انديشه‌ای برای معنا بخشی به هستی و چيستی ملت كرد

تحلیل فارسی

در فلسفه ی كرُديسم، دولت ملي واقعي، لزوماً بايد يك نهاد انسان گرايانه و يك ساختار متمدنانه باشدكه نظم قانوني را برقرار مي سازد و رعايت حقوق بشر به طور كلي و حقوق شهروندي به طور خاص را تضمين مي كند. اين مخلوق انســــان گرايانه، يك ساختار انسان ساخته(man made) است كه در آن مردم مي توانند احساس امنيت كنند و مسوولانه درتمامي عرصه ها مشاركت داشته باشند.
دراين فلسفه، سياست نوعي فعاليت وي‍ژه ي انساني است كه در آن، قلمرو خاصي براي كُنش آزاد انسان وجود دارد و هويت ملي به عنوان سازنده ي شخص ازطريق كنش متقابل باديگران دريك محدوده ارضي و فرهنگي، معناي خاصي ازخود وجغرافياي وي‍ژه خود به وجود مي آيد. همچنين امكان احراز “خودبودگي” و هويت ملي مبتني برعضويت در جامعه انساني است كه در آن حقوق انساني و برابري افراد مي تواند در عرصه ي سياسي تحقق پيداكند.
درفلسفه ی كرُديسم، حس هويت مشترك كه از طريق زبان مشترك و فرهنگ مشترك به پديدآیی هويت ملي فرهنگي و هويت ملي زباني منجر مي شود، بنياد ملي و عامل ايجاد حس نيرومند هويت درميان تمام ملت ها به صورت عام و ملت كرُد به وي‍ژه و زیرساخت شكوه افسانه اي استقلال است.
كرُِديسم با ابن باور كه هر شهروند با هر اعتقاد سياسي كه دارد، شهروند ملت كرُد و نه عضو كشورهاي گروه سلطه است حقوق سياسي، فرهنگي و اقتصادي خود را بر بنياد ضروريات ماهوي خود تعريف و بر اين اساس، مدافع حقوق برابر براي آحاد ملت در برابر ساير ملت هاي جهان، در عين احترام به حقوق آنهاست.
كرُد ملت باوري تلاش مي كند با “چندارزش زدايي” و “چندگانگي زدايي” هويت يكپارچه ي ملي را به ملت كرُد بازگردانده و با گذار از مرحله ي “يكپارچه گي”، مردم كردستان را به اين نظريه كه ملت كرُد بايد كشور خود را داشته باشد بر اساس تاريخ و ميراث مشترك، سنت ها و زبان مشترك و آرمان و زمينه ي رواني مشترك، رهنمون شود.
كرُديسم با دفاع از ايده ي تعلق داشتن كردها به يك ملت، ضمن تعريف هويت ملي در يك چارچوب جغرافيايي معين، تمام دوره هاي تاريخي ملت كرد را با يك خط مشترك به هم مي پيوندد و درمبارزه براي تعريف، بسط و تثبيت كرُد كيست؟ و كرد چيست؟ تلا ش مي كند ضمن مفهوم بخشي به آنچه”كردبودن”معنا مي دهد، شكاف هاي ناشي از تجزيه ي كردستان را با ايجاد يك سيستم مركب از دولت مركزي و نهادهاي تثبيت شده ي اداري، قانونگذاري وقضایی پوشش داده و فرآيند ساخت دولت ملي يكپارچه را با تعريف كشور مستقل كردستان به انجام رساند. دراين حالت،كرُديسم به عنوان ترجماني از ملت كرد، در دولت ملي كرد معنا مي يابد.
كرُديسم، قدرت غرور را با حس رسالت درمي آميزد و آشكارا متضمن حس تعلق عاطفي شهروند به دولت ملي است. اين حس تعلق، به شيوه هاي گوناگون، آمادگي گروهي را شكل مي دهدكه “دولت ملي” را بسيار ارزشمند مي شمارد و بدين ترتيب، اعضاي ملت را به فداكاري بي چون و چرا در راه آن وامي دارد. جان كلام آنكه شهروندان احساس مي كنند خوشبختي آنها با دولت، وابسته وعجين است.
ايجاد و حفظ وحدت و استقلال و حاكميت دولت ملي، هدف بنيادين كرد ملت باوري است كه باتحميل نمادهاي مليت(پرچم،سرودملي، قهرمانان و…) به خلق نوعي سخنوري ازملت باوري انجاميده و با ايجاد ذهنيت ” ما متمايز از آنها” به تشديد”ملت باوري سياسي” منجر مي شود. ايجاد ذهنيت”ما متمايز از آنها” بيشتر مبتنی بر نوعي ملت باوري نهادينه شده ي شهروندي است كه اساس آن اصول سياسي مانند مفاهيم قانوني و عقلاني شهروندي است و به دليل ميراث فكري و فرهنگي مشترك، حقوق خاص غيرقابل انتقال و حق زندگي، آزادي و جستجو براي سعادت نزد ما به پيدايش اين ذهنيت انجاميده است. كرد در كرُديسم، داراي زبان، اصول ورسومي است كه آن را حفظ مي كند. اوطالب يك ويژ‍گی منحصربه فرد كردي است وبه وسيله ي آن تمامي ملت هاي جهان را متقاعد مي كند كه”خود” براي خود و نه براي “ديگري” گام برمي دارد.
دركُرديسم، اگرچه فرد همچون يك فاعل عاقل، مستقل و آزاد است اما در واقع، به جامعه تعلق دارد و با اهداف جامعه ي كردستان تعريف مي شود. از اين نگاه، استقلال اخلاقي راستين و ارزشمند، تنها با تعلق به جامعه ي كردستان تحقق مي يابد و اين ملاك تمايز آحاد ملت كرد از ساير ملت ها است. باور كُرديسم آن است كه “خود” بايد جامعه ي خويشتن را حفظ كند چون ازميان رفتن جامعه، استقلال و شكوفايي او را به مخاطره خواهد افكند. اجبار فردي براي حفظ جامعه ي خود، همان وظيفه ي شهروند براي دفاع از ملت خود است و بدين ترتيب،”همبستگي جمعي” به “همبستگي ملي” تبديل مي شود.
در كرد ملت باوري، تمامي حوزه ها با ضبط روح ملي، تجسم وي‍‍‍‍‍ژگيهاي منحصر به فرد ملت كرد هستند. از اين نگاه، ملتها ساخته و پرداخته ي عملكردسياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مردمان خاصی هستندكه در فعاليتهاي مشخصي شركت داشته اند. ملت كرد و تجلي آن در حوزه هاي گوناگون، زيربنا و انسجام بخش ساختار سياسي كشور مستقل كرد است و به آن معنا مي بخشد. حوزه هاي گوناگون نيز در مقابل،از طريق فراخوان و در واقع، خلق تصوير وحدت آفرين ملت و هويت ملي، به حفظ دولت ملي ياري مي رسانند. كُرديسم در اين واقعيت ريشه دارد كه هر شهروندي، تصويرمشتركي از خود به عنوان يك كل دارد. همچنين خلق تصويري از ملت و هويت ملي همراه آن، ضمن ايجاد وفاداري، مسووليت و تعهد شهروندان به خلق هويتي فراگير مي انجامد كه تفاوتهاي فرعي و وفاداري هايي همچون پيوندهاي قومي يا ديني را كه در رقابت با يكديگر قرار دارند و ممكن است جمعيت ملي را دچار افتراق و تضاد كند پوشش می دهد.
شهروندي راستين دركرد ملت باوري متضمن چيزي بيش از صرف واگذاري حقوق و تكاليف معين به يك فرد است. در مفهوم كامل تر، شهروند شخصي است كه وفاداري و تعلق اخلاقي نسبت به سرزمين و ملت خود حس مي كند و حاضر است از برخي جنبه هاي نفع شخصي به خاطر جامعه ي وسيع تر بگذرد. كُرديسم شهروندانی مي خواهد كه وفاداري آنها در درجه ي اول به كردستان باشد و كساني كه هويت كردي رابشناسند، بپذيرند و بر آن متعهد باشند.
كُرديسم بامتجلي ساختن خودآگاهي تاريخي مؤثر(Effective historical consciousne ) در برابر خود آگاهي تاريخي(historical consciousness)،ضمن ارتقاي سطح آگاهي ملت كرد، وجود و تداوم او را در كل سرنوشت او محقق مي سازد. بدين ترتيب، ملت كرد درمي يابد مدتها پيش از آن كه خود را از راه ارزيابي خود بشناسد خود را در خانواده، جامعه و سرزميني كه در آن زندگي كرده به گونه اي بديهي، درك نموده است .
از نظر كرد ملت باوري، كردستان، يك تماميت يا يك كل منسجم(a cohensive whole) است كه كليه ي اجزاي آن اعم از سرزمين، ملت، فرهنگ و زبان، ارتباطي اندامواره(ارگانیک) با يكديگر دارند. بنابراين هرگاه نگاه به كردستان به مثابه نگاه به يك كل واحد صورت گيرد آنگاه هر اقدامي كه انجام شود، هرحكمي كه بيان گردد و هرهدفي كه طرح شود درچارچوب يك جهان بيني معين و نگرش خاص نسبت به زندگي، همه ي ارزشها و روشها را توجيه، شرايط واقتضائات را ارزيابي و انسجام در كنشها و واكنشها را تبيين خواهدنمود.
كُرديسم از منظر فلسفه ي سياسي نيز نه به معناي برتري خواهي ملت كرد و تلاش براي پايمال نمودن حقوق ديگران درجستجوي منافع حياتي خود، بلكه قايل شدن به حقوق برابر براي تمام ملت ها درجهت حمايت ازفرهنگ و جستجوي منافع هريك از آنهاست.
كردملت باوري انديشه حاكميت مردم، حق سياسي آزاد، آزادي روح درون، دستيابي به حقيقت و آزادي معنوي، دريافت عدالت واقعي و پاسداري از ايمان ملي ملت كرد است. كُرديسم انديشه اي براي معنا بخشي به هستي وچيستي ملت كرداست
منبع: كردیسم، نظریه ومفاهیم/ بهزاد خوشحالی

Related posts

گاهی می‌مانم با خودم تنها

بهزاد خوشحالی

نامه‌ای به دکتر قاسملو – بخش نخست

بهزاد خوشحالی

“یا بمب یا بمباران”، “هم بمب هم بمباران”

بهزاد خوشحالی

چرخه ی ویرانگر “شاه و شیخ”؛ یک نگاه روانشناختی

بهزاد خوشحالی

نوروز، به نام کردستان، به کام کردها

بهزاد خوشحالی

کردها و ضرورت ورود به روند “ملی گرايی حقوقی”

بهزاد خوشحالی

فروپاشی جامعه مدنی؛ فروپاشی ایران

“پێویستی کتێبی سەرەتایی زمانی کوردی بۆ ڕۆژهەڵات” – ضرورت چاپ و توزيع کتاب آموزش زبان کردی برای نوآموزان کردستان (ايران)

بهزاد خوشحالی

سرنوشت ما

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید