شاید “آزادی” را قربانی “مرگ” کرده‌ایم….

Image default
دیدگاه فارسی

همیشه از خود پرسیده ام: چرا مرگ، ما را به هم نزدیک می کند؟ چرا تنها با حضور مرگ، خود را به همدیگر گره می زنیم؟ و چرا هنگامی که پای مرگ به میان می آید مهربان ترین می شویم؟
اعتراف می کنم هنوز به جواب قابل قبولی نرسیده ام اما یک موضوع، یه شدت ذهنم را درگیر کرده است:
مبادا یکی از دلایل به هدف نرسیدن ما از مبارزه برای آزادی با وجود مبارزه ی طولانی، همین مرگ دوستی ما باشد.
صرف نظر از دیدگاه های آرمان گرایانه، زندگی و آزادی دوروی یک سکه هستند و آزادی با زندگی معنا پیدا می کند.
آیا ما بیش از آنکه عاشق زندگی باشیم دلباخته ی مرگ نیستیم؟
ما احتمالا با مشکل “فرار رو به جلو”، روبه رو هستیم و به همین خاطر، آزادی را قربانی مرگ کرده ایم….

Related posts

آموزش به زبان مادری

بهزاد خوشحالی

ترسی است بی‌نظير

بهزاد خوشحالی

ناسیونالیسم و رسانه های اجتماعی

اصول نبرد نامتقارن

بهزاد خوشحالی

و قصه‌ی من حکايت همان مرد يخ فروش است که هرچه داد زد کسی نخريد تمام شد….

بهزاد خوشحالی

شايد بيرقی ديگر بسازم سرخ و زرد و سياه

بهزاد خوشحالی

ممنوعیت تکلم به زبان مادری، یک نگاه آسیب شناختی

بهزاد خوشحالی

نوروز خونین سنندج، چرایی یک بحران(9)

بهزاد خوشحالی

بالاترین نرخ بیکاری کشور

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید