امروز گفتی

فارسی گزینه گویی

امروز گفتی: “در خودم گم شده‌ام”
به آینه نگاه کن
توده ای از جنس خودت است
اندکي یخ بسته اما
کمي مومیایی شده و
تازگي ها
به ديروز مي زني
تو را چه مي شود اين روزها؟
خودت هم مي داني این توده ی بافتی، واقعیت تو نيست
بارها در ذهن خود، نقاط مختلف وجودت را به هم گره زده ام
بلکه به همان واقعیتی که از تو ساخته بودم باز برسم
نگاه تو به خودت در آینه ی تصویر ساز اکنون
اندکي مبهوت، کمي مشکوک و تازگي ها ناهمسازه است
من هم مانده ام اکنون
خودت، واقعیت هستي یا تصویر تو در آینه؟
این تصویر تو است واقعا؟
حقیقت ات پس کجاست؟
مگر قرار نگذاشته بودي واقعیت و حقیقت را در خود، “هم پايان”؟
“بي پايان”، “هم پيمان”؟….
****
مي دانم اشتیاق از کف ربوده اي
خودت را از آینه بیرون انداز
شيرين آينه گي، طبع تو نبود
به گوشه ی تلخ واقعیت پناه ببر
آرام آنگاه، به سوي حقيقت
آنچه مي جويي در قلمرو سایه ها، دست نايافتني است
مي هراسم ات
“گم شدن در خودت” را “غرقه” شوي
گم شدن در خود را غرقه شوي….
(ب.خ)

Related posts

ضرورت تعریف یک “زبان مشترک” برای “هم پیوندی”، “هم سویی” و “هم بستگی” میان اپوزیسیون ایرانی

بهزاد خوشحالی

شايد بيرقی ديگر بسازم سرخ و زرد و سياه

بهزاد خوشحالی

چارچوبی پيشنهادی برای اتحاد مجدد احزاب، يکپارچه شدن و گذار به “جبهه‌ی متحد کردستان”

بهزاد خوشحالی

نامه‌ایی به: “ژوانِ” عزیزم دختر بهزاد – کاک وحید کمالی

بهزاد خوشحالی

تجزيه يا فروپاشی؟ هم فروپاشی هم تجزيه (بخش دوم)

بهزاد خوشحالی

يک استدلال حقوق بين الملل برای توجيه “ضرورت تمام اشکال مقاومت در کردستان”

بهزاد خوشحالی

آموزه‌ی جمهوری کردستان، ورود به دوران مدرن نهضت رهايی بخش ملی کرد

بهزاد خوشحالی

“از مرگ، بیدار شو”

بهزاد خوشحالی

ضرورت تحول و توسعه در احزاب کردستانی

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید