میان “من” و “خودم”، سایه می‌افتد

فارسی گزینه گویی

میان “من” و “خودم”، سایه می افتد
ناگفته
ناشناخته
نیمه هوشیار
….
دریافته ام که درنخواهیم یافت
و این بال ها دیگر بال پرواز نیستند
و این دل ها دیگر عاشق نیستند
و این ستارگان دیگر نخواهند درخشید
و پایان بی پایانی نخواهد آمد
و من پریشانی هیچ نسلی را به خاک نسپاردم
و من امید را زنده به گور کردم
****
دریافته ام که درنخواهم یافت
که صورتک فریبنده ی امید، به نومیدی می زند
که من دل به چیزهای بی ارزش داده ام
که من بین سود و زیان تردید دارم
که من دارم در دریایی از خون، سیاه می شوم
و من، دیگر شایستگی ندارم
****
میان “من” و “خودم” سایه افتاده است
“من” و “خودم” و “سایه ام”، حالا دیگر سه نفر شده ایم
“من” و “خودم” و “سایه ام”
من و خودم و سایه ام….
(ب.خ)

Related posts

حق تعيين سرنوشت

بهزاد خوشحالی

احزاب، سازمان‌ها و معمای اخلاقی

بهزاد خوشحالی

کنگره ١٥ حزب دمکرات کردستان ایران – گفتگو با کردانه

بهزاد خوشحالی

مدعيان دمکراسی‌خواهی ايرانی از فردای ايران چه می‌خواهند

بهزاد خوشحالی

بعضی چيزها

بهزاد خوشحالی

سال‌ها پيش

بهزاد خوشحالی

برای سعيد عزيز

بهزاد خوشحالی

مهاجرت جمعی مریوان، نخستین نمود “مقاومت مدنی” در ایران پس از 57

بهزاد خوشحالی

نامه‌ای به دکتر قاسملو – بخش نخست

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید