه است:
در مورد ناسیونالیسم باستانی، دانشـجويان لــر و فــارس بــا فاصـله انــدك از يكــديگر بــه ترتيــب بيشــترين گرايش را به باسـتانگرايـي دارنـد و پـس از آنهـا اقـوام بلـوچ، تـرك، كورد و عـرب قـرار دارنـد
در مورد ناسیونالیسم مذهبی، دانشجویان بلوچ و عرب، بیشترین گرایش را به ناسیونالیسم مذهبی دارند و پس از آنها، لور، ترک، فارس و کورد قرار دارند.
در مورد گرایش به ناسیونالیسم مدنی، فارس ها و کوردها بیشترین گرایش را دارند و پس از آنها، لورها، بلوچ ها، ترک ها و عرب ها قرار دارند.
در مورد ناسیونالیسم دولتی هم، عرب ها، بلوچ ها، لورها و پس از آنها، ترک، فارس و کورد قرار دارند.
گزینه های مورد پرسش در مورد ناسیونالیسم مذهبی:
اصول و آموزههاي شريعت اسلام بايد در سراسر ايران اجرا شود.
هر جا اسلام در خطر باشد، حاضرم جانم را فدا كنم.
به جاي وفاداري به قوميت بايد به اسلام وفادار باشيم.
در برابر ساير مسلمانان احساس تكليف ميكنم.
قرآن و آموزههاي اسلامي را بايد به فرزندانمان بياموزيم.
براي من حفظ اسلام مهمتر از حفظ ايران است.
بايد از نظام اسلامي براي رسيدن به اهدافش حمايت كنيم.
مسوولين مملكت از ميان افراد متدين و مذهبي انتخاب شوند.
به خاطر اسلاميبودن حكومت ايران احساس غرور ميكنم.
عربي زبان اسلام است پس بايد آن را بياموزيم.
از منابع و امكانات ايران براي حمايت از مسلمانان ساير كشورها استفاده كنيم.
دين نبايد از سياست جدا شود.
تاريخ ايران پس از ورود اسلام مايه افتخار ماست.
جامعه بايد به دست روحانيون اداره شود.
ما بايد كساني راكه با سياستها و اقدامات حكومت مخالفت ميكنند، طرد نماييم.
گزینه های مورد پرسش در مورد ناسیونالیسم باستانی:
ما بايد كساني راكه با سياستها و اقدامات حكومت مخالفت ميكنند، طرد نماييم.
ميراث فرهنگي و تمدني ايران باستان (ايران پيش از اسلام) را حفظ مي نماييم.
از نام «خليج فارس» در برابر اعراب دفاع مي كنيم.
تاريخ باستاني ايران (پيش از اسلام) مايه افتخار ماست.
فرزندانمان را بايد با شاهكارهاي حماسيِ و ملي مان نظير “شاهنامه فردوسي” آشنا نماييم.
جشنهاي ملي و باستاني ايراني (عيد نوروز، چهارشنبه سوري و …) را پاس مي داريم.
ايران ميهن مادري ام است جانم را فدايش ميكنم.
بهتر است براي فرزندانمان نامهاي ايراني انتخاب كنيم.
فارسي زبان ملي ايرانيان است پس آن را پاس بداريم.
فرزندانمان را بايد ميهنپرست بار آوريم.
به جاي تعلقات قومي و مذهبي فقط به ايران وفادار باشيم.
در برابر همه ايرانيان، سواي تفاوتهاي قومي و مذهبي آنان، احساس مسووليت مي كنم.
گزینه های مورد پرسش در مورد ناسیونالیسم مدنی:
همه اعضاي ملت ايران بايد به دور از هرگونه تبعيض از حقوق شهروندي برابر برخوردار باشند.
همه ايرانيان بايد از حق آزادي بيان و انديشه برخوردار باشند.
“راي ملت” بايد اصلي ترين معيار تصميمگيري در ايران باشد.
به فرزندانمان بايد صلحجويي و دگردوستي را آموزش دهيم.
همه مردم ايران، سواي تفاوتهاي فرهنگيشان بايد در اداره كشور سهيم باشند.
بهتر است به جاي جانبداريهاي قومي يا مذهبي همگي به “حقوق بشر” پايبند باشيم.
هر كسي آزاد است هر انديشهاي داشته باشد حتي اگر خلاف انديشه ما باشد.
جامعه بايد به دست افراد متخصص، شايسته و نوگرا اداره شود.
بايد به تفاوتهاي قومي و مذهبي در كشور احترام بگذاريم و آن را يك فرصت بدانيم.
ايران به همه ايرانيان تعلق دارد.
قانون بايد براي همه به طور يكسان اجرا شود.
****
کوردها با نه گفتن به هریک از چسپ های نگهدارنده ی ایران یعنی ناسیونالیسم باستانی، ناسیونالیسم مذهبی و ناسیونالیسم دولتی، بیشترین گرایش را به ناسیونالیسمی نشان داده اند که همچنانکه از پرسش های آن پیداست چه حاکمیت کنونی ایران و چه اپوزیسیون های مدعی به عنوان آلترناتیو -به هر دلیل- از تامین آنها ناتوان مانده اند.
راه کوردها از ایران را باید جدا شده دانست و شاید اگر به این پژوهش، گزینه ی استقلال طلبی هم اضافه می شد کوردها راه خود را به تمام و کمال نشان می دادند.
منبع: سید آیت الله میرزایی، ناسیونالیسم و قومیت در ایران، مجله جامعه شناسي ايران، دوره هجدهم، شمارة ١ ،بهار ١٣٩٦

Related posts

نامه‌ای به دکتر قاسملو – بخش دوم

بهزاد خوشحالی

روانشناسی ناسیونالیسم با نگاهی به رۆژهەلات

“اتحاد برای دمکراسی” یا حربه‌ای برای “تمامیت خواهی”

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید