از کدامين تمدن می‌گويید؟!!!

دیدگاه فارسی

بهتر نیست تاریخ این تمدن را یک بار دیگر، به “نظر” نه، به نظاره” بنشینید
از کدامين تمدن مي گويید؟!!!
به کدامين تمدن مي بالید؟!!!
بهزاد خوشحالی
(از همان تمدني سخن مي گوييد که که همه ي ملت ها را کوچک مي خواند و تحقيرشان مي کند اما اگر واژگان همان ملت ها را از محاورات روزانه و ادبيات شان پاک کنند ديگر زباني براي گفتگو نخواهند داشت؟ و نه دسته-واژه اي براي نوشتن؟ از همان تمدني مي گوييد که زنان در آن، نه در خانه، نه در خيابان، نه مدرسه، نه دانشگاه، نه محيط کار امنيت ندارند و امنيت را تنها شايد در قبر بتوانند تجربه کنند؟ از همان تمدني مي گوييد که در استاديوم فوتبال، آدم اعدام مي کنند و هزاران نفر با تنقلات، به تماشاي آن مي روند؟)
-از همان تمدني مي گوييد که همه در آن، بزک دورويي و دوپهلويي، نه بر چهره، بر روح خود زده اند و اين گونه مي گذرانند؟
-از همان تمدني مي گوييد که يکي از بزرگترين جوامع معتاد به مواد مخدر در جهان را داراست و خود نيز از بزرگترين توليدکنندگان و توزيع کنندگان افيون در جهان است؟
-از همان تمدني مي گوييد که رهبر ماده گراترين حزب سياسي چپ آن، در ايام ماتمین، عزاداري مي کند و هنگامي که مي پرسند: شما ديگر چرا؟ درپاسخ مي گويد: با شير مي آيد و با خون مي رود؟
-از همان تمدني مي گوييد که بزرگترين وجهه ي بين المللي آن، تروريسم و تروريسم دولتي است؟
-از همان تمدني که همه تقصیر را از گردن خود باز کرده و به گردن دیگري می‌اندازند؟ آنگاه در بوق و کرناي رسانه اي مي دمند واتفاقا افکار عمومی هم می‌پذیرند؟
-از همان تمدني مي گوييد که هر قانوني را مي شود با نشان دادن يک کارت شناسايي، يک تلفن، سفارشي شفاهي يا….به زباله دان انداخت؟
-از همان تمدني مي گوييد که با يک پيامک يا چند دقيقه مکالمه ي تلفني آن هم در حال کشيدن قليان در يکي از باغ هاي اطراف شهر، مي توان در يک لحظه صاحب صدها ميليون تومان ثروت شد؟
-از همان تمدني مي گوييد که به صرف نفوذ سياسي، مي توان، بزرگترين بودجه ها را صرف بي ارزش ترين پروژه ها کرد و به هيچکس هم پاسخگو نبود؟
-از همان تمدني مي گوييد که مي شود براي به دست آوردن اندکي، انسان فروخت و با دادن کمتر از اندکي، انسان خريد؟
-از همان تمدني مي گوييد که صاحبانش، براي جبران عقب ماندگي هاي هميشگي خود، تصور مي کنند سريع راندن خودرو شخصي، چاره ساز است؟
-از همان تمدني مي گوييد که هميشه اين گونه مي انديشد برترین نژاد است و کشورش برترین تاریخ فرهنگ و تمدن جهان را دارد و بقیه ملل به اندازه هسته یک حبه انگور هم ارزشی ندارند اما وقتي آمار سنجي مي شود رکورد دار بدترين ها و رتبه ي آخر بهترين هاست؟
-از همان تمدني مي گوييد که نژاد خود را باهوش ترين موجودات زمين مي داند اما در بررسي ها، از بهره ي هوشي متوسط روبه پایین برخوردار است؟
-از همان تمدني مي گوييد که شهروندانش با هزار ناراحتی و عقده و خشم و حس انتقام از دنیا وقتی پشت فرمان می‌نشینند تا همه ي آن را تخلیه کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که از گفتن حقیقت می‌ترسد چون مي داند توسط همين مردم، نابود خواهد شد؟ چون دريافته است مردم دوست دارند دروغ بشنوند و دیگر کسی از ساکنان اين تمدن نمی‌خواهد واقعیت را بداند؟
-از همان تمدني مي گوييد که مردم و مدیرانش، همیشه هنگام مواجه شدن با کسی که می‌خواهد مشکلي را پیگیری و آن را رفع کند، او را تنها می‌گذارند و مي گويند:الان مشکل مملکت ما اینه؟!
-از همان تمدني مي گوييد که بازار فروش ميراث باستاني اش به بيگانگان، پر رونق ترين تجارت هاست؟
-از همان تمدني مي گوييد که”روزنامه‌نگاری” اگر درباره پراید گزارش بنویسد درگیر دادگاه می‌شود، “خبرنگار”ش اجازه ندارد درباره زلزله پرسشی مطرح کند،”طنزنویسی”ش اگر از جامعه انتقاد کند متهم به سیاه‌نمایی می‌شود و “نویسنده” اش،يا زندان است يا آواره و يا نزديک است از گرسنگي بميرد؟
-از همان تمدني مي گوييد که مردمانش زامبی شده‌اند و از سوپرمارکت فیلم می‌خرند و با دیدن سریال‌های تلویزیون ریسه می‌روند و بابت تماشای اخراجی‌ها پول می‌دهند؟
-از همان تمدني مي گوييد که کارتونيستش را بازداشت، روزنامه ي محل چاپش را توقيف و مدير مسوولش را روانه ي زندان مي کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که گفتن حقيقت در آن، بر حسب شدت بيان، مجازات از 1تا صد دارد؟
– از همان تمدني مي گوييد که شهروندانش همه، جوگیر هستند و مي توان به سادگي، آنها را به خدمت اهداف شخصي خود درآورد، برانگيخت، به عکس العمل واداشت، پشت آنها سنگر گرفت، هزينه شان کرد و آنگاه، بر مرگشان اشک تمساح ريخت؟
-از همان تمدني مي گوييد که هرگونه مخالفت “مصالح عمومي”با منافع شخصي را مي توان سياسي-عقيدتي کرد و مردمانش را بر مصيبت وارده گرياند و همه چيز را دوباره به مسير شخص بازگردانيد؟
-از همان تمدني مي گوييد که 90% کیوسک‌های تلفن عمومی نصب شده در پایتخت آن، دکوری است و وول خوردن میکروب، باکتری و ویروس‌ها را روی آن‌ها می‌توان با چشم دید؟ تازه کارت نو هم اگر داخل آن بگذاری، پیغام می‌دهد که اعتبار آن کافی نیست و اجازه شماره‌گیری ندارید، اما تمام مناسبت‌های مذهبی و سیاسی را در صفحه نمایشگر به شما تبریک و تسلیت می‌گویند.
-از همان تمدني مي گوييد که شرکت مخابرات آن، هر ماه میلیاردها تومان درآمد دارد و با ترفندهای مختلف آن را هر روز افزایش می‌دهد، اما یک دستمال نمدار هم روی گوشی تلفن‌ها نمی‌کشد و وزارت بهداشتش هم بدون توجه به سلامت، فقط دنبال تغییر نام دانشگاه‌ها و اختصاص پرستار همجنس برای بیمار است.
-از همان تمدني مي گوييد که مسوولانش و نيز مردمانش به جاي چاره انديشي در مواجهه با بلاياي طبيعي، همچنان شب‌ها پیش از خواب دعا می‌کنند که خدا کند نيايد و نبارد و نلرزد و نوزد و….؟
-از همان تمدني مي گوييد که بزرگترين و تاثيرگذارترين منطق ها در آن، فحش و ناسزا و دروغ و تهمت و به همه چيز کشيدن يکي بر ديگري يا جمعي بر جمعي ديگر است؟
-از همان تمدني مي گوييد که تلويزيون ملي آن، بيش از سه دهه است حتي عوارض ساخت‌وساز هم به شهرداری مرکز نپرداخته است اما جداي از ساختمان‌های مختلف این سازمان در نقاط مختلف پايتخت، تنها مجموعه جام‌جم آن ماهانه به اندازه شهرک اکباتان برق و گاز مصرف می‌کند و درآمد شرکت مخابرات پايتخت هم از هزینه تماس‌های خروجی همين تلويزيون ماليات گريز، برابر یک چهارم پايتختش است؟
-از همان تمدني مي گوييد که رسانه تان دروغگوترين هاست و مردمانش، حتي اخبار داخلي را هم از طریق رسانه‌های بیگانه دنبال مي کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که پارازيت مي اندازد بر روي مردمانش تا نبينند و نفمند دروغ هايشان و توزيع سزطان، تنها “مساوات”ي است که همه از آن، بهره ي مساوي دارند؟
-از همان تمدني مي گوييد که وسيله ي نقليه ي شخصي آن، تابوت راهي شدن به گورستان است؟ و جان انسان ها، بها و بهانه ي سودجويي دولت-مالکان است؟
– از همان تمدني مي گوييد که دختران سرزمينش، تن فروشي در کشورهاي ديگر را وسيله ي گذران زندگي ساخته اند؟ و شما ککتان هم نمي گزد؟
-از همان تمدني مي گوييد که رسانه و امنيت، به جاي تزريق آرامش و امنیت به جامعه و اذهان، دلهره و اضطراب، توزيع مي کند؟
-از همان تمدني مي گوييد که اگر در نقطه اي از جهان، لوله ي گاز یک رستوران منفجر شود، تلویزیونتان سیاه‌پوش می‌شود، اما وقتی مردم در شمال غربی کشور زیر آوار خفه شده‌اند، همان تلويزيون برنامه ي طنز پخش مي کند؟
-از همان تمدني مي گوييد که بالاترين مقام اجراييش براي تيراندازي در مدرسه ي کشور به اصطلاح دشمن، تسليت و اظهار همدردي ارسال مي کند اما براي جانباختگان و قربانيان آتش سوزي بخاري نفتي يک مدرسه ي ابتدايي در غرب آن کشور، حتا زحمت اظهار تاسف به خود نمي دهد؟
-از همان تمدني مي گوييد که خود را رسانه ي ملي مي خواند اما بيش از هر نهاد ديگري، دلبخواهي و بهتر بگوييم “رسانه ي ميلي” است؟
-از همان تمدني مي گوييد که در مثل، “هنر را تنها نزد خود مي داند و بس” اما “سينما” و تئاتر” آن، ديگر نفس هم نمي تواند بکشد؟
-از همان تمدني مي گوييد که برای بسياري از جامعه مهم نيست دیگران درباره شخصیت آن‌ها چه فکری می‌کنند؟ اصلا نمي دانند شخصیت چیست؟ و وقتی راننده‌های تاکسی در ایستگاه‌ها حوصله‌شان سر می‌رود جلوی چشم مردم با هم شوخی هاي آنچناني می‌کنند؟
– از همان تمدني مي گوييد که وقتي سپر اتومبیل يکي به سپر اتوبوس عمومي مالیده شده وسط خیابان توقف می‌کند و مسیر خیابان را می‌بندد و ترافیک سنگین ایجاد می‌کند تا منتظر رسیدن افسر بماند و وقت آن همه مسافر و دیگر شهروندان را می‌کشد؟
-از همان تمدني مي گوييد که وقتی در ایستگاه‌های مبدا قطار مترو توقف می‌کند، مسافران، ناگهان برای تصاحب صندلی به سمت درهای واگن‌ها هجوم می‌برند و به یکدیگر تنه می‌زنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که سوار بودن اتومبیل‌های مدل بالا یا داشتن گوشی‌های موبایل گران‌قیمت، گویای بالا بودن شخصیت افراد است؟
-از همان تمدني مي گوييد که مردمانش وقتی در شرکت هستند مودب سخن می‌گویند، مرتب و معطر هستند، هنگام صرف غذا دستمال روی پایشان پهن می‌کنند، همیشه مسواک و خمیردندان و نخ دندان در کیف‌شان دارند، کشوی میزشان پر از شکلات‌های خارجی است، آرایشگر و پیرایشگر حرفه‌ای ثابت دارند، بهترین نوع چای و نسکافه‌ها را مصرف می‌کنند و فقط از ماگ شخصی خوشگل خودشان می‌نوشند، همیشه یک اسکناس 100 دلاری داخل جیب‌شان است، می‌گویند هرگز عادت ندارند از توالت‌های بیرون از خانه استفاده کنند، فقط فیلم‌های سه‌بعدی تماشا می‌کنند، در خانه‌هایشان آنتن صداوسیما را ندارند و درباره برنامه‌های «abc» و «CNN» و «ESPN» با دیگران حرف می‌زنند، کیف و کفش لباس‌شان از برترین برندهاست، تا به حال از ونک به پایین ساندویچ نخورده‌اند و مسیرهای اتوبوس را بلند نیستند… اما غروب وقتی به خانه می‌رسند لنگه‌های جوراب‌شان را به سمتی پرتاب می‌کنند و قابلمه غذا را مقابل تلویزیون می‌آورند و با یک قاشق مشغول خوردن می‌شوند و سی‌دی فیلم «شاخه گلی برای عروس» را می‌گذراند و تماشا می‌کنند و وقتی تشنه شدند به آشپزخانه می‌روند و کله‌شان را داخل سینک می‌برند و دهان‌شان را زیر شیر آب می‌گیرند و تماشای فیلم را با تخمه ژاپنی ادامه می‌دهند و به بخش خبری شبانگاهي رسانه ي به اصطلاح ملي زل می‌زنند و سپس پای یکی از سریال‌های ماهواره دراز می‌کشند تا چشم‌شان سنگین شود و سپس تا صبح همان‌جا می‌خوابند؟
-از همان تمدني مي گوييد که مردم هنگام رانندگی با موبایل حرف مي زنند و SMS تایپ نمی‌کردیم، ویراژ مي دهند، هميشه دست‌شان روی بوق است، خط عابر پیاده اي نمي شناسند ، پشت آمبولانس حرکت مي کنند تا بتوانند از چراغ‌های قرمز تقاطع‌ها عبور کنند، لامپ چراغ زنون روی اتومبیل‌شان نصب مي کنند، داخل ایستگاه اتوبوس توقف مي کنند، دوبله پارک مي کنند، با کم کردن سرعت برای تماشای صحنه تصادف راه را مسدود مي کنند و با فریاد به افسر پلیس مي گويند: جریمه می‌کنی بکن، به جهنم! اون‌قدر بنویس تا جانت در بیاد؟
-از همان تمدني مي گوييد که از شخصيت تنها ياد گرفته است وقتی می‌شنود قرار است در گوشه‌ای از شهر گالری یا کافه‌ای افتتاح شود، خودش را به آنجا برساند و عکس‌هایی که گرفته‌ و در همه آن‌ها سیگار و ایستک روی میز است را روی پروفایل‌مان بگذارد و بقیه را هم تگ کند؟
-از همان تمدني مي گوييد که مردمانش، به همه ي ملت ها و مقامات سیاسی خارجی توهین مي کنند و نمايندگانشان در صحن مجلس فحش مي دهند؟
-از همان تمدني مي گوييد که همه به اسم فامیل قبلی همدیگر گیر مي دهند و قوطی سوزن‌دان را از روی میز به سمت سخنران پشت تریبون پرتاب مي کنند، پشت کله همکارشان هنگام عکس گرفتن شاخ مي گذارند و به رقباي خود، بهتان مي زنند؟،
-از همان تمدني مي گوييد در صف نانوایی امدادگر آتش‌نشان را به خاطر این که می‌خواهد خارج از نوبت و برای همکارانش در ایستگاه 10 عدد نان بخرد، کتک مي زنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که مسیر جوی‌های شهري به خاطر بطری‌های آب‌معدنی و رانی و ظرف غذا مسدود شده اند؟
-از همان تمدني مي گوييد که سگ‌هايشان را رها مي کنند تا یک گربه‌سان از گونه‌ای نادر را از درخت پایین بکشند و خرخره‌اش را بجوند تا با موبایل از آن فیلم بگيرند؟
-از همان تمدني مي گوييد که در استاديوم فوتبال، آدم اعدام مي کنند و هزاران نفر با تنقلات، به تماشاي آن مي روند؟
-از همان تمدني مي گوييد که به مجسمه هاي پارک ها و ميادين اش هم رحم نمي کنند و در چشم برهم زدني، به ناکجا مي برند؟
-از همان تمدني مي گوييد که تصاویر خصوصی یک هنرپیشه فروش میلیاردی دارد؟
-از همان تمدني مي گوييد که مشتري سالاري را آموزش مي دهد و تبليغ مي کند اما زمانی که پشت پیشخوان مغازه‌ ایستاده‌اند، انگار از مشتري طلبکارند؟ يا وقتی مشتری رستوران از کیفیت غذا ناراضی است به جاي دلجویی، مي گوییم: همینی که هست… کوفت نمی‌کنی، گمشو برو بیرون.
-از همان تمدني مي گوييد که مردمانش در صدها صفحه بی‌ارزش در فیس‌بوک که حقوق دیگر کاربران را نقض می‌‌کنند، عضو مي شوند؟
-از همان تمدني مي گوييد که جوانان، برای ازدواج پشت مادر و پدر قایم مي شوند و با دروغ و صحنه‌سازی سرانجام، کسي را فريب مي دهند؟
-از همان تمدني مي گوييد که ادعاهايشان درباره ي نوع دوستي و رعايت حق ديگران، اهورايي است اما کلانتری‌ها و دادسراها و شوراهای حل اختلاف آنها همیشه شلوغ است؟
-از همان تمدني مي گوييد که هیچ روزنامه‌ای در آن، برای شاد کردن مردم روی دکه نمی‌رود و تنها به دنبال کوبیدن دولت یا حمایت از اهداف احزاب و گروه‌ها و تشکل‌های مرتبط با سرمایه‌گذاران خود هستند؟
-از همان تمدني مي گوييد که تمام خبرگزاري هايش، بزرگترين بنگاه هاي دروغ پراکني و شايعه سازي و سياه نمايي ديگر مشورها هستند؟
-از همان تمدني مي گوييد که هیچ کارخانه‌ای برای شاد کردن مردم جنس تولید نمی‌کند؟ هیچ فروشگاهی برای شاد کردن مردم تخفیف نمی‌دهد؟؟هیچ مسوولی برای شاد کردن مردم کاری نمی‌کند؟ هیچ‌کس برای شاد کردن دیگران کاری نمی‌کند؟
-از همان تمدني مي گوييد که پلیس آن، از امنيت، تنها باتون مي شناسد و گاز فلفل و دستبند و شکنجه در بازداشتگاه و کشتن نخبه گان، و خود بزرگترين عامل هراس و ناامني است؟
-از همان تمدني مي گوييد که مرده پرستي و گريستن بر مرده و نوحه و روضه را ارزش مي داند و شادي را نفي مي کند؟
-از همان تمدني مي گوييد که در آن، هیچ‌کس مردم را دوست ندارد. همه به دنبال پول هستند و هرگز از پول سیر می‌شوند؟ همان تمدني که مردمان آن، تنها با پول شاد مي شوند؟
-از همان تمدني مي گوييد که هنوز هم شايعه ي تاباندن لوگوی پپسی روی کره ماه را باور مي کند و چشم به آسمان شب، ساعت ها به دنبال ناممکن مي گردد؟
-از همان تمدني مي گوييد که دروغ هايش ديگر چنان بزرگ شده است که دروغ سيزده، کوچکترين شان؟
-از همان تمدني مي گوييد که تحریریه رسانه‌هاي آن حقوق می‌گیرند تا علیه دیگران دروغ منتشر کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که سایت‌هاي رسمي ادارات و موسسات آن، بسته به قدرت خود و یا با اتکا به حامیان مخفی خود، به هر شخص و مقام و گروهی برچسب اتهام می‌چسبانند و روی آن پافشاری نیز می‌کنند تا حریف را از میدان خارج کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که مسوولانش دزد و روشنفکرانش در زندان هستند؟
از کدام تمدن سخن مي گوييد؟
کدامين تمدن را بر ما سرکوفت مي زنيد؟
-از تمدني که پخش شايعات در آن، از بزرگترين سرگرمي هاست؟
-از تمدني مي گوييد که فيلم زندگي خصوصي يک بازيگر در آن، تيتر روزنامه مي شود تا جامعه را به تماشاي آن ترغيب کنند؟ و دلالان آماده، پول هاي ميلياردي از فروش سي.دي آماده به مردم به دست آورند؟
-از تمدني مي گوييد که در صنايع غذايي آن، بيش از چهارصد پيش ماده ي سرطان زا وجود دارد اما جان انسان ها، بهاي سرمايه و سود است؟
-از تمدني مي گوييد که جوشانده ي کاه را با جوهر ليمو، استاندارد مي زنند و به نام “آبليموي طبيعي” به خورد انسان ها مي دهند؟
-از تمدني مي گوييد که رنگ صنعتي را در معتبرترين کارخانجات تهيه ي چاشني با کدوي پخته به هم مي آميزند و به نام رب گوجه فرنگي روانه ي سفره هاي مردم مي سازند؟
-از تمدني مي گوييد که “آبجوي اسلامي” نماد زندگي بدون الکل در آن است اما به جاي عصاره ي جو، با عصاره ي يونجه به عمل مي آورند؟
-از تمدني مي گوييد که در ميان سه کشور نخست مصرف کننده ي دخانيات در جهان قرار دارذ؟
-از تمدني مي گوييد که خانواده‌ها در زندگی یکدیگر سرک می‌کشند، همسایه‌ها می‌خواهند چشم همدیگر را کور کنند، اگر در غذایی گوشت نباشد نمی‌توان آن را جلوی مهمان گذاشت و سازمان میراث فرهنگی در عوض حفاظت از آثار و ابنیه تاریخی بر اضافه شدن آش به منوی رستوران‌ها اصرار می‌ورزد؟
-از تمدني مي گوييد که تا وقتی کسی زنده است حضورش اهمیتی ندارد ولی وقتی فوت شد خودشان را داخل قبرش پرتاب می‌کنند و می‌گویند ما را هم با او خاک کنید؟
-از تمدني مي گوييد که کودکان اجازه دارند هر فیلمی را آزادانه و بارها و بارها تماشا کنند، در ماه رمضان همه سریال‌ها درباره مرگ است، تهیه‌کننندگان سینما تنها به پول می‌اندیشند، هنرمندان فعال به کسب مقام در جشنواره‌های خارجی فکر می‌کنند، خانه سینما به جای رسیدگی به وضعیت هنر هفتم سیاسی شده و بیانیه صادر می‌کند؟
-از تمدني مي گوييد که روزنامه‌ها خبرهایشان را از روی سایت‌های خبری کپی‌برداری می‌کنند، مسافرکش‌های شخصی در غیاب رانندگان تاکسی مشغول افزایش قدرت سلطه خود بر خیابان‌های پایتخت هستند و پلیس با راپل به شکار دیش می‌پردازد،
-از تمدني مي گوييد که دو تن از سفیران حسن نیت آن در یونیسف منفعل هستند چون انتخاب آن‌ها اشتباه بوده است؟
-از تمدني مي گوييد که قهرمانان ملی و افتخارات ورزشي آن، علاوه بر مجالس جشن و عروسی در تلویزیون هم مورد تمسخر قرار می‌گیرند، ترانه سرا از روی دست خودش کپی می‌کند و نام آلبوم جدیدش انکار آلبوم قبلی است؟
-از تمدني سخن مي گوييد که هنرپیشه‌های تلویزیون کارگردان فیلم‌های ویدئویی می‌شوند، مردم فیلم را از بقالی می‌خرند، در مترو کسی کتاب غیر درسی به دست ندارد و بیش‌تر روزنامه‌ها یا دولت را می‌کوبند یا از شهرداری پايتخت تعریف می‌کنند.
-از تمدني سخن مي گوييد که افرادی که هنوز سن‌شان به 30 نرسیده درباره اختلاس 3000 میلیاردی اظهارنظر می‌کنند، مجله‌های زرد با قیمتی بیش‌تر از کتاب در دکه‌ها عرضه می‌شوند، همه از بی‌پولی می‌نالند اما گوشی موبایل 300 هزار تومانی در جیب‌شان است و هر سه روز یک‌بار آدامس 4000 تومانی می‌خرند.
-از تمدني سخن مي گوييد که مردمان شان در طول 24 ساعت شبانه‌روز در فیس‌بوک به دنبال چیزی می‌گردند که نه می‌دانند چیست و نه کسی تا به حال پیدایش کرده است.
-از تمدني سخن مي گوييد که کودکان نمی‌دانند در آینده می‌خواهند چه شغلی داشته باشند، شب همراه اعضای خانواده گرسنه دور هم جمع می‌شوند و کسی وقت درست کردن غذا ندارد چون باید برنامه «بفرمایید شام» را تماشا کنند.
-از تمدني سخن مي گوييد که توهم توطئه و “دايي جان ناپلئون” در وجودشان دروني شده است و بدون ارزشگذاري براي خود، هر تغييري را به عامل بيروني نسبت مي دهند.
-از تمدني سخن مي گوييد که اکنون ديگر عشق به مردم از زندگی‌، در حال حذف شدن است، مردماني که فقط به بقای خود فکر می‌کنند و در این میان مدیران و هنرمندانی که وظیفه روح بخشیدن به جامعه را بر عهده دارند، باید در نقش خود تجدید نظر کنند.
-از همان تمدني سخن مي گوييد که خودروهاي توليدي آن، بزرگترين وسيله ي کشتار جمعي شهروندان است اما همچنان، سود توليد آن، يه جيب خواص مي رود؟
-از همان تمدني سخن مي گوييد که “اقتدار پلیس” کمتر از “اقتدار سارقان موتورسوار” است؟
-از همان تمدني مي گوييد که قلم زدن يا ثبت عکس و فيلم از بي قانوني و ناکارايي دستگاه هاي اجرايي،”سیاه‌نمایی” تلقي و مشمول مجازات و جريمه و محکوميت قضايي هم رديف سرقت است؟
–از همان تمدني سخن مي گوييد که شهروندان آن، حتي به پلیس سلام هم نمی‌کنندچون آنها را نالايق و اتفاقا مخل آسايش خود مي دانند؟
-از همان تمدني سخن ميگوييد که بيماران بستري در بيمارستان را به دليل ناتواني از پرداخت هزينه ي درمان، در بزرگراه رها مي کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که بسياري از شهروندان، به دليل سيرشدن اززندگي در آن، متقاضي سفر بدونبازگشت با فضاپيماي ايراني به مريخ مي شوند؟
-از تمدني سخن مي گوييد که مردم آن می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند؟ از همان تمدني که حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند؟
-از همان تمدني سخن مي گوييد که مردم آن اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند چون می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند؟ يا وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما هرگز پولی برای این کار ندارند؟
-از همان تمدني مي گوييد که مردم آن ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند؟ انسانهايی که هدف و آرزو ندارند و فقط صبح را به شب می‌رسانند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زنند، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمند و پشت میز هم می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند؟
-از همان تمدني سخن مي گوييد که آنچه مردمانش “زندگی” معنی کرده‌اند، زندگی نیست؟ ازهمان تمدني که مردمانش یکدیگر را دوست ندارد و بيشتر آنها پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند؟
-از همان تمدني مي گوييد که زنان در آن، نه در خانه، نه در خيابان، نه مدرسه، نه دانشگاه، نه محيط کار امنيت ندارند و امنيت را تنها شايد در قبر بتوانند تجربه کنند؟
-از همان تمدني مي گوييد که بيشترين آمار سرقت از فروشگاه هاي زنجيرهاي آن، تيغ فيوژن است نه عطر و ادکلن و خاويار؟
-از چه تمدني سخن مي گوييد که در آن همه ي خنده هاشان، از زمين خوردن دوستانشان است؟
-از همان تمدني سخن مي گوييد که که همه ي ملت ها را کوچک مي خواند و تحقيرشان مي کند اما اگر واژگان همان ملت ها را از محاورات روزانه و ادبيات شان پاک کنند ديگر زباني براي گفتگو نخواهند داست؟ و نه دسته-واژه اي براي نوشتن؟
-از همان تمدني مي گوييد که تنها خودشان، خود را “ملت نجيب” و “ملت متمدن” و “ملت غيور” و چه . چه و مي خوانند و خود نيز هرگز باور نکرده اند؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که بزرگترين افتخار دولت هاي آن، تغيير ساعت کار مفيد از 25 دقيقه در روز به 28 دقيقه است؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که اميد به زندگي در آن، هر روز کمتر مي شود و کمتر انساني در آن، به مرگ طبيعي، مي ميرد؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که نژادش را به “آريا”(به معناي کشاورز و نجيب) منسوب مي کند اما از بزرگترين وارد کنندگان غله ي دنياست؟
-از کدامين تمدن سخن مي گوييد که اگر تمام تاريخ دادگستري آن را ورق بزنيد حتي يک مورد محاکمه به جرم کم کاري و پيش نبردن مسووليت نخواهيد يافت؟
-از کدامين تمدن سخن مي گوييد که آمار زندانيان آن در 20 سال، 450درصد افزايش يافته است؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که همه، همديگر را برادر و خواهر مي خوانند اما هر چهار سال يکبار، به اندازه ي تمام جمعيت همان سرزمين، پرونده ي محاکمه و محکوميت قضايي تشکيل مي شود؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که در تاريخ نگاري سلاطين آن، بيشترين کلمات و واژگان به کار رفته، مي و مطرب و معشوق و باده در عين تظاهر به دينداري و تصوف و پادشاهان است؟
-از کدامين تمدن سخن مي گوييد که پادشاهانش، براي تغيير مذهب، چند ميليون نفر را به نام خدا و شريعت گردن مي زنند اما بزرگترين تفريح آنها، هم جنس بازي و همبستري با “پسرکان خوب روي”است؟
-از کدامين تمدن سخن مي گوييد که پادشاهان، به بهانه ي “پاک ماندن خون”، با محارم خود ازدواج مي کنند؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که مشهورترين پادشاهان آن، “ذوالاکتاف”ها هستند؟ از کدامين تمدن که تاجگذاري هر پادشاه به معناي گردن زدن و کور کردن برادران، به بهانه ي توطئه براي واژگون کردن سلطنت است؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که با غلبه ي مقدوني، آداب يوناني پذيرفت، با فتح اعراب، از او عرب تر شد و با فتح مغول ها، به نوکري چنگيز زادگان درآمد و به هرکس و ناکس تسليم شد و تعظيم کرد؟
-از کدامين تمدان مي گوييد که در زمان سلطان محمودش می‌کشتند که شیعه است،زمان شاه سلیمانش می‌کشتند که سنی است،زمان ناصرالدین شاهش می‌کشتند که بابی است،زمان محمد علی شاهش می‌کشتند که مشروطه طلب است،زمان رضا خانش می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است، مي کشند که کرد است، که عرب است، که آذري است، که ترکمن است؟
-از کدامين تمدن سخن مي گوييد که تضاد شخصيتي مردمانش چنان است که: “در دو گوشه ي باغ خانه دو تخت براي آقا آماده مي باشد، روي يکي سجاده و تسبيح با هزار خضوع و دعا و روي ديگري بساط عرق با مزه ي ماست و خيار”؟
-از کدام تمدن مي گوييد که خود را “نژاد نجيب” مي خواند اما در تجارت و بده بستان، بيشترين واژگاني که دست به دست مي کند “سرهم بندي” و “شيره ماليدن” و “ساخت و پاخت” و “دو دره کردن” و…است”؟
-ازکدامين تمدن مي گوييد که تنها خود، به ستايش خود مي پردازد و آن که از دور آمده است و ديده است و داوري منصفانه کرده چنين نوشته است: “بسيار مخفي کار و متقلب و بزرگترين متملقان عالم هستند، به غايت دروغ مي گويند، در تباهي اخلاق و بي صفتي، يگانه ي مردمان هستند،خودخواه و حريص و مال اندوز هستند به حلال يا حرام، ذوق توطئه دارند،عاشق بي نظمي و درهم برهمي هستند، مخاطب را رستم دستان مي خوانند اما پشت سر استهزا مي کنند ناسزا مي گويند، به قدرت که ميرسند خونخوار مي شوند و در هنگام ضعف، زبون ترين مردمان، به دمي مي ستايند تا مقام خدايي و دمي ديگر، ابليس مي خوانند، بر زنده باد گفتن اين خلق خوش گريز/ دل بر منه که يک تنه در گورت کنند….”؟
-از کدامين تمدن مي گوييد که هر سلسله ي آن، به بهانه ي “عدالت”، يا “جنايت” آغاز” و به بهاي “خون” با “جنايت” به فرجام مي رسد؟
– سرانجام از کدامين تمدن مي گوييد که پادشاه دادگستر تمدن همسايه را در تاريخ مجعول، مار بر دوش، جعل، می نویسند تا خيانت نو پادشاه خود را به برادر مادر، حماسه بسرايند؟
-و سرانجام از کدام تمدن بر خود مي باليد که محصولات آن، بيگانه ترين با تاريخ، حقيقت گريزترين، ظاهرسازترين، استبداد زده ترين، بي برنامه ترين، فرصت طلب ترين، رياکارترين، شعار زده ترين، متوهم ترين، مسووليت ناپذيرترين، قانون گريزترين، متجاوزترين، حسدورزترين و بي صداقت ترين ها هستند؟
خود، می سازید، خود، می پردازید و خود، تبارک، می فرستید بر این تاریخ و بر این خود، خوانده
به کدامين تمدن مي باليد؟!
از کدامين تمدن مي گوييد؟!….
منبع: وبلاگ هاي خبري-تحليلي، روزنامه ها و نشريات، جامعه شناسي خودماني، جامعه شناسي نخبه کشي، سفرنامه ي شاردن

Related posts

خاستگاه کوردها(1)

لێکدانەوەیەکی کورت سەبارەت بە پرۆژەی ئاسیمیلاسیۆنی کرماشان و ئیلام

بهزاد خوشحالی

“هیچ قطعیتی، شعور را تربیت نخواهد کرد”

بهزاد خوشحالی

کردها و مدیریت بین المللی بحران

بهزاد خوشحالی

کردستان به مثابه “یک سیستم باز”، احزاب “دمکرات”، “کومله”، “پژاک” و ساير “احزاب کردستاني” به عنوان “یک زیرسیستم”

بهزاد خوشحالی

آيا از ميان دو راه، يکی را بايد انتخاب کرد؟!

بهزاد خوشحالی

اردو زده پشت نادانی

بهزاد خوشحالی

سرانجام خود را به صلیب عشقت خواهم کشید

بهزاد خوشحالی

خاستگاه کوردها (5)

دیدگاه خود را بنویسید