عشقم را از من نپرس

فارسی گزینه گویی

عشقم را از من نپرس
از کس نپرس
از خود نپرس
از عشق پرس
به یگانه گی ات سوگند
آزادی را از چهار سوی جهان
هفتمین خوان گنبد گردون
از هرچه به پندار ناید
سرانجام
گل گونه
یا سرخ گردن
بر کالبد پاره ات خواهم دوخت
برهنه پای، شرمسار، اسیر
به پابوست خواهم آورد
بر تن رنجورت مرهم خواهم ساخت
به سیاه رخت مادرانت، خواهم پوشاند
به سجده گاه صبوری ات خواهم کشاند
بر دشت هایت خواهم فشاند
بر قله هایت خواهم افراشت
به آتش افشان نوروزت خواهم نشاند
بر آتشکده دلت خواهم گماشت
اراده ام را از من نپرس
از کس نپرس
از خود بپرس
از عشق پرس

Related posts

خاطره‌ای از قوه‌ی قضاييه‌ی جمهوری اسلامی

بهزاد خوشحالی

ساعت يک بعد ازظهر روز 11 شهريور 58 چه كسانی مردم قارنا را در كردستان قتل عام كردند؟

بهزاد خوشحالی

“شوم تر از کابوس”

بهزاد خوشحالی

“مقاومت کردن” در برابر “فهمیدن”

بهزاد خوشحالی

“خواست” و “ئەوین”

می‌توان خانه‌ای ساخت

بهزاد خوشحالی

فصل قلم هم کم کم تمام

بهزاد خوشحالی

برای سعيد عزيز

بهزاد خوشحالی

این روزها

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید