سه حرف توخالی “طمع” و “رويا- قدرت” سراب

دیدگاه فارسی

همه ي گل ها، بوي آشتي نمي دهند. گاهي درمانده شده اي و حناي ات ديگر رنگي ندارذ، شاخه گلي را بهانه مي کني براي مستارنگ عاشقان دريادل، بلکه زمان خريداري کني تا بماني همچنان و ندانندت که چه بودي؟ و چه کردي؟ و چه اندوختي از اين کينه پراني و نفرت گستري و هم کاسه گي با خيانت و …..
گاهي نيز شاخه گل را به زهر پايان آلوده اي و شوگران جامه را نيز در برابر خود داري آنچنان با امريه اي از جنس قطعيّت که:
“يا تمام کن آنچه را که بر سرش فروختي و خريدي و بريدي و دريدي يا نوش ات باد شيرين زهر همان زهرهايي که شيرين در جام اين و آن و اينان و آنان و -البته همگان- سالياني بس دراز قطره قطره ريختي….
اما دريغ و افسوسي به گستره ي اقيانوس بي انتهاي از جنس “طمع قدرت” ات که:
“طمع” از سه حرف توخالي پديد آمده است و آن “قدرت” هم که عمري، رويا مي ديدي اش تو، سراب……ب ب ب ب ب
پس گوش کن نيوشيدني فرزند طمع و قدرت، “خالي” و “سراب”:
Go TO HELL….
و تو مي ماني و آن تاريخي که من، فردا، با جوهري از خون دل خواهم نوشت ات….تنها، رسوا، رسوا، تنها
(ب.خ)

Related posts

کهنه قمار

بهزاد خوشحالی

برای وجدان‌هايی که به خواب می‌زنند

بهزاد خوشحالی

نبرد نامتقارن، الگویی برای اقدام مدنی علیه سلطه

بهزاد خوشحالی

خاستگاه کوردها (7)

سلسله مراتب دمکراتیک یا سازمان حلقوی(بخش سوم)

بهزاد خوشحالی

دل مشغولی اصلی و نخست “ما” به عنوان یک “کرد” چیست؟

بهزاد خوشحالی

آيا مردم ايران، آمريکايی‌ها را دوست دارند

بهزاد خوشحالی

توهم امر مطلق

بهزاد خوشحالی

مثل جوجه تیغی‌ها در زمستان شده‌ایم

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید