برای كردها، آزادی بالاتر از هر چيزی است

“جفرسون” مي گويد :” به نظر ما همه ي انسانها برابر با يكديگر و آزاد از هر قيد و بندي آفريده شده اند .آفرينش انسان به اين صورت ، به وجود آورنده ي يك سلسله حقوق طبيعي است كه در سرشت او جاي دارد و متناسب با ذات اوست . از جمله مهمترين حقوق مورد نظر، بايد از واژه ي « آزادي » ياد كنيم :
هنگامي كه با كردها روبرو شويد،در مورد آينده ي كردستان، با قاطعيت سخن مي گويند: ” اين ، مرحله اي است گذرا ، آزادي حق مسلم ملت كرد است ، فدراليسم و “ایسم” های دیگر، شرط لازم است ، اما شرط كافي نمي تواند باشد ،كردها خود تشخيص مي دهند كه در مسير رسيدن به بردگي و يا آزادي حركت كنند و … ” و اين به معناي « حق تعيين سرنوشت » نزد كردها است .
ما كردها مي گويیم:« فدراليسم » مي تواند يك گام به پيش باشد ، اما براي ما كه با آنها (دیگری ناخود)، نه ذهنيت مشترك ، نه هدف مشترك و نه آرمان مشتركي داريم ، در كنار يكديگر ماندن – به نام يك حكومت دمكراتيك –تقريبا – ناممكن است …و اين به معناي توهم زدايي از مردم كرد با سوء استفاده از واژگان سفيد است .ما کردها مي گويیم: « هدف نهايي ملت كرد در جريان » آزادي از ( freedom from ) به «آزادي» به ( freedom to )، رهايي از هر گونه اسارتي است .
” حقوق برابر” و داراي اختيار برخوردار بودن ، يعني آنكه ، آزادانه بتوانيم سرنوشت خود را بسازيم و اين تنها در آزادي سياسي تحقق پذير است .
ما کردها اصطلاحات جالب تري هم به كار مي بریم: “هدف نهايي فدراليسم، پذيرش «شهروندي بورژوايي»است، اما آرمان ملت كرد، بدون هيچ ترديدي، قابليتي ارزشمند موسوم به «شهروندي ملي » است كه هرگز در چارچوبی بجز کردستان محقق نخواهد شد. و اين، به معناي « ملت باوري » است .
ما کردها مي گويیم :”آزادي دمكراتيك براي يك ملت تحت سلطه ، به معناي آزادي فردي نيست بلكه كسب آزادي ملي ، در پناه كسب آزادي جمعي ، به بهاي از دست دادن آزادي هاي فردي حاصل خواهد شد. ” و اين به معناي « دمكراسي ملي » است .
ما كرد ها مي گويیم :”ملتي كه از سلطه رها شده است ، تحت حاكميت هم نژادان ، هم دينان و هم زبانان خود ، حتي ممكن است سانترالیسم داخلی را هم بپذيرد” و اين به معناي« حق حاكميت ملي» است .
ما كردها چه مي خواهیم ؟
براي يك ملت ، تشكيل يك سرزمين ملي مستقل ، شرط آزادي است . مادامي كه تبعيض قومي ادامه داشته باشد ، فرد احساس آزادي نخواهد كرد و تا زماني كه او دولتي را كه به صورت « نظري » شهروند آن به شمار مي آيد ، از آن خود نداند ، آزاد نخواهد بود . اگر آزادي را به مثابه يك كل در نظر آوريم ، “آزادي ملي” ، لزوماً يكي از عوامل يا يك مرحله ي اجتناب نا پذير از آن را تشكيل خواهد داد . براي ما كردها ، آزادي، اكنون و هميشه ، بالاتر از هر چيزي است .

28 مرداد1358، باطل بودن حکم جهاد خميني و مشروعيت دفاع ملت کرد از منظر فقه (شيعه) و حقوق (بخش پاياني)

بهزاد خوشحالی

شکاف بین نسلی، گسست تاریخی، فرهنگی، سیاسی – ماهنامه ی”خط صلح” شماره13

بهزاد خوشحالی

سرنوشت بسياری از انسان ها و ملت ها

بهزاد خوشحالی

جنگ های آخرالزمانی، به روزسازی فرمان جهاد

س…و…خ…ت…ن

بهزاد خوشحالی

صخره‌ی مرگ خائنان ملت ما کجا خواهد بود؟

بهزاد خوشحالی

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش سیزدهم و پایانی)

بهزاد خوشحالی

مشروعیت و مشروعیت سیاسی (مطالعه ی موردی،کشورهای نفتی خاورمیانه)

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید