آیا “مقاومت” و نافرمانی”، یک “بازی قدرت” است؟

هنگامی که استفاده از قدرت، به شیوه ای ناپایدار، هوس بازانه، زشت، فریبنده و سرانجام، جنایتکارانه به کار برده می شود، بذرهای ناهماهنگی، نارضایتی، مقاومت و نافرمانی در برابر قدرت پاشیده می شود، اما آیا “مقاومت” و نافرمانی”، یک “بازی قدرت” است؟
گروهی که قدرت آن را ندارد به صورت مثبت، مسیر رویدادها را تغییر دهد، تلاش خواهد نمود از راه منفی و مقاومت(مقاومت منفی) به هدف خود – که همان دگرگونی یا مقاومت در برابر تغییر است – دست یابد. این گونه مقاومت اگرچه ماهیت پنهان دارد، اما به هر حال، یک “بازی قدرت” است چون به هر حال، تمایل به تغییر یا مقاومت در برابر دگرگونی را از خود نشان می دهد.
گروه هایی که در جایگاه “مقاومت” قرار می گیرند اگرچه ممکن است انگیزه های گوناگون داشته باشند اما نکته ای که در میان آنها مشترک به نظر می رسد این احساس نیرومند است که “مورد تهدید قرار گرفته اند”. ( به عنوان نمونه: مردم، گروه ها، سازمان ها و احزاب مخالف جمهوری اسلامی)
در فضای حاکم بر جامعه، مردم ممکن است به سبب آرایش قدرت حاکم، اعتراض به یک امر عمومی یا آنچه علیه آنان در حال تولید شدن یا توزیع شدن است احساس تهدید کنند.(به عنوان مثال: تولید ماشین سرکوب جمهوری اسلامی و توزیع ترس و ارعاب)
اما در جوامعی که گروه های مقاومت کننده در برابر یک “نظام تمامیت خواه”(مانند رویارویی مردم با جمهوری اسلامی) قرار گرفته اند، چشم انداز مقاومت سیاسی، از میان برداشتن نظام حاکم و در نهایت، “براندازی” است. مردم در این نوع مقاومت، تلاش می کنند در برابر هر آنچه نظام حاکم انجام می دهد سد و مانع به وجود آورند، در برابر هر آنچه به نام “قانون” و “ضابطه”، “تمامیت خواهی” را علیه آنها مشروعیت می بخشد مقاومت کنند و با انباشت تدریجی قدرت متقابل، خود را متعهد به “مبارزه”، “اقدام” و سرانجام، “دگرگونی های بنیادین” کنند که در برابر آن، به مقاومت برخاسته اند.
مقاومت منفی سازمان یافته ی مردمی در قالب “جنبش نافرمانی مدنی” در “مناسبت” هایی که “ماهیت” آن علیه نظام حاکم( و به ویژه نظام های تمامیت هواه) است، نقش بسیار مهمی در برهم زدن “تعادل سیاسی تحمیلی” از سوی نظام های تمامیت خواه بر مردم و مخافان خود دارد، نقشی که حتی می تواند “سرآغازی پرتوان برای فروپاشی ساختار قدرت های تمامیت خواه”(مانند جمهوری اسلامی ایران) باشد

نمرەی نسل ما یا “صفر” خواهد شد یا “۲۰”….

بهزاد خوشحالی

كرديسم، به سوی زيبايی شناختی كردن حقيقتی به نام “ملت کرد”

بهزاد خوشحالی

روانشناسی فرقه

نگاهی انتقادی به نظریه ی کولونیالیسم داخلی، پیشینه، کاربردها، نتایج – بخش نخست

بهزاد خوشحالی

کومه‌له

بهزاد خوشحالی

آسیمیلاسیون زبانی در ایران و بررسی چند آمار

یەکگرتنەوە

بهزاد خوشحالی

کینه‌ای که نفرت زایید

بهزاد خوشحالی

چو خاک پای عشقم تو يقين دان/ وزين شب چون مه روشن برآيم

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید