“شوم تر از کابوس”

فارسی گزینه گویی

در سرزمین من “آینده” موجود نبود، هنوز هم نیست
“ما” در شب هایی که نشانی از آینده نداشت قدم می زدیم، هنوز هم قدم می زنیم
“زمان” را با ساعت های کهنه، عمدا عقب نگاه می داشتیم، هنوز هم عقب نگاه می داریم
“اکنون” را با اندیشه های خشکیده از حرکت می انداختیم، هنوز هم از حرکت می اندازیم
“گذشته” را هم با لاک سفید، غلط گیری می کردیم
فکر می کردیم این گونه می توان
هنوز هم غلط گیری می کنیم و هنوز هم فکر می کنیم که این گونه می توان
دروغ گفتن هایمان را با آوردن دلایلی به نفع خود توجیه می کردیم، هنوز هم توجیه می کنیم
باور نداشتیم گذشته، هنگامی که به آینده برخورد کند ناگزیر خواهد شکست، هنوز هم باور نداریم
نمی پذیرفتیم که باید مرگ گذشته را پذیرفت، هنوز هم نمی پذیریم
و نمی پذیریم که ناگزیر، باید شاهد یک “پایان” بود
****
بخواهیم یا نخواهیم
باور کنیم یا نکنیم
بپذیریم یا نپذیریم
توجیه کنیم یا نکنیم
پایان خواهد آمد و
سرانجام، حقیقت شوم تر از کابوس، بر جان همه ی ما خواهد نشست….
(ب.خ)

Related posts

بَرایِ کَسی که هَرگِز اَهلی نَشُد.

بهزاد خوشحالی

مستند فروپاشی – Rojhelat TV

بهزاد خوشحالی

می‌خواهید تجزیه بشود مملکت؟ یا کردستان، آن حرف‌ها را بزنند؟

بهزاد خوشحالی

دیپلماسی و قدرت، با یکدیگر پیوند خورده‌اند

بهزاد خوشحالی

نوروز خونین سنندج، چرایی بحران(3)

بهزاد خوشحالی

دفاع مشروع یا تروریسم (بخش دوم و پایانی)

بهزاد خوشحالی

آموزه‌ی جمهوری کردستان، ورود به دوران مدرن نهضت رهايی بخش ملی کرد

بهزاد خوشحالی

فرصت تعارف‌ها و تکلف‌ها گذشته است

بهزاد خوشحالی

لذت مجرمانه

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید