سیاست‌های رسانه‌ای جمهوری اسلامی برای فلج ذهنی مخاطبان

دیدگاه فارسی یادداشت

یکی از مشکلات اصلی مردم ایران در مواجهه با رسانه ی دولتی، ماهیت سراپا یک طرفه ی آن، مالکیت و کنترل انحصاری است که توسط شورای سیاست گذاری سیما برنامه ریزی و بنیادی ترین هدف آن، “انفعال مطلق بینندگان” است.
به واقع، در پشت صحنه ی تلویزیون هایی مانند جمهوری اسلامی که یک رسانه ی ایدئولوژیک به شمار می آیند قدرت و ذهنیتی ایدئولوژیک نهفته است که هدف نهایی آن، “سقط جنین” اندیشه های در حال شکل گیری علیه حاکمیت و به طور کلی، “نابودی اندیشه” است.
رسانه ی جمهوری اسلامی با سیاست های رادیوتلویزیونی خود، در تلاش است مانند سیاهچاله ای عمل کند که همه ی نگاه ها و شنیده ها را به درون خود بکشد به طوری که هیچ چشم و گوشی قادر به خروج از آن نباشد.
رسانه های ایدئولوژیک همواره تلاش می کنند با تقویت خود، “انفعال و اسارت” ملت تحت سلطه ی خود را تقویت کنند.
ساختن، تغییر دادن و تفسیر روایات خیالی و بعضا دروغین در سیمای رسانه ای جمهوری اسلامی و تبدیل افراد به قهرمانان خیالی یک روایت ملی، نژادی، قومی، طبقاتی یا جمعی همچنانکه “آلتوسر” می گوید یکی دیگر از نقش های ایدئولوژیک و دستگاه های ایدئولوژیک است.
تنزل دادن نظام معانی، ساختار بخشی کاذب به واژگان و تلاش در جهت ارجاع نظام جزا و پاداش به بهشت و جهنم و ماورا، از دیگر سیاست های رسانه ای جمهوری اسلامی است که با کوشش در جهت انحراف زخم ها، مرهم ها، میل ها، رنج های ناشی از فروپاشی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه به جهان آخرت تلاش می کند انسان دارای اراده ی آزاد و مختار را به سطح یک “مخلوق جبری” تنزل دهد، انسان فاقد اختیاری که با اتکا به نظام جزا و پاداش در جهان آخرت و بهشت و جهنم، هرگونه بدبختی را تحمل و جزای ستمکار و پاداش زجر کشیدگی خود را در مقام آدمیزاد، پس از مرگ دریافت کند.
سیاست دیگر رسانه ی جمهوری اسلامی به منزله ی بخشی از یک نظام هنجارگرا، ساختن یک “فرهنگ ایدئولوژیک” در خدمت مهار مردم و “نهادینه ساختن سلطه ی فراگیر نظام حاکم” با استفاده از بزرگ نمایی و اقتدار کاذب نهادهای امنیتی، انتظامی و نظامی است به صورتی که هوشمندی، دانش و توانایی افراد، آنچنان تحت تاثیر این عرصه ی نمادین قرار می گیرد که بیننده (یا شنونده) در این احساس قرار می گیرد که رسانه، جزیی از نظام امنیتی حاکم در چارچوب زندگی او است.
القای تصویر “کانون گرم” خانواده و نهادهای اجتماعی یکی دیگر از سیاست های ایدئولوژیک رسانه ای جمهوری اسلامی است. تعارفات دروغین و تو خالی مجریان برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی که با چاشنی لبخندها و صمیمیت های کاذب، مضاعف می شود تلاش می کند باور “کانون گرم” نهادهای اجتماعی در چارچوب جغرافیای رسانه ای ایران را حتی به صورت نسبی و موقتی در مردم و مخاطبان القا کند.
سیاست های رسانه ای جمهوری اسلامی یکی از مهمترین تلاش های این نظام ایدئولوژیک برای “غریبه ساختن مردم با واقعیت های موجود” و در نهایت “فلج ذهنی مخاطبان” به شمار می آید.

Related posts

به صدای اجدادت پشت کن

بهزاد خوشحالی

“هويت” و “هويت کردی” از نگاهی ديگر

بهزاد خوشحالی

همان چیزی را فدا خواهیم کرد که می‌خواستیم از آن دفاع کنیم

بهزاد خوشحالی

نتيجه ي انتخابات هرچه باشد “ضريب شکست” ولايت فقيه بازهم افزايش خواهد يافت (بخش دوم)

بهزاد خوشحالی

مدیریت بحران چیست؟ بحران را چگونه می توان راهبری و مدیریت کرد؟

بهزاد خوشحالی

ایران از نگاهی متفاوت؛ سندروم پینوکیو

بهزاد خوشحالی

ناسیونالیسم، خوب یا بد

بهزاد خوشحالی

بَرایِ کَسی که هَرگِز اَهلی نَشُد.

بهزاد خوشحالی

احزاب مدرن و ویژگی های آنها(3)

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید