سال‌ها پيش

فارسی یادداشت

سال ها پيش در جايي خوانده ام “آشوريان”، هنگامي که به زمين هاي شرقي مي تاختند با احترام و سکوت از کنار “نودوسه” مي گذشتند چون آن را مقدس مي پنداشتند و نودوسه به معناي “نه شکاف”، نام باستاني “آبيدر” است.(هنگامي که از نماي روبرو به دامنه ي آبيدر نگاه کنيد نه شکاف طبيعي را مي توانيد بشماريد). ديشب هنگامي که تصاوير آتش سوزي را نگاه مي کردم به هيچ عنوان شبيه آتش سوزي نبود؛ بيشتر، تصويري از “آتشفشان”، به چشم مي آمد.
شايد “نودوسه”ي باستان و “آبيدر” امروز، “پيش آگهي” يک آتشفشان باشد از جنس “برون فکني خشم انسان ها”….
فراموش نکنيم:
آشوريان، نخستين بار، در همين حوالي، به خاک نشستند و از همين نزديکي ها بود که امپراتوري ماد”، سر بر آسمان افراشت.
شايد “نودوسه”ي باستان و “آبيدر” امروز، “پيش آگهي” يک آتشفشان باشد از جنس “برون فکني خشم انسان ها” و البته “تولدي دگرباره”….

Related posts

“هنجارمندی جهان”، موثرترین حفاظ در برابر جنایت های تمامیت خواهی جمهوری اسلامی

بهزاد خوشحالی

“سیاهی” آری، “سیاه نمایی” نه

بهزاد خوشحالی

کاش من و تو

بهزاد خوشحالی

“مقاومت مدنی خلاق” کردها در ترکیه

بهزاد خوشحالی

قاضی

بهزاد خوشحالی

اگر فکر می‌کنی دیگران به جای تو فریاد می‌زنند در اشتباهی

بهزاد خوشحالی

سرزمينم!

بهزاد خوشحالی

پيرۆزه دروشمی “يان ڕزگاری يان ڕزگاری”

بهزاد خوشحالی

و قصه‌ی من حکايت همان مرد يخ فروش است که هرچه داد زد کسی نخريد تمام شد….

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید