در نفی اعدام

دیدگاه فارسی یادداشت

بیگمان شکننده ترین نگاه به قانون، نگرش به آن از زاویه ی قدرت – سرکوب است که اتفاقا سترون ترین نتایج سیاسی را نیز به دنبال داشته است و تداوم پافشاری بر نگره ی قدرت – قانون و بی اعتنایی به وجه اثباتی آن که همان حقوق – گفتمان است در ادامه، منجر به غلبه ی رابطه ی سلبی بر وجه مردم – قانون شده و سرانجام نتیجه ای جز بی اعتنایی، طرد و در نهایت اعراض و انکار را به دنبال نخواهد داشت.
از این رو درک نوین از قدرت در اندیشه ی معاصر، لزوم پایان بخشی به نگاه سهل نگر قدرت – سرکوب و گزینش و انتخاب قدرت به مثابه ی حقوق – گفتمان را الزامی ساخته و می تواند شکاف پدید آمده از رابطه ی مردم – قانون را سامانی تازه ببخشد.
حقوق و قضا در قالب الگوی قدرت – سرکوب و قدرت – قانون هرگز نخواهند توانست تا ابد با سازو کارهای “حکم به عدم وجود” و “حکم به سکوت” در قالب امر جزمی «مبود» و «مباش»، مقبولیت و مشروعیت خود را تداوم بخشند.
اکنون دیگر همه باید به جستجو برآییم که حقیقت فارغ از قدرت کجاست؟ و چه سان می توان انسان ها را به سوی سرچشمه های آن رهنمون ساخت؟ دیگر نمی توان حتی ریزترین ذرات هستی را هم به اجبار، در ندانستن نگاه داشت و یا حق دانستن را از وی سلب نمود.
باید به جستجوی شاکله هایی بر آمد که جاری شدن حقوق در سرشت انسان را در توزیع قدرت و روابط متکثر به بار می نشینند و علت وجودی مخالفت ها و دگر اندیشی ها را در ماهیت بالذات انسان و سرشت انسانی وی پذیرا هستند.
در هر انساني فريادزندگي نهفته است و نمي توان اين فرياد را كه در تمناي ديدار حقيقت است ناديده گرفت. امید است سازمان قدرت، سامان بخش حرکت تمامی انسان ها در این سرزمین، به سوی سعادت، بهروزی و خوشبختی فارغ از حکم به عدم وجود و حکم به سکوت باشد.

Related posts

مارپيچ دائمی قدرت

بهزاد خوشحالی

چگونه “امور روزمره” را به “فرهنگ مبارزه” علیه “جمهوری اسلامی” تبدیل کنیم؟

بهزاد خوشحالی

سلسله مراتب دمکراتیک یا سازمان حلقوی (بخش نخست)

بهزاد خوشحالی

ایران، غولی با سر گِلی؟

بهزاد خوشحالی

ئێمه و ناوچەکانی خوارگ (کرماشان و ئيلام و لورستان و لەکستان)

بهزاد خوشحالی

چارچوب اخلاقی و ارتباط آن با هویت ملی، ملی گرایی و انسان ملی

28 مرداد1358، باطل بودن حکم جهاد خميني و مشروعيت دفاع ملت کرد از منظر فقه (شيعه) و حقوق (بخش پاياني)

بهزاد خوشحالی

جنبش ملت کرد از جنس “عشق و زندگی” است نه “نفرت و مرگ”

بهزاد خوشحالی

نيم فرسخ دور از شهر

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید