گذار از “جمهوری اسلامی” به “جمهوری اسلامی-ایرانی”(3)

تحلیل فارسی

گذر از “تمامیت خواهی استالینیستی” به “تمامیت خواهی نازیستی”(3)

منحصر ساختن قدرت به یک طبقه ی ممتاز
اکنون، دولتمرد نخست جمهوری اسلامی، در میانه ی دوره ی دوم از هشت سال سکانداری در دولت نهم، چگونه و چرا به یاد “ملیت گرایی ایرانی” افتاده است؟
“آرنت” می گوید:” هتر بازگشت مستقیم به “ملیت گرایی” را برگزید حال آنکه پیش از به قدرت رسیدن، برها آن را نکوهش کرده بود ( و تا پیش از یک سال و اندی پیش، هیچکس و هرگز، از مفهومی به نام “ایرانیی، چیزی نه دیده و نه شنیده بود)
“آرنت” ادامه می دهد:” او با گرفتن ژست یک ملیت گرای دو آتشه و ادعای اینکه “ناسیونال سوسیالیسم”، کالای صادراتی نیست، آلمانی ها و غیر آلمانی ها را آ رام ساخته و چنین القا کرد که آرزوهای نازی برآورده خواهند شد اگر به خواست های ملیت گرای آلمانی در چارچوب ایدئولوژی “ناسیونال سوسیالیسم” پاسخ داده شود.” ( و اکنون دولت دکتر احمدی نژاد با طرح “اسلام ایرانی، دیگر از صدور انقلاب هم سخن به میان نمی آورد و هم، ایرانی های دو آتشه، پان ایرانیست ها، مهاجرن نوستالوژیست و سیاستمداران خارج نشین در رویای ایران بزرگ عصر کوروش و داریوش را نه تنها آرام بلکه بسیاری از آنها را چنان با خود همره ساخته است که با شگفتی بسیار در برخی نشریات غربی به یادداشت هایی با این عنوان برمی خوریم که: “سقوط دولت احمدی نژاد در برابر خامنه ای به سود غرب نیست”.)
و “دکتر احمدی نژاد” می تواند با خیال آسوده، به مانند استالین که با اختراع نظریه ی “سوسیالیسم در یک کشور” و انداختن مسوولیت انقلاب جهانی به گردن “تروتسکی”، به افکار عمومی روسیه و جهان غیر روسی آرامش و اطمینان داد تا با حربه ی “اسلام ایرانی” و برجسته سازی “تابو”ی “ایرانی بودن” و “تعظیم در برابر منشور کوروش و انداختن چفیه(نماد ولایت فقیه و فرهنگ اسلامی_بسیجی) و انداختن مسوولیت صدور انقلاب و انقلاب جهانی جمهوری اسلامی به گردن ولایت فقیه(از بنیانگذار جمهوری اسلامی تا نیابت امام زمان و رهبری کنونی)، هم موج نارضایی فزاینده ی مردم ایران را کنترل و هم جهان غیر تمامیت خواه را فریب دهد و در چنین شرایطی است “دروغگویی منظم” برای سراسر جهان- تحت شرایط فرمانروایی تمامیت خواه- با اختراع یک کیفیت ساختگی از واقعیت روزمره ی زندگی، حتی نیاز به تبلیغات را هم بسیار ضروری نمی داند و هدف های خود را به گونه ای بازتولید، بازسازی و “به روز آوری” می کند که بتواند آنها را الهلم بخش سازمان توده ای جنبش خود سازد.( در این مورد می توان به انتخاب نماد پرچم پس از کودتای انتخاباتی در تقابل با نماد جنبش سبز اشاره نمود.)

تدوین: بهزاد خوشحالی

Related posts

“گلوبالیسم جهادی”(Jihadist Globalism)، روان تخریب شده‌ی انسان

بهزاد خوشحالی

چیزی به “طاعون” نمانده است

بهزاد خوشحالی

کردها همچنان در کانون تصمیم سازی و تصمیم گیری خاورمیانه

بهزاد خوشحالی

پس از اعدام حبيب الله گلپری‌پور

بهزاد خوشحالی

دل مشغولی اصلی و نخست “ما” به عنوان یک “کرد” چیست؟

بهزاد خوشحالی

ژوان جان!

بهزاد خوشحالی

دكترين اوباما، سه محور، 8هدف، چند نكته

بهزاد خوشحالی

کردها، بزرگترین قربانیان مین در جهان

بهزاد خوشحالی

تماميت‌خواهی جهمهوری اسلامی، اراده‌ی ويرانگر و توفان شن

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید