“خورشيد تو، اشعه‌هايی است که انديشه‌ات به زندگی تابيده”

فارسی یادداشت

اگر فکر مي کني تسخير شده اي، درست است واقعا تسخير شده اي
اگر به خودت مي گويي دوره ات به سر آمده، همين طور است تو تمام شده‌اي
اگر فکر کرده اي ديگر زمان مبارزه براي خوشبخت شدن به پایان آمده راست مي گويي زماني نمانده براي تو
اگر به خودت مي گويي فردا باز هم تکرار امروز است سخت و کسل کننده
فرداي تو تکرار است و کسالت آور
اگر فکر مي کني ديگر قدرتي براي مبارزه و ايستادگي نداري، همين طور است ديگر قدرتي نداري
و اگر فکر مي کني پيش از مرگ، مرده اي، به راستي مرده اي
قانون حاکم بر روان تو، سرنوشت تو را ساخته است
نيروي ذهن تو اراده ات را ساخته اند و تو
بازيگر نقش اول همان کارگرداني هستي که انديشه ات به خواست تو ساخته
خورشيد تو، اشعه هايي است که انديشه ات به زندگي تابيده
از بي سرانجامي و بدفرجامي واهمه داري؟
حق داري بترسي
بي سرنوشتي را تو خودت سرنوشت کردي
تو خود پايان را براي خودت تعريف کردي
توهمان هستي که پيشتر در مخزن روان خود ذخيره کردي
تو
بازيگر نقش اول همان کارگردان
انديشه ات ساخته به خواست تو
به سفارش خودت
خوب يا بد
هرچه هستي، تو تنها آفريده ي خودت هستي
تنها آفريده ي خود تو
فرآورده ي انحصاري کارگاه انديشه ات
خورشيد تو، اشعه هايي است که انديشه ي تو به زندگي ات تابيده
اقتباسي از شعر:
The Man Who Thinks He Can” by Walter D. Wintle, 1905

Related posts

جمهوری اسلامی و “توطئه ی کوردی کردن جنگ در کردستان”

بهزاد خوشحالی

ملتی که انسان را به خاطر مرگش دوست دارد

بهزاد خوشحالی

“شعله ی رقصان امید باشید”

بهزاد خوشحالی

درباره‌ی تشکیل یک جبهه‌ی کردستانی

بهزاد خوشحالی

چگونه کارهایی با واژگان می‌کنیم

بهزاد خوشحالی

قدرت گرفتن کُردها در خاورمیانه‌ای که دچار تحولات شدید است

بهزاد خوشحالی

ایران، غولی با سر گِلی؟

بهزاد خوشحالی

روی صورت‌ها مرگ می‌پاشد

بهزاد خوشحالی

ژوان جان!

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید