گذار از “جمهوری اسلامی” به “جمهوری اسلامی-ایرانی”(1)

گذر از “تمامیت خواهی استالینیستی” به “تمامیت خواهی نازیستی”(1)

“هانا آرنت” می گوید: “دیکتاتوری توتالیتر آگاهانه به راه جنون کشیده نمی شود. نکته ی بنیادین آن است که سردرگمی ما در برابر ویژگی ضد فایده گرایانه ی دولت تمامیت خواه، از این برداشت نادرست ما سرچشمه می گیرد که تصور کنیم با یک “دولت عادی (دیوان سالار، بیدادگر یا دیکتاتوری) سروکار داریم…”
او ادامه می دهد: “فرمانروایان تمامیت خواه به محض آنکه به قدرت می رسند به تاکید می گویند کشورشان را تنها به عنوان ادارات مرکزی یک جنبش بین المللی و منزلگاهی در راه فتح جهان تلقی می کنند و شکست و پیروزی را بر مبنای قرن ها و هزاره ها ارزیابی میکنند و ادعا می کنند منافع جهانی آنها همیشه بر منافع محلی اشان برتری دارد (نگاه کنید به سخنان نظریه پردازان ولایت فقیه و آیت الله خامنه ایی در ماه های اخیر پس از طرح اندیشه ی جمهوری اسلامی-ایرانی و به اصطلاح “جریان انحرافی)”
واقعیت کاملا ساختگی در آینده
“آرنت” در باره ی ضرورت وجودی “ساختن واقعیت ساختگی در آینده” رژیم های تمامیت خواه می گوید:
“آنچه یک ناظر خارجی را به عنوان یک “جنون شگفت انگیز به تحیر می کشاند(مصداق عینی در مورد ایران امروز، ایالات متحده و اروپا است) و دچار سرگشتگی می کند چیزی جز برتری مطلق جنبش بر دولت، ملت، مردم و حتی مقامات بلند پایه ی رژیم تمامیت خواه نیست. تدابیر زیرکانه ی فرمانروایی تمامیت خواه که تمرکز مطلق و برتر قدرت را به دست یک انسان می سپارد در گذشته هرگز آزمایش نشده بودند (البته در نازیسم و استالینیسم به آزمون گذارده شدند و بعدها در بعثیسم و اکنون، در جمهوری اسلامی “به روز آوری شده اند) به همین دلیل هیچ بیدادگری در تاریخ (به استثنای حکومت های تمامیت خواه) نبوده است که تمامی منافع محدود و بومی اقتصادی، ملی، انسانی و نظامی را قربانی یک “واقعیت کاملا ساختگی در آینده ی دور” سازد.” (سخنرانی های دو ساله ی اخیر رهبر جمهوری اسلامی در زمینه ی مقدمات ظهور منجی موعود و تبلیغات رسانه ای دستگاه روحانیت در این زمینه، مصداق عینی این نگره است).
همانندی جنبش تمامیت خواه با دولت تمامیت خواه
“از آنجا که حکومت تمامیت خواه در راس قدرت به اصول بنیادی جنبش وفادار می ماند (در مورد جمهوری اسلامی، این وفاداری همان اصل ولایت فقیه و ضرورت بنیادگرایی اسلامی است) همانندی شگف انگیز “تدابیر سازمانی جنبش” (به مثابه ی رهبری جمهوری اسلامی) با “دولت تمامیت خواه” (به مثابه ی دولت آقای احمدی نژاد) دیگر نباید مایه ی شگفتی شود.
انشقاق میان اعضای حزب (و در مورد جمهوری اسلامی کارویژه ای نوین به نام سپاه پاسداران به مثابه ی موتور محرکه ی جنبش تمامیت خواهی) و همراهانی که در سازمان های پیش گام متشکل شده اند، بی آنکه “ناپدید” شوند به هم نواختی بخش هوادار جمعیت کشور (در جمهوری اسلامی با استفاده از ابزار مذهب) می انجامد که اکنون (به مدد تبلیغات، رسانه و آموزش) به صورت هواداران جنبش (و در مورد جمهوری اسلامی بسیج، لباس شخصی ها و …) سازمان یافته اند” (آرنت، توتالیتاریسم، ص220)

تدوین: بهزاد خوشحالی

“تروریزه کردن”

بهزاد خوشحالی

جبهه ی متحد کردستانی، ضرورت سرعت تشکیل

بهزاد خوشحالی

برنامه ریزی اقدام (يک نمونه برای تدوين مقاومت سازمان یافته یا کنشگری فعال و غلبه بر بحران در مواجهه با ماشين سركوب رژيم جمهوري اسلامي)

بهزاد خوشحالی

و تو تند و تند بزرگ می‌شوی

بهزاد خوشحالی

سکوت

بهزاد خوشحالی

چالش‌های فراروی ايران

بهزاد خوشحالی

طنز سياه نخبه كشی

بهزاد خوشحالی

نهادهای تولید قدرت

بهزاد خوشحالی

“کورد بودن” با مسووليت محدود….

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید