روانشناسی ناکامی و کالبدشکافی رفتارهای امروزین ما

تحلیل دیدگاه فارسی

“ته یری گول عاشق به داری ژه قنه مووته”
(….اگر عضو درجه سوم رهبری برخی احزاب ما که با مهندسی آرا، دوباره بر مسند قدرت نشسته و چنان غرق رویابافی و خیالپردازی های خود شده که گویا با پایان دوران رهبری کنونی، می تواند بر مسند قدرت تکیه زند و عقده های فروخفته ی خود را برگشاید ….و اگر واقعا در راه اتحاد مجدد احزاب، سنگ اندازی کرده و مانع از باهم بودگی می شود احتمالا چون در راه ارضای نیازهای منطقی خود با مانع روبه رو شده و یا در مبارزه ی میان تمایلات و علایق گرفتار آمده است با “ناکامی” و “تعارض” روبرو و به نتایج برآمده از آن گرفتار شده است….)
ناکامی در تعریف حالت فردی است که در راه ارضای نیازهای منطقی خود با مانع روبرو می شود
گفته می شود بهترین وعاقلانه ترین واکنش در مقابل ناکامی این است که یا منبع را از بین برد یا از کنار آن گذشت اما گاهی فرد،نه می تواند مانع را از بین بردارد و نه می تواند از کنار آن عبور کند.در این گونه موارد راه حل دومی وجود دارد و آن این است که فرد هدف خود را تغییر دهد.
بر اساس آنچه در روانشناسی ناکامی به صورت دانشی می توان نشان کرد بسیاری رفتارهای امروزین ما را در احزاب کردستانی و در حوزه ی فردی و اجتماعی می توان به بررسی گذارد:
اگر این روزها بیش از هرزمان، یکدیگر را هدف قرار می دهیم
اگر همدیگر را به انواع گناهان ناکرده متهم می کنیم
اگر در کمین می نشنیم تا یکی از رهبران احزاب در گویش و کلام خود دچار یک اشتباه شود و آنگاه باران نفرات پراکنی بر او بباریم
اگر یکدیگر را به کارشکنی در اتحاد مجدد احزاب تاوانبار می کنیم
اگر جانشین جانشین رهبری احزاب ما، به جای چاره اندیشی جهت جبران دوران انباشته از ناشایستگی و ناکارایی و بی لیاقتی خود، تمام انرژی خود را مصروف تداوم جدایی ها و انشعاب ها می کند
اگر عضو درجه سوم رهبری برخی احزاب ما که با مهندسی آرا، دوباره بر مسند قدرت می نشنید و چنان غرق رویابافی و خیالپردازی های خود می شود که گویا با پایان دوران رهبری کنونی، می تواند بر مسند قدرت تکیه زند و عقده های فروخفته ی خود را برگشاید
و اگر واقعا در راه اتحاد مجدد احزاب، سنگ اندازی کرده و مانع از باهم بودگی می شود
…..
اگر راه چاره ی مشکلات درون سازمانی را در اخراج اعضا و پیشمرگان می دانیم
اگر تمام تلاش خود را صرف پس انداز چند هزار دلار پول برای پناهندگی به کشورهای اروپایی می کنیم
اگر تمام همّ و غمّ ما شده است ردیابی یکدیگر تا کمترین خطا و اشتباه یکدیگر را تا مرز خیانت گسترده و کمر به نابودی طرف مقابل ببندیم
اگر به جای روی آوردن به ملت خود، به هر بهای ممکن، تن به دیگری غیر کرد می دهیم و در نازل ترین سطوح، خود را به اپوزیسیون بی سامان و بی سازمان مرکز گرا و مرکزنشین تسلیم می کنیم
و اگر به جرات بگوییم دشمن اصلی یعنی جمهوری اسلامی را به فراموشی سپرده و به جان یکدیگر افتاده ایم
به باور من
احتمالا چون در راه ارضای نیازهای منطقی خود با مانع روبه رو شده ایم و یا در مبارزه ی میان تمایلات و علایق گرفتار آمده ایم با “ناکامی” و “تعارض” روبرو و با نتایج برآمده از آن گرفتار شده ایم.
اما پاسخ های ما در برابر ناکامی و نتایج حاصل از تعارض، چگونه است؟
پرخاش:
ناکامی پرخاش را افزایش می دهد.پرخاش می تواند ناکامی های فشرده را رها سازد ونوعی تخلیه روانی و تسکین موقتی برای فرد فراهم آورد اما پایان آن معمولا رضایت بخش نیست.
پرخاش ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد
پرخاش ممکن است تغییر مسیر دهد و چیز دیگری را هدف قرار دهد
عمدتا صورت های تغییر مسیر پرخاش عبارتند از:
-ناسزا گفتن
-غیبت کردن
-سخت گرفتن به زیر دستان
-زور گفتن به زیردستان
-بی اعتنایی کردن
-مسخره کردن
سرکوب یا واپس زنی:
سرکوبی یعنی احساسات،خاطرات و انگیزه های ناراحت کننده وناسازگار را در خارج از حوزه ی اگاهی نگهداشتن
از نظر روان کاوی،سرکوبی اولین مکانیسم دفاعی برای حفظ آرامش و ایجاد سازگاری با موقعیت است به کمک این مکانیسم انسان آرزوها،تمایلات ناسازگارو مزاحم را از شعور آگاه خارج می کند و به اعماق ضمیر ناآگاه می فرستد.
امیال سرکوب شده مثل آتش زیر خاکستر است که حرارتش دایما رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.این امیال،هر وقت فرصت به دست می آورند،یعنی هر وقت قسمت سانسور بین خود اگاه و ناخودآگاه ضعیف می شود،دوباره تجلی می کنند.
بازگشت:
در برخورد با ناکامی ها و دشواری ها،گاهی انسان یه مکانیسم های دفاعی بازکشت متوسل می شود.در این مکانیسم،رفتار فرد به مرحله پایین تری،که دارای صفات خام وناپخته است،تنزل می کند و سیر پسروی پیش می گیرد.علت پس روی رفتار این است که قبلا مورد استفاده قرار گرفته است و مفید واقع شده است.
جابجایی:
مکانیسم دفاعی جابه جایی موجب می شود که اضطرابها و دلنگرانیها از علت تولید کننده ی انها جدا شوند و به چیز دیگری که در اصل هیچ رابطه ای با آن ندارند منتقل شوند.
فرافکنی:
فرافکنی به معنای تعارض های درونی و انگیزه های خود را بیرون ریختن و آنها را به طور ناآگاه به دیگران نسبت دادن است .بامکانیسم فرافکنی،انسان می تواند خود را از آثار غیر قابل تحمل و آزار دهنده ی تعارض های درونی خلاص کند.
دلیل تراشی:
دليل تراشي يعني توجيه رفتاري كه نشان داده ايم اما دليل يا دلايل اصلي ان را نمي دانيم.بدين صورت كه ما اغلب در اثر محركهاي نامعلومي كاري انجام مي دهيم اما بعدا دليل يا دلايلي براي انجام دادن ان ذكر مي كنيم كه از واقعيت دور است،زيرا مي خواهيم نشان دهيم كه طرز رفتار ما نتيجه ي تفكر و اگاهي بوده است.
حیالبافی:
برخي افراد،كه نمي توانند با واقعيت سازگاري مناسبي داشته باشند،عنان اختيار را به دست خواب و خيال مي سپارند.بدين ترتيب كه وقتي نيازهاي انها به شيوه ي مستقيم و به موقع ارضا نمي شود،براي حل تنش هاي حاصل از اين ناكاميها،به خيالبافي روي مي اورند تا با خلق تصاوير ذهني،انها را بطور سمبليك جبران كنند
جبران:
جبران يعني تلافي كردن يك نقص.اين مكانيسم،كه اغلب بطور نااگاه انجام مي گيرد،مبتني است بر جبران يك فقدان يا يك ناتواني واقعي يا خيالي،به كمك رفتار ديگري كه با واقعيت سازگار شدده است.
تحقیر دیگران:
گاهي،براي جبران شكست و پوشاندن عيب هاي خود،سعي مي كنيم گناه را به گردن ديگران بيندازيم و بدين طريق حرمت نفس خود را حفظ كنيم.
همانندسازی:
همانندسازي تقريبا عكس فرافكني است.در اين مكانيسم،فرد سعي مي كند صفات يا اعمال ديگران را به خود نسبت دهد و خود را با انها همانند كند
تصعید:
تصعيد يعني جابه جايي يك نيروي دروني به سوي يك هدف اجتماعي سطح بالا.بدين صورت كه گاهي براوردن اميال و ارزوها با موانع اجتماعي برخورد مي كند و در نتيجه فرد طوري انها را تغيير مسير مي دهد كه موردپسند جامعه باشد.
واکنش وارونه:
در مكانيسم دفاعي واكنش وارونه،فرد ميل يا ارزويي كه از ابراز ان شرم دارد سركوب مي كند و رفتاري در خلاف جهت ان انجام مي دهد.
فلسفه بافی:
فلسفه بافي يعني تلاش براي گسستگي عاطفي از يك موقعيت ناراحت كننده،با رودررويي انتزاعي و فكري با آن.
نتیجه:
سازوکارهای دفاعي ديگري نيز وجود دارد كه می توان با نگرش تخصصی تر به بررسی آنها نشست اما آنچه در این گفتار بسیار ضروری به نظر رسید نشانه شناسی ناکامی و تعارض و مکانیسم های دفاعی برآمده از آن است که اکنون بسیاری از ما گرفتار آن شده ایم.
بایسته است که با توجه دقیق و عمیق به آنچه امروز در اطراف ما و شخص و شخصیت ما می گذردضمن آسیب شناسی کنش ها و واکنش های رفتاری خود، به چاره اندیشی جدی برای آنها پرداخت.
امید که بررسی این مسایل بسیار مهم، ما را به سوی آینده ای روشن برای ملت مان راهنمون شود…..
منبع: روانشناسی ناکامی و تعارض

Related posts

مرزهای محدود

بهزاد خوشحالی

مساله‌ی ملی کورد، جايگاه کوردستان در معادلات کنونی و فرپندارهای آينده – برنامه‌ی روزنه – Tishk TV

بهزاد خوشحالی

پلانێکی نەرم بۆ شکاندنی تابۆیەکی پیرۆز

بهزاد خوشحالی

سه نکته‌ی حضرت عباسی در پروژه‌ی جديد هويت سازی

بهزاد خوشحالی

چشيدی؟

بهزاد خوشحالی

آسمانی از ستارگان را گریسته‌ایم اما

بهزاد خوشحالی

به جای “باز کردن درها”، به “رنگ کردن دیوارها” دل خوش کرده ایم

بهزاد خوشحالی

سلسله مراتب دمکراتیک یا سازمان حلقوی(بخش سوم)

بهزاد خوشحالی

توافق بر سر “نامشروع بودن جمهوری اسلامی” به عنوان نخستین گام اتحاد

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید