نوروز خونین سنندج، چرایی یک بحران(7)

تحلیل دیدگاه فارسی

 

كانون معلمان

كانون معلمان مهاباد نيز باصدور اعلاميه‏اي ضمن اشاره به مسأله خودمختاري كردستان اعلام كردند: «ما معلمان مهاباد، مانور نظامي هواپيماهاي جت فانتوم را در منطقه مهاباد و ايجاد صداهاي رعب‏آور كه موجب شايعه فعلاً تاييد نشده بمب اندازي در روستاهاي مهاباد گرديد محكوم مي‏كنيم».

شاعرانقلابي

ديروز همچنين در ميان استقبال پرشكوه مردم مهاباد «هيمن» شاعر انقلابي كرد پس از سالها تبعيد در آنسوي مرز، به كردستان بازگشت.(اطلاعات6/12/1357)

راهپيمايي 25 هزار نفري

بانه ـ خبرنگار اطلاعات:مردم بانه در يك اجتماع 25 هزار نفري، ضمن تأييد رهبري «آيت الله شيخ عزالدين حسيني» امام جمعه مهاباد از خواستهاي هشت گانه نمايندگان كردستان پشتيباني كردند. مردم بانه در اين اجتماع، توجه دولت را به حقوق كردها در چارچوب جمهوري اسلامي ايران جلب كردند و هر نوع اتهام تجزيه طلبي را دسيسه ايادي استعمار خواندند. (اطلاعات7/12/1357)

درخواست تشكيل شوراي انقلابي در پادگان سنندج

سنندج- گروهي از نظاميان لشكر 28 سنندج كه از روز دوشنبه هفته جاري در مسجد جامع سنندج متحصن شده‏اند. همچنان به تحصن ادامه مي‏دهند. اين عده كه بين صد تا دويست نفر متغير هستند ضمن پشتيباني از رهبر انقلاب و دولت بازرگان خواستهاي خود را در يك قطعنامه 8 ماده‏اي به فرمانده لشكر 28 كردستان اعلام نموده‏اند.ديشب معاون لشكر با متحصنين وارد مذاكره شد. اما آنها پيشنهاد معاون لشكر را در مورد يكي از خواستهاي مهم خود مبني بر نقش شوراي انقلاب نظامي بصورت يك كانون مشورتي رد كردند.تحصن اين افراد با مخالفت گروهي از افراد جمعي گردان 417 مهندسي لشكر روبه رو شده است، اما تاكنون 38 جمعيت و كانون و شوراي محله و شوراي محلات سنندج پشتيباني خود را از نظاميان متحصن اعلام داشته‏اند و گروه كثيري از مردم نظاميان متحصن پيوسته‏اند امروز گروههاي كوچكي به پشتيباني از نظاميان در خيابانها دست به راهپيمائي زدند. مواد قطعنامه نظاميان متحصن به شرح زير است:

1-تشكيل شوراي انقلابي جهت اداره پادگان، مركب از نمايندگان گردانها كه قدرت تصميم گيري و كنترل بر كار فرماندهان را داشته باشد.

2-تصفيه هر چه زودتر عناصر ضد اطلاعاتي و عواملي كه عليه مردم اقدام كرده‏اند، بانظر شورا.

3-از بين بردن حالت فوق العاده در پادگان سنندج و اين تصور كه هنوز آنها رودرروي مردم قرار دارند.

4-انحلال دادگاههاي نظامي و محاكمه نظاميان در دادگاههاي عادي

5-آزادي بيان و عقيده در پادگان و جلوگيري از توهين به روشنفكران،تحت هر عنوان و برچسبي و آزادي شركت در انتخابات.

6-كمك لشكر به همه سازمانهاي مردمي و اسلامي در شهر و روستا در زمينه‏هاي تأميني و اعزام افراد داوطلب به اين منظور، در مورد ديگر قطعنامه نظاميان از همبستگي با گروهها و سازمانها خود را مبرا دانسته و گردهمائي نظاميان تهران را در دانشگاه صنعتي تائيدكرده‏اند.(كيهان7/12/1357)

عناصرضدانقلابي باتوبه كردن وارد صفوف مردم شدند.

0000 تقوايي در مورد رويدادهاي كردستان گفت: «مسأله كردستان براي ما يك مسأله درون خلقي است كه راه حل مشخصي دارد و بزرگ جلوه دادن آن زير عنوان «تجزيه» براي تقويت ارتش است، آنهم ارتشي كه هنوز پايگاه امپرياليسم است. در عين حال ]مردم[ كردستان خود مختاري فرهنگي مي‏خواهند كه اين مسأله در شرق و غرب هم اتفاق افتاده وقابل حل بوده است. تضادهاي درون خلقي نبايدطوري حل شود كه امپرياليسم بتواند اعمال نفوذ و استفاده كند.عدم دخالت ارتش در سياست نيز يكي از تعليمات غلط رژيم ديكتاتوري گذشته بوده است …» (اطلاعات7/12/1357)

حمله هوايي عراق به دهكده مرزي ايران

بدنبال حمله هلي كوپترها و هواپيماهاي عراقي به يك منطقه مرزي در كردستان، گفته مي‏شود 15 نفر در جريان حمله كشته شده‏اند. گزارش رسيده حاكي ازآن بود كه هلي كوپترهاي مسلح و هواپيماهاي عراقي منطقه مرزي «سيرين» را كه بين شهر مرزي بانه در ايران و آبادي «شورطه» واقع شده است بمباران كرده‏اند. سيرين يك منطقه دادوستد براي كردهاي هردو سوي مرز است كه دقيقاً در پنج كيلومتري پاسگاه ژاندارمري «آبخينه» قرار دارد. «رشيد احمدي» يكي از اعضاي كميته انقلاب «بانه» گفت: در حدود 15 نفر كشته شده‏اند كه در مزارع اطراف دفن شده‏اند». از آنجاييكه هيچيك از مقامات وزرات دفاع ملي در دسترس نبودند، گرفتن تأييد رسمي اين گزارش ممكن نشد ولي ناظران گفتند احتمال زيادي وجود دارد كه حمله عراقي‏ها به اين منطقه غير مسكوني ناشي ازدستپاچگي شديد آنها درا ثروجود اضطراب درمنطقه كرد نشين خودشان باشد. عراق پيش از اين نيز در يك جنگ طولاني با كردهاي خود درگير بوده تا اينكه چهار سال پيش در نتيجه پشت كردن شاه به كردها اين جنگ خاتمه يافت و كردها مجبور به تسليم گرديدند. معمولاً حركات و وقايع استقلال طلبانه در يك سوي مرز، باعث بروز اضطراب در سوي ديگر بوده است. در همين اثناء گزارش ديگري از سنندج مركز استان كردستان حاكي از آن بود كه گروهي از سربازان لشكر 28 كردستان كه در ناحيه مرزي مستقر هستند، در مسجدي متحصن شده‏اند و تقاضا دارند در كليه يگانهاي لشكر، كميته‏هاي انقلابي برپا شود.

يك گزارش حكايت از آن داشت كه فرمانده پيشين لشكر با اين تقاضا موافقت كرده بود اما فرمانده جديد، آن را ملغي ساخته است. رئيس ستاد ارتش ملي تا كنون با برپايي چنين كميته‏هايي در ارتش موافقت ننموده است. راديو صداي انقلاب، گروهي تجزيه طلب را عامل اصلي ناآرامي‏هاي مستمر خواند و گفت اين گروه با منافع ملت ايران و برادران كرد ضديت دارند و سعي دارند با ناآرام ساختن اوضاع كردستان به منافع امپرياليسم بين المللي در منطقه ياري برسانند. اين راديو ضمن اعلام اين خبر كه تجزيه طلبان درصدد براه‏انداختن يك راهپيمايي در سنندج هستند به ساكنين محلي هشدار داد كه از آنان احتراز نمايند زيرا مردم مسلمان و وطن پرست سنندج همانطور كه بارها در گذشته وفاداري خود را به اسلام و ايران نشان داده‏اند، وظيفه دارند از شركت در چنين تظاهرات خائنانه‏اي كه منجر به فروش كشور به اجانب مي‏گردد، خودداري كنند. گفته مي‏شود براي اعطاي خودمختاري به كردها موافقت نامه‏اي ازسوي هيات اعزامي دولت كه به منظور بررسي مشكلات آنان به كردستان رفته بود طرح ريزي شده است. از سوي ديگر در تهران، رهبران كرد، ملاقاتهايي با دولت و شوراي انقلاب داشته‏اند. پيش از اين حجت الاسلام «مفتي زاده» در ديداري با رهبر انقلاب، همبستگي خود و مردم كردستان را با انقلاب اسلامي اعلام كرد. در اين ميان، بدنبال گزارش ديروز اطلاعات كه توسط كليه خبرگزاريها مخابره شد، يكي ازرهبران نهضت كرد به خبرنگاران سياسي اطلاعات گفت: «علاوه بر رسمي ‏شدن زبان كردي»، بايد منطقه‏اي كه قرنها بعنوان كردستان در چارچوب كشور ايران شناخته مي‏شد، احياء شود«. اين مقام گفت: «به اعتقاد اكثريت كردها مناطقي از استانهاي مجاور كه از پيكر كردستان جدا شده‏اند بايد به استان كردستان متصل شوند. اين مناطق شامل بخشهايي از استانهاي آذربايجانغربي، ايلام و كرمانشاهان است». (اطلاعات8/12/1357)

اعتراض كردها

گروهي از كردها ي مقيم تهران به روزنامه اطلاعات آمدند و به سخنان قطب زاده در يك مصاحبه تلويزيوني كه گفته بود بسياري از افراد نقشبندي‏ها بستگان «سالارجاف» هستند كه در وقايع پاوه و خونريزي‏هاي سنندج و مريوان دخالت داشتند، اعتراض كردند. اين گروه عقيده داشتند كه بهتر بود آقاي قطب زاده قبل از چنين اظهاراتي با جامعه كردهاي مقيم تهران تماس مي‏گرفت و واقعيت حوادث را از زبان آنها مي‏شنيد. هم اكنون هزارن نفر از كردهاي كردستان در تهران، جامعه‏اي تشكيل داده‏اند و روز پنج شنبه در دانشگاه صنعتي تهران، اولين گردهمايي آنان انجام خواهد گرفت.(اطلاعات8/12/1357)

خلق كرد،تجزيه طلب نيست.

در مبارزات قهرمانانه خلقهاي ايران به رهبري آيت الله خميني در راه آزادي ودر هم كوبيدن دژ امپرياليسم جهانخوار و استبدادرنگين دست در ايران و برچيدن بساط شاهنشاهي، خلق كرد نيز بسان ديگر خلقهاي زير ستم ملي، با دليري بسيار و نثار خون صدها تن از جوانانش در اين ستيز مقدس شركت جسته و گام نهاد. از سرزمين لرستان تا كرانه‏هاي ارس و دامنه‏هاي آرارات، هر آنجا كردي بود بفرمان رهبر انقلاب ايران و راهنمايي و ارشاد آيت الله شيخ عزالدين حسيني امام جمعه مهاباد و رهبري سياسي و مذهبي كرد، به مبارزه عليه استبداد برخاسته و در اين راه مقدس، از هيچ گونه جانبازي و فداكاري دريغ نورزيده تا سرانجام همه با هم دژها و كاخهاي اهريمن استبدادرا درهم كوبيده تا نظم نويني براساس عدالت اجتماعي، اقتصادي و سياسي جايگزين نظامات فاسد ديرين نهاده شود. خلق كرد كه ساليان بسياري است تحت شديدترين ظلم و ستمهاي ملي قرار داشته در اين برهه خطير و سرنوشت ساز از تاريخ مبارزات خلقهاي ايران، شجاعانه كوشيده و پيكار كرده و با ايثار خون شهيدان، درخت آزادي سرتاسري ايران را بارورتر ساخته است، بدين اميد كه از وي رفع ستم ملي مي‏شود و حق خودمختاري را در چارچوب جمهوري اسلامي ايران داشته باشد. اين خلق ستم كشيده در اين راه، ساليان بسيار بطول تاريخ، قرباني داده و اكنون از هيچ تلاش و كوشش براي رسيدن به چنين خواستي هم دريغ نخواهد ورزيد.

راديو بي بي سي سخنگوي كارتلهاي نفتي و كاخ نشينان كرانه‏هاي تايمز، در اين اواخر، نيش گفتار و قلم را متوجه مسائل سياسي كردستان گردانيده و بجاي گفتن حقايق، به دروغ پراكني پرداخته و كردها را «جدايي طلب» و «شورشي» مي‏داند و نفوس كرد را كمتر از آنچه هست اعلام مي‏دارد چنانچه در برنامه شامگاهي سوم اسفند ماه ضمن خبر و تفسيرهاي سياسي، كردهاي ايران را تجزيه طلب و جدايي خواه و شورشي خواند و آمار و ارقام غير واقعي نيز در باره نفوس و جمعيت كردها انتشار داد.

ما هرگز خواهان جدايي از ايران نيستيم و از حق مسلم خود، يعني رفع ستم ملي و تعيين سرنوشت خود در چارچوب ايران نيز نخواهيم گذشت. مارك تجزيه طلبي و جدايي خواهي را نيز عناصر غير مسؤول در دولتهاي سابق به كردها زده‏اند. از ارتش ملي ايران و دولت بازرگان بعيد است چنين ترهاتي را باور دارند ودرهمين رهگذر حتي «حزب دمكرات كردستان» كه در مناطق كردنشين ايران فعاليت دارد، موضع خود را صريحاً در مرامنامه خويش روشن كرده و ماده چهارم از اهداف عمومي حزب مي‏گويد:

«شعار استراتژيكي حزب دمكرات كردستان، ايجاد خود مختاري كردستان در چهارچوب ايران دمكرات ميباشد».

راديو بي بي سي از طرف ديگر ضمن اشاره به جمعيت و نفوس كل كردها در دنيا دچار اشتباه فحاشي «شايد اشتباه عمدي» شده و كردها را كلاً ده ميليون نفر برمي‏شمارد در حاليكه طبق آمار و اسناد 20 سال قبل كه ذيلاً اشاره مي‏ورزيم، جمعيت كردها ـ 20سال پيش ـ بيش از 16 ميليون نفر بوده و براساس آمار و ارقام، دولي كه سهمي از سرزمين كردستان به آنها رسيده جمعيت كردها حدود 20 سال قبل به شرح زير است:

(1) بنا به نوشته كتاب «تركيه امروز» چاپ مسكو سال 1959 كردهاي تركيه 4600000 نفر هستند.

(2) كتاب «ايران امروز» چاپ مسكو سال 1957 كردهاي ايران را 3000000 نفر مي‏داند.

(3) كتاب «المجموعه الاحصاييه» چاپ بغداد سال 1958 كردهاي عراق را 1400000 نفر رقم زده است.

(4) كتاب «كردستان و كرد» نوشته دكتر عبدالرحمن قاسملو سال 1962 كردها ي سوريه را 400000 نفر نوشته است.

(5) بنا به نوشته كتاب «روضه الصفا» سال 1976 بيش از 50 هزار خانوار كرد در خراسان سكونت داشته‏اند.

( 6 ) كتاب «افغانستان امروز» چاپ مسكو سال 1960 مي‏نويسد بيش از 200000 هزار نفر كرد در ناحيه «گوريان» و «هرات» زندگي مينمايند.

(7) كتاب «بلوچها» چاپ مسكو سال 1959 از تعداد زيادي عشاير و قبايل كرد در سرحدات بلوچستان ياد مي‏كند.

(8) كتاب «دايره المعارف بزرگ شوروي» چاپ سال 1960 كردهاي شوروي را 950000 هزار نفر ميداند، در حاليكه نفوس كردها در شوروي خيلي بيش از اين است. ضمناً در مناطق گيلان، مازندران، خوزستان، قزوين، سراب، خلخال، و دماوند در ايران، جزيره كرت، قبرس يونان، يوگسلاوي، هندوستان، مصر، لبنان و حتي اسرائيل عناصر كرد، كم و بيش زندگي مي‏نمايند كه هرگز تعداد آنها بر جمعيت كل كردها افزوده نميشود. طبق آمار و برآوردها و تحقيقات محقق و سياستمدار كرد، دكتر عبدالرحمان قاسملو جمعيت كردها در سال 1962 بدين شرح است:

(1) ـ كردستان در تركيه 6401340 نفر

(2) ـ كردستان در ايران 4521280 نفر

(3) ـ كردستان در عراق 2131800 نفر

(4) ـ كردستان در سوريه 618200 نفر

كه جمعيت كل آن به 13672620 مي‏رسد. اگر اين آمار با 950000 نفر كردهاي ساكن شوروي و بيش از يك ميليون كرد كه درساير نقاط عالم بسر مي‏برند را جمع بندي كنيم رقمي نزديك به 16 ميليون نفر بدست مي‏آيد.

بنام يك كرد ايراني اعلام مي‏دارد كه چنانكه بارها رهبران سياسي ومذهبي كرد اعلام نموده‏اند كردها تجزيه طلب و جدايي خواه نيستند و از حق رفع ستم ملي و خود مختاري در چهارچوب ايراني آزاد و دمكرات نيز نخواهند گذشت.

احمد شريفي (اطلاعات8/12/1357)

35 نفر از عمال ساواك و افراد ضد انقلابي در سنندج دستگير شدند.

سنندج- بدنبال دستگيري و بازداشت عوامل رژيم سابق طي هفته جاري از طرف مبارزين انقلابي 35 نفر ديگر از عمال ساواك مأمورين شهرباني، افراد ضد انقلابي و سارقين دستگير شدند.

9نفر از دراويش شيخ‏هادي‏هاشمي به اتهام شركت در توطئه ضد انقلابي و كشتار مردم قروه و 9 نفر افسر و افراد شهرباني كه در عمليات قتل و غارت و تخريب، جمعه سياه سنندج شركت داشتند و 10 نفر مأمور ساواك جزو متهمان هستند.همچنين سرهنگ حاج رسولي رئيس ضد اطلاعات لشكر 28، جزو متهمان است.(كيهان8/12/1357)

كردها، شورش را تكذيب مي‏كنند.

سكوت دولت عراق و ارتش ملي اسلامي ايران در مورد بمباران دهكده مرزي «سيرين» وارد سومين روز خود شده. با آنكه در اين مورد گزارشات محلي و خبرها ي رسيده به تهران حاكي است كه شدت بمباران تا بدان حد بوده كه دهكده را با خاك يكسان كرده ولي مقامات رسمي محلي هيچ گزارشي به تهران نفرستاده‏اند. از سوي ديگر گروهي از نظاميان لشكر 28 سنندج با اجتماع در مسجد جامع، تحصن اختيار كرده‏اند. اين گروه كه خواستهاي خود را بصورت قطعنامه‏اي به كميته امام خميني در سنندج داده‏اند، به انتصابات ارتش اعتراض كرده‏اند. در ميان متحصنين، اكثريت با سربازان، درجه داران و افسران جزء است. آنها از دولت موقت انقلاب خواسته‏اند با تشكيل شوراهاي موقت موافقت كنند و گزينش فرماندهان را به اين شوراها واگذارد. نظاميان اعتصابي مي‏گويند: «هيچ نوع انتصاب را از بالا نمي‏پذيرند». آنها ضمن اعلام اين نكته كه علاقمند به دخالت در سياست نيستند به خبرگاران گفتند: «فرماندهان ارتش در زمان حكومت شاه بزرگترين جنايات را نسبت به ارتش مرتكب شده‏اند و امروز بارديگرآنها به فرماندهاني نيروهاي مسلح انتخاب مي‏شوند. نماينده كميته امام خميني كه زير نظر آيت الله مفتي زاده انجام وظيفه مي‏كند در محل تحصن نظاميان معترض حاضر شد و با آنها به گفتگو پرداخت.

ازسوي ديگر آيت الله مفتي زاده ديروز گزارش مشروحي از حوادث كردستان را براي رهبري انقلاب و دولت فرستاد. آيت الله مفتي زاده كه بدفعات تجزيه طلبي و جدايي از ايران را محكوم كرده است در گزارش خود فشرده‏اي از خواستهاي واقعي اهالي كردستان را بازگو كرده است .

ديروز گروه كثيري از اكراد مقيم مركز كه بتازگي جمعيتي درست كرده‏اند، ضمن ارسال تلگرامي براي كميته امام خميني در كردستان، مطالب مغرضانه‏اي را كه پيرامون شورش كردها براي بدست آوردن استقلال منتشر شده محكوم كردند. سخنگوي اين گروه در تهران به خبرنگار سياسي اطلاعات گفت: «ما هرگز از ايران جدا نبوده‏ايم، حتي ساير برادران كرد ما در آن سوي مرزهاي ايران بارها ايراني بودن خود را به اثبات رسانده‏اند». سخنگوي مذكور ضمن اعتراض به برنامه‏اي كه درتلويزيون بعنوان ديدار با نمايندگان اكراد پخش شد گفت: «اين روزها همه خود را سخنگوي خلق كرد مي‏دانند. اين گروهها بايد بدانند مردم كردستان در بطن انقلابي ايران برهبري امام خميني هميشه حضور داشته‏اند ولي ظلمهايي كه به ما مردم غرب ايران در طول سلطنت شاه و پدرش شده آنقدر زياد است كه امروز اگر واكنشهاي انفرادي نامطلوبي ظهور مي‏كند، چندان نبايد براين افراد خرده گرفت».

در ژنو يكي از سخنگويان رزمندگان بارزاني، خبر دخالت نيروهاي بارزاني را در حركت تجزيه طلبي كردستان بي اساس دانست و گفت: طما خود را از انقلاب ايران جدا نمي‏دانيم و همانطور كه رهبر ما در تلگرام به امام خميني متذكر شده همواره در خدمت انقلاب مردم ايران خواهيم بود». شبيه به اين گفته بنقل از سخنگوي حزب دموكرات پارت كه رهبر آن جلال طالباني است ديروز در جرايد بيروت بچاپ رسيده بود. سخنگوي طالباني گفته بود ما هرگز به ايران كه تحت اداره يك رژيم انقلابي اسلامي است حمله نمي‏كنيم و مطابق خواست برادران كردمان در ايران، از اين انقلاب دفاع مي‏كنيم».

در حال حاضر بنظر مي‏رسد كه خواستهاي مردم كردستان كاملاً طبقه بندي شده و بشكل خود مختاري در امور داخلي، گزينش رهبران كردستان توسط انجمنهاي ايالتي و ولايتي، انتخاب فرماندهان ارتش از ميان افسران محلي و ضميمه كردن بعضي از مناطق در حوزه استانهاي مجاور است كه در طول سلطنت رضا شاه و شاه، از استان كردستان جدا شده است.

خود مختاري نمي‏خواهند

ايلام ـ خبرنگاران اطلاعات ـ مردم كرد ايلام و پشتكوه كه در حساس ترين مناطق مرزي غرب كشور زندگي مي‏كنند هيچگاه خود را از ملت ايران جدا ندانسته‏اند و نه تنها تجزيه طلب نبوده و نخواهند بود بلكه بحث در مورد خود مختاري ]را[ نيز بي مورد مي‏دانند.

اين مطلب توسط آيت الله «حيدري» يكي ازروحانيون برجسته ايلام و پشتكوه در گفتگو با خبرنگاران جرايد ودر جريان بازديد از پاسگاههاي مرزي اعلام شد. آيت الله حيدري كه همراه گروهي از جوانان رزمنده انقلابي و فرمانده هنگ ژاندارمري استان از پاسگاههاي مرزي ديدن مي‏كرد گفت: «با توجه به نوشته جرايد در مورد خود مختاري كردستان آزادكه ايلام و پشتكوه را جزو آن قلمداد كرده بودند ياد آور مي‏شويم حتي يك نفر از مردم اين منطقه حساس مرزي بعنوان يك كرد ايراني، تجزيه طلب نيست و همچنان كه بارها اعلام شده است، همه مردم ايران بار ديگر اعلام مي‏كنيم تا آخرين نفس از انقلاب ايران پشتيباني مي‏كنيم و هيچگاه خود را از ملت ايران جدا نمي‏دانيم.(كيهان9/12/1357)

شيخ عبدالرحمن دستگير شد.

شاخه كردستان «سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران» طي اعلاميه‏اي اطلاع داده است كه روز 1/12/57 «عبدالرحيم شمس الديني» معروف به «شيخ عبدالرحمان»، مزدور رژيم پيشين، توسط چريكهاي دلير كرد با همكاري چريكهاي فدايي خلق ايران دستگير و روز 2/12/57 تحويل شوراي انقلابي مهاباد شده است. در اين اعلاميه آمده است كه شيخ عبدالرحمن، در سركوب جنبش حق طلبانه خلق كرد در سالهاي 1348 ـ 1345 نقش بسيار زيادي داشته است.(اطلاعات9/12/1357)

تبريك حزب دموكرات كردستان عراق

كميته تداركات حزب دموكرات كردستان عراق، در تلگرامي بعنوان كميته انقلاب اسلامي امام خميني، پيروزي انقلاب ملت مبارز ايران را برديكتاتوري تبريك گفت. اين تلگرام كه به امضاي «محمود علي عثمان» رسيده رونوشت آن به روزنامه اطلاعات فرستاده شده است.

سنندج ـ تحصن سربازان، درجه داران و افسران منطقه سنندج كه خواستار تشكيل شوراي انقلاب نظامي هستند، در مسجد جامع سنندج ادامه دارد.

پاوه ـ خبرنگاراطلاعات: عصر ديروز اعلاميه‏اي در 4 ماده توسط هلي كوپتر كميته نظامي اسلامي «قهرمانشهر» در منطقه «اورامانات» پخش شد و نارضايتي مردم اين منطقه را برانگيخت. در اين اعلاميه آمده است: مردم اورامانات! هر نوع زمزمه تجزيه طلبي، توسط ارتش ملي ايران با كمال قدرت سركوب خواهد شد.

پخش اين اعلاميه خشم مردم اورامانات را برانگيخت و عده‏اي گفتند: «اين عمل ما را به ياد عمل مشابه رژيم سابق در سال 32 مي‏اندازد». لازم به ياد آوري است كه در آن سال، رژيم به بهانه تجزيه طلبي ضمن حمله هوايي به اورامانات و جوانرود، 40 نفر را در مسجد حضرت عبدالله واقع در «زردويي» شهيد نمود و با پخش اعلاميه از طريق هليكوپتر، مردم منطقه را تشويق به تسليم كرد. كميته انقلاب اسلامي پاوه نيز خبر روزنامه‏ها مبني برزدوخورد در پاوه را تكذيب كرد و متذكر شد كه مردم پاوه از 6 ماه پيش با انقلاب ايران به رهبري امام خميني، اعلام همبستگي كرده‏اند.(اطلاعات9/12/1357)

دعوت براي راهپيمايي

قهرمانشهر ـ خبرنگار اطلاعات: مردم قهرمانشهر (كرمانشاه سابق) روز جمعه آينده براي پشتيباني از خود مختاري كردستان، به راهپيمايي مي‏پردازند. طرفداران خودمختاري كردستان، اعلاميه‏اي در اين زمينه صادر كرده‏اند.

ازسوي ستاد عملياتي كميته اسلامي قهرمانشهر، 2 گروه ضربت از مجاهدين و نيروي كمكي شوراي نظامي اين شهر با يك فروند هلي كوپتر هوانيروز عازم «قلعه لان» واقع در منطقه «بيله‏وار» از توابع قهرمانشهر شدند و به مقابله با عده‏اي كه قصد اغتشاش در اين محل را داشتند برخاستند. سه گروه پاسدار كميته انقلاب اسلامي قهرمانشهر نيز در پاسگاههاي پليس راه «بيستون»، «ماهيدشت» و «قزانچي» مستقر شدند و كنترل وسايط نقليه را بعهده گرفتند. جامعه كردهاي قهرمانشهر برهبري «محمد ربيعي» (روحاني اين منطقه) نامه اعتراض آميزي به شرح زير به روزنامه اطلاعات ارسال داشته است:

بــسمه تــعالي

هشدار انقلابيون غيور و مسلمانان مجاهد

ديشب جمعي مزدور نوكر ساواك و جنايتكار در لباس مردمي و در سلك روحانيت در تلويزيون ملي اسلامي ايران گرد آمده و با سيماي هزار چهره و دو زبان، سخنگوي ملت كرد شده بودند. بايد دانست كه گناه خيانت اين مردم نماها كمتر از گناه نصيري‏ها و تيمور بختيارها و سالارجافها و پاليزبان‏ها نيست. بعلاوه اينكه منفور جامعه و مطرود از ملت كرد هستند، خود بايد در دادگاه خلق محاكمه شوند و از مقامات صلاحيت دار تقاضاي تعقيب آنها را داريم.

از طرف جامعه كردهاي قهرمانشهر ـ ملا محمد ربيعي (طلاعات9/12/1357)

مواد هشتگانه خواستهاي مردم كرد نارساست.

علامه «مفتي زاده» رهبر مذهبي كردستان در يك گفتگوي اختصاصي با خبرنگار اطلاعات، در مورد اعلاميه 8 ماده‏اي كردها اعلام داشت كه در اصل، با مفاد اعلاميه اختلاف نظري با آيت الله «عزالدين حسيني» ندارد ولي در ارائه مطالب، نارسايهايي وجود دارد كه بايد به آن توجه لازم داشت، زيرا در اين 8 ماده كمترين رنگ اسلامي بچشم نمي‏خورد.

وي گفت: «اين هشت ماده جزئي كوچك از حقوق ملت كرد است و نمي‏تواند همه خواسته‏هاي مردم كرد را تأمين كند در حاليكه موادي كه با امام خميني در آن به توافق رسيده‏ايم رساتر از مفاد اين هشت ماده است».

علامه مفتي زاده در مورد توسل به زور براي خود مختاري كردها گفت: «جامعه‏هاي گوناگون در يك حكومت اسلامي‏داراي حق خود مختاري هستند و هر ملتي مكلف است به هر ترتيبي كه مقدور و معقول باشد حق خود را بگيرد، بنابراين بدون ترديد هرگز از آنچه حق اسلامي ملت است صرف نظر نخواهيم كرد منتها طريق راه حل سياسي، هم براي ملت وهم در شرايط فعلي انقلاب پسنديده تر است و چنانچه، اين راه حل به نتيجه برسد از آن هنگام، اقدامات ما ديگر مرتجعانه و ضد انقلابي نخواهد بود».

رهبر مذهبي كردستان در پاسخ اين سوال كه آيا در مورد خودمختاري كردها بين شما و آقاي شيخ عزالدين حسيني اختلاف عقيده وجود دارد پاسخ داد: «در مورد چگونگي پياده شدن خود مختاري و نيز قالبها و مقياسها بطور طبيعي احتمال دارد اختلاف سليقه وعقيده وجود داشته باشد، اما در اصل موضوع تا آنجا كه با هم بحث داشتيم، اختلافي وجود ندارد. (طلاعات9/12/1357)

انتخابات در سقز

در سقز: سقز ـ در سقز طي جلسه اي با حضور طبقات مردم كه در منزل «سيدي» رئيس دادگستري اين شهر تشكيل شد،اعضاي شوراانتخاب شدند. ضمنا در خبر مربوط به انتخاب اعضاي شوراي انتظامي سقز اين شورا، اشتباها شوراي انقلابي چاپ شده بود كه بدين وسيله تصحيح مي‏شود. گروههاي كثيري از مردم شهرستان سقز، ضمن اعلام پشتيباني از انقلاب ايران، با شركت در يك راهپيمايي بزرگ، از قطعنامه 8 ماده‏اي مردم مهاباد حمايت كردند.

-چند تن از پاسداران انقلاب در ابتداي پل سقز بسوي وانت باري كه بفرمان ايست آنها توجهي نكرده بود تيراندازي كردند در اين حادثه يكي از سرنشينان وانت كشته شد و يكي از تيراندازان نيز براي بررسي واقعه بازداشت گرديد.

-سرپاسبان علي اكبر زارعي مأمور شهرباني سنندج، ديروز در شركت مخابرات تهران وسيله يك سنندجي شناسايي شد و پاسداران جوان، او را دستگير كردند. گفته شد او در جريان تظاهرات و مبارزات آزاديخواهان سنندج، دو نفر را كشته است.(اطلاعات10/12/1357)

تجزيه طلبي هم برچسب است هم افترا…

حبيب الله تيموري

حركت انقلابي خلق دلير كرد بخشي جدايي ناپذير از انقلاب ميهني سراسر ايران است. خوشبختانه رزمندگان كرد تاكنون پيوستگي خود را با انقلاب سراسري ايران و بيزاري خويش را از تهمت تجزيه طلبي بارها اعلام داشته‏اند با اينحال باقيمانده ارتجاع جو در داخل مرزهاي خارج و داخل ايران مي‏كوشد تا با سوءاستفاده از وحدت طلبي حقاني ايرانيان خواسته‏هاي برحق هموطنان كرد و آذربايجاني ما را برچسب اجزيه طلبي لوث و به لولوخورخوره‏هاي براي رماندن گروهايي از ايرانيان ازجريان انقلاب مهني ما تبديل كند. اگر اين توطئه شوم در نطفه خفه نشود امكان اين هست كه جبهه متحد ارتجاع باقيمانده و امپرياليسم بار ديگر بتواند با شايعه پراكني و بر پا داشتن هياهوي تجزيه طلبي در صحنه جهاني و داخلي افكار عمومي را به بيراهه افكند. و زمينه را براي تاختن بر انقلاب در مكان و زمان مناسب آماده گرداند. بايد توجه داشت كه ارتجاع داخلي و بين المللي در اين كار از پرونده «تجزيه طلبي» كه براي قيام آذربايجان و كردستان در سالهاي 25-1324 ساخته است اميد بهره برداري دارد. خلاصه اين پرونده و حكم يك طرفه اي كه تاكنون هرگز در سطح وسيع مورد بررسي قرار نگرفته بدين قرار است: «روسها مي‏خواستند كردستان را از ايران جدا كنند. و به اين منظور حكومت خودمختار آذربايجان و جمهوري كردستان را بدست «عده‏اي مزدور» بوجود آورند…». بررسي‏هايي كه در تاريخ نهضت ميهني و دموكراتيك ايران طي سالهاي 32-1320 شده است نشان مي‏دهد كه اولاً نهضت تجزيه طلبي بر قيام آذربايجان و كردستان بويژه قيام آذربايجان عمدتاً دروغ و افترايي بيش نبوده است. ثانياً يورش جبهه متحد ارتجاع و امپرياليسم بر آذربايجان و كردستان در ماه آذر1325 كه بعنوان «نجات آذربايجان عزيز» به مردم ايران جا زده شد در واقع يورشي بود بر سنگر پيشتاز انقلاب ميهني ايران و تسخير آن دو ايالت مقدمه شكست جبران ناپذير نهضت سراسري ايران بود. ثالثاً ارتجاع داخلي و خارجي به مباشرت قوام السلطنه از عوامل نامساعد زير بهرهبرداري كرد. زمينه را براي وارد آوردن ضربه نهايي فراهم ساخت.

1-نبودن صداقت، قاطعيت و تدبير انقلابي در رهبري مترقي ترين جناح نهضت سراسري ايران بويژه ترس و محافظه كاري آن در قبال جوشش انقلابي آذربايجان دلير و فداكار.

2-توجه نكردن اين رهبري به واقعيت جور و ستم ملي كه ارمغان شوم ديكتاتوري رضاشاه بود(و تا به امروز ادامه يافته است.). وبي اعتنايي آن به اين حقيقت كه مثلاً آذربايجان با داشتن دو زبان طي هزار سال نه فقط عميقاً ايراني، بلكه خود ايران ساز بوده است (بياد بياوريم سخن شيخ محمد را كه گفت:«آذربايجان جزءلاينفك ايران و ايران جزءلاينفك آذربايجان است».

3-بروز گرايش كوته بينانه خرده بورژوازي در نهضت كردستان و آذربايجان به اين صورت كه تفاوتهاي اين دو ديار را با ساير مناطق ايران بزرگ نموده همانندي‏ها و پيوندهاي عميق و ناگسستني و هزاران ساله آنها را خرد پنداشتند.

4-فرصت طلبي سران قيام آذربايجان و كردستان بصورت اميدواري و اتكاء مفرط به ياري «متفقين دمكرات» بويژه شوروي. آنها به جاي اينكه حقانيت و نيروي قيام را در توده ستمزده و بپاخواسته آذربايجان و كردستان ببينند. به آن نيرو تكيه كنند و از آن الهام بگيرند. مانند همجنسان طبقاتي خود در تمامي كشورهاي مستعمره و نيمه مستعمره «عاقلانه» چنين مي‏ديدند كه دم را غنيمت شمرده به «قدرت بزرگ» تكيه زنند. و وقتي كه اين قدرت بزرگ به شايستگي كار ايرانيان را به خود آنان واگذاشت. آقايان رهبر ما «خيانت زده» شده دست و پايشان را گم كردند.

5-فرصت طلبي همين رهبران بصورت فريفته شدن به وعده‏ها و قرار و مدار خدعه گرانه قوام السلطنه (كه پس از شكست توطئه‏هاي فاشيستي سرلشكر و صدرالاشرف به سمت طراح «دمكرات منش» ضد انقلاب منصوب شده بود.) آنها به جاي اينكه خلق‏هاي ستمزده و قشرهاي آزاديخواه و عدالت پرست ايران را طرف خاطب و مراودت خود ساخته با آنها متحد شوند،به اميد اين قرار و مدارها و پيروزي پارلماني در انتخابات آزادي كه هرگز صورت نگرفت-به پيروزي مفت و مجاني- دل بسته به ارتجاع فرصت دادند تا آذربايجان و كردستان را د رمحاصره نظامي، سياسي و معنوي درآورده به تجزيه اي از نوع ديگر واقعيت بخشند.

6-اين عوامل به كمك هياهوي تجزيه طلبي كه خبرگزاري‏هاي خارجي با همدستي مزدوران داخلي به اقتضاي جنگ سرد( يعني تهاجم تبليغاتي امپرياليسم و ارتجاع جهاني به نهضت‏هاي دموكراتيك و رهايي بخش سراسر جهان) تدارك ديده بودند اثر ديگري هم داشت و آن ترساندن و رماندن طبقات مرفه مياني ايران، بويژه آنها كه فارس ناميده مي‏شوند از نهضت آذربايجان و كردستان و پيوستن آنها به جانب ارتجاع بود.

7-بر پا داشتن نهضت قلابي جنوب كه در واقع نهضت مرتجع ترين عناصر ايران، منجمله دربار شاهنشاهي، به سرپرستي جاسوسان انگليسي و ايراني بود. و توطئه «كميسيون سه جانبه» بابتكار همين دو استعمارگر، ترس و خوف بورژوازي متوسط و خرده بورژوازي ملي گراي متعصب را به اوج خود رساند و زمينه را براي «پيروزي درخشان» تهاجم ارتجاع داخلي و بين المللي به نهضت دمكراتيك ملي ايران كاملاً آماده ساخت و «رفت آنچه رفت».

اكنون كه با حركت جديد خلق‏هاي كردستان و آذربايجان در جهت تحقق خواست‏هاي برحق آنان بار ديگر نداي واتماميتا شنيده مي‏شود اولاً وظيفه همه ايرانيان پيشرو، آزاديخواه و ميهن پرست است كه حقيقت عيني جامعه ما را تشخيص داده بدانند كه وحدت پايدار خاندان بزرگ ايراني در شناسايي كثرت و تنوع خلق‏هائيست كه اين ملت غني و بزرگ و جاويدان را طي هزاران سال آميزش تحول يابند، پديد آورده‏اند نه در انگار ويژگيهاي قومي، زباني و محلي آنها، و نه در ممنوع داشتن آنها از اينكه امور مختصاً داخلي شان را خودشان برحسب آن ويژگي‏ها حل كنند. در اين باره بايد توجه داشت كه برخي از عوامل مُخل و نامساعدي كه موجب تحريف و انحراف قيام شكوهمند آذربايجان و نهضت دموكراتيك خلق كرد از مسير طبيعي خود و سرانجام شكست نهضت ژتنسراسري ايران گرديد اكنون خوشبختانه يا وجود ندارد و يا ضعيف تر از سابق هستند از سوي ديگر هم ايرانيان مترقي درس گيري‏هاي مثبتي در دسترس دارند كه اين روزها در برنامه‏ها و شعارهاي مترقي ترين ستونهاي انقلاب ايران ديده مي‏شوند. ثانياً پيشگامان كردستان و آذربايجان بايد با تمام قوا و بدون اتكاء محض به رسانه‏هاي سانسور شده و انتفاعي براي رساندن پيام و صداي خود به همه ايرانيان از طريق بر پاداشتن سازمانهاسازمانها و نشريه‏هاي شايسته به اقدام برخيزند تا هو جنجال تهمت زنان «تجزيه طلبي» را بي اثر سازند.كوتاه سخن آنكه بايد بالاترين كوشش را بكار برند تا مسأله تنوع خلقهاي ايران و حقوق ويژه آنها در خاندان متحد ايراني از طرف خلق‏هاي ستم زده با بقيه ايرانيان آنچه خود خواهند بگويند.(كيهان10/12/1357)

قطعنامه تظاهرات بزرگ بانه كردستان: دولت نبايد از افراد بارزاني حمايت كند

بانه كردستان- خبرنگار كيهان: هزاران نفر از طبقات مختلف مردم بانه روز گذشته تظاهرات وسيعي براه‏انداختند. در پايان اين تظاهرات قطعنامه اي در 10 ماده به زبانهاي فارسي و كردي صادر شد و به تصويب نظاهركنندگان رسيد. متن قطعنامه به اين شرح است:

1-تائيد و پشتيباني از حجت الاسلام سيد عزالدين حسيني بعنوان تنها نماينده خلق كرد با اين اعتقاد كه با هر نوع سازشكاري مخالف است و شخصيتي قاطع مي‏باشد.

2-پشتيباني از قطعنامه8 ماده‏اي كه بوسيله نمايندگان كردها به وزير كار داده شده است.

3-پشتيباني از چريكهاي فدايي و مجاهديني كه در دوره اختناق دليرانه جنگيده و امروز نيز موضوع آنان پشتيباني از خلق كرد مي‏باشد.

4-تائيد اعتصاب كارمندان راديو تلويزيون بر ضد سانسور.

5-قوياً خواستار لغو سانسور از رسانه‏هاي گروهي مي‏شويم

6-قوياً اخبار مربوط به حمله افراد جلال طالباني به پاسگاههاي مرزي ايران را تكذيب مي‏كنيم.

7-از حكومت موقت ايران ميخواهيم كه پشتيباني و كمك خود را فوراً از دارودسته «قياده موقت» وابسته به مصطفي بارزاني قطع و آنها را از ايران اخراج نمايند.

8-ما با تمام قدرت از كارگران مبارز بويژه برادران كارگر در صنعت نفت حمايت مي‏نمائيم.

9-موضع گيري يك طرفه راديو، تلويزيون در مورد اعلام رهبري احمد مفتي زاده را شديداً محكوم مي‏كنيم.

10-قاطعانه به تمام خلقهاي ايران اعلام ميداريم كه تجزيه طلب نيستيم و تقاضاي تصفيه ارتش از عناصر ضد انقلابي را داريم. (كيهان10/12/1357)

راهپيمايي در «قهرمانشهر» منتفي شد.

قهرمانشهر «خبرنگار اطلاعات»: طرفداران حقوق ملي كرد با انتشار اطلاعيه‏اي اعلام كردند راهپيمايي اين گروه كه قرار بود جمعه 11 / 12/ 1357 در قهرمانشهر انجام شود در اين روز انجام نخواهد شد و تاريخ راهپيمايي مجددا اعلام ميگردد، متن اطلاعيه بشرح زير است: «به اطلاع اهالي محترم قهرمانشهر «كرمانشاهان سابق» مي‏رساند چون گروههاي بزرگ و اقشار خلق كرد، روز جمعه در مهاباد گرد مي‏آيند و عده كثيري از رزمندگان و طرفداران حقوق ملي كرد علاقمندند در اين گرد همايي بزرگ و تاريخي شركت كنند، راهپيمايي جمعه انجام نخواهد شد و تاريخ راهپيمايي مجددا در آينده نزديك به اطلاع مردم مبارز كرمانشاه خواهد رسيد. ازسوي ديگر دانشسراي راهنمايي تحصيلي، از خود مختاري كردستان در چارچوب ايران دموكراتيك پشتيباني كرد.(اطلاعات10/12/1357)

برف و سرما آذربايجان را فرا گرفت.

مهاباد ـ در مهاباد و نواحي تابعه نيز از ساعت 6 بعدازظهر پريروز ريزش برف، همراه با كولاك آغاز شد و تا صبح ديروز حدود 20 سانتي متر برف به زمين نشست. بعداز ظهر ديروز ريزش برف، مجددا آغاز شد و هواي اين مناطق را بشدت سرد كرد.(اطلاعات10/12/1357)

كميته‏ها و افراطي‏ها خطر عظيم براي انقلاب

مهندس بازرگان نخست وزير دولت موقت، ديشب در يك پيام به مردم ايران از يك اقليت تندرو و افراطي و كميته‏هايي كه نام امام دارند گله كرد و آنهارامزاحم كار دولت دانست 000

اوگفت:”اگر امپرياليسم سوء نيت و نظري در مملكت داشته باشد، فقط از راه افراط است و نه از راه ارتش، ارتشي كه مثل قسمتهاي ديگر بايد پاكسازي شود و پاكسازي هم مي‏شود، كه اين كار خيلي مشكلي نيست. آن وقت مي بينيم كه روي همين طرز فكرها و افكار است كه مثلاً كميته‏اي بنام امام درمهاباد، پادگان مهاباد را كه يك تيپ است خلع سلاح مي‏كند و ميداني و وسيله‏اي مي‏شود براي افكار و تحريكات تجزيه طلبي و جدايي خواهي و رخنه خارجي. همان رفتارهاي نا هنجار ي كه با سفارتخانه‏ها و اتباع بيگانه باعث شد كه بهانه بسيار خوبي، بهانه‏اي كه ما هيچ جوابي براي آن نداشتيم، بدست آنها بدهيم…” (اطلاعات10/12/1357)

تظاهرات مريوان

بنا به گزارش‏هاي رسيده از مريوان، ديروز تظاهراتي در اين شهر به پشتيباني از خواستهاي مردم كردستان كه مهمترينش خودمختاري است برپا شد. اين تظاهرات كه در آغاز آرام بود به سبب رخنه بعضي از افـراطيون كــه فــريـاد مي‏زدند «جمهوري دمكراتيك كردستان وطن ماست، خميني حق ما را فراموش نكن» به خشونت گراييد. كميته انقلاب مهاباد كه برپا كننده‏اين تظاهرات بود بدون اطلاع مقامات محلي، تظاهرات خود را آغاز كرد. در اين ميان، جمعي كه شعار «مرگ بر كمونيسم» و «درود بر انقلاب اسلامي» ميداند روياروي تظاهر كنندگان حركت كردند. وقتي شعارها بالا گرفت، تظاهر كنندگان با يكديگر درگير شدند و بنا به گزارشهاي رسيده عده‏اي در اين ميان مجروح شدند.

به توصيه شوراي انقلاب مريوان، وقتي تظاهر كنندگان خواستند به ستاد حمله كنند، مسلمان جلوي آنها را گرفتند ولي تيراندازي نكردند. گفته مي‏شود در اين حوادث، گروهي از عوامل «ملامصطفي بارزاني» دست داشتند.(اطلاعات11/12/1357)

آقاي طالباني! كسي كه خانه اش از شيشه باشد نبايد به سوي خانه ديگران سنگ پرتاب كند.

بر خلاف اصول اخلاقي، اين روزها ديده مي‏شود جلال طالباني كه هميشه ميان دسته‏هاي راست و چپ انتقال يافته است، در روزنامه‏ها دست به مطرح نمودن مسائل تحريك آميز و عاري از حقيقت مي‏زند يا اينكه ديگران را به آن وادار مي‏كند. هر چند اكنون ملت مبارز و آزاديخواه ايران برهبري امام خميني از لحاظ فكري به سطحي رسيده است كه خيلي زود حقيقت را از باطل تشخيص ميدهد ليكن مبادا كه دروغ مثل مه صبحگاه براي مدت كوتاهي حقيقت را بپوشاند. لذا ناچار هستم برخي حقايق تاريخي راجع به آقاي بارزاني و طالباني را مطرح كنم تا ملت جانباز ايران قضاوت كند كدامش فرصت طلب و خيانتكار است.

1 – ميان سالهاي ( 1935-1930 ) بارزاني در كردستان عراق چند قيام عليه رژيم وقت بر پا كرد و بعلت ضعف زمينه‏هاي مادي و معنوي، آن قيامها به ثمر نرسيد و در نتيجه بارزاني به جنوب عراق بعد، به استان «سليمانيه» تبعيد شد.

2 – در سال 1943 بارزاني از تبعيد گاه خود ( سليمانيه ) به منطقه سردشت، سپس منطقه بارزان برگشت و در همان سال دست به قيام ديگري عليه رژيم پادشاهي عراق زد.

3 – در اوايل سال 1945 بارزاني «حزب آزاديخواه كرد» را تشكيل داد و در آن روزها قيام ديگري به رهبري ايشان عليه رژيم موقت عراق بر پا گرديد. در نتيجه در اواخر سال 1945 بارزاني ناچار گرديد به منطقه مهاباد منتقل شود و در اوايل سال 1946 بعلت فداكاري و جانبازي، به درجه ژنرال افتخاري نايل آيد.

4 – در بهار 1946 بدستور بارزاني، در كردستان عراق، «حزب دموكرات كرد» كه بعدها به «حزب دمكراتيك كردستان» تغيير نام يافت تأسيس و در اولين كنگره كرد، بازراني را برهبري حزب انتخاب كرد.

5 – طول نكشيد كه در اثر جريانات آذربايجان، بارزاني بهمراهي 500 نفر اكراد عراق دست به يك راهپيماي تاريخي و طولاني و خطرناك بطرف شوروي زد كه 52 روز طول كشيد.

6 – پس از تغيير رژيم عراق در سال 1958 و دوازده سال اقامت در شوروي، بارزاني به خاك وطن برگشت و ملت عراق چه عرب و چه كرد از ايشان بعنوان يك رهبر ملي استقبال نمود.

7 – در ماه سپتامبر 1961 بارزاني قيام عظيم ملت كرد را عليه رژيم ديكتاتوريت رهبري كرد و شعار آن قيام خودمختاري براي كردستان عراق و دمكراسي براي عموم ملت عراق بود.

8 – در سال 1963 رژيم عراق، دستور ريشه كن كردن نيروهاي مترقي را داد و افراد آن نيروها از ترس جان، ناچار پايتخت و شهرهاي مختلف عراق را ترك كردند. برخي كه اشتباهاً بدست هواداران جلال طالباني افتادند با سر نيزه‏هاي آنان روبرو شدند اما آنهايي كه بمناطق آزاد شده بارزاني پناه آوردند نه فقط از سامان و وسايل زندگي بهره مند شدند بلكه از همه وسايل دفاع از جان، برخودار گرديدند.

9 – در سال 1964 پس از اختلاف طالباني با قيام ملت كرد، وي و طرفدارانش به ايران پناه آوردند و در يك پايگاه مخصوص در استان همدان اقامت نمودند و ساواك، همه وسايل زندگي در اختيار آنها گذاشت.

10 پس از يك سال اقامت در ايران، طالباني و هوادارانش به كردستان عراق بازگشتند و اظهار ندامت كردند. بدستور بارزاني برخي از آنها در مقامهاي حساس انتصاب شدند. «كمال مفتي فرمانده تيپ قره داغ و محمد امين فرج فرمانده تيپ كاوه»

11 – طولي نكشيد كه طالباني بعلت عدم استقامت از داخل شورش و بطور محرمانه با كاربدستان بغداد تماس گرفت و در سال 1966 خود و هوادارانش به رژيم عراق پيوستند و پس از مسلح شدن، پيشاپيش ارتش عراق، آبادي‏هاي كرد نشين را به آتش كشيدند. بهمين علت به جاش 66 ناميده شدند.

12 – پس از موافقت نامه مارس 1970 ميان رهبري بارزاني و دولت عراق، كار طالباني به پايان رسيد و مقام‏هاي عراقي آنها را خلع سلاح نمودند لذا مجدداً ناچار شدند در يك كنفرانس مخصوص، اظهار ندامت كنند و بار ديگر به شورش كرد پناه آوردند بدستور بارزاني و با در نظر گرفتن منافع ملي آز آنها مجدداً استقبال شد.

13 – در سال 1971 طالباني با اجازه گرفتن از بارزاني، براي ادامه تحصيل راهي اروپا شد.

14 – در سال 1974 بعلت اينكه حكومت عراق به موافقتنامه مارس وفادار نبود مجدداً جنگ ملت كرد برهبري بارزاني با حكومت بغداد شروع شد. در اين جنگ مقامهاي عراقي علاوه بر استفاده از كمكهاي خارجي، از مدرن ترين سلاحها براي قتل عام ملت كرد استفاده كرد. لذا هزاران زن و بچه و پيرمرد از ترس جان به ايران پناه آوردند تا اينكه تعداد آنها به سيصد هزار نفر رسيد.

15 – پس از موافقتنامه الجزاير ميان شاه خائن و رژيم بغداد و زدن خنجر به پشت ملت كرد، در آن هنگام سوريه فرصت را مغتنم شمرد، بعلت تيره شدن روابط وي با عراق و از طالباني درخواست نمود كه از اروپا به سوريه منتقل گردد. طولي نكشيد كه ايشان بدستور سازمان امنيت سوريه، حزبي بنام «اتحاد ميهني كردستان» تشكيل داد و پس از مسلح شدن و گرفتن بيست هزار دينار عراقي بعنوان حقوق ماهانه، در سال 1977 با همراهي چند نفر از سازمان امنيت سوريه از مرز تركيه و با كمك عمال سازمان امنيت آن كشور به خاك كردستان عراق وارد شد. به محض ورود پشت به سوريها كرد و يك نماينده از طرف خود بنام «علي عسكري» بطور محرمانه براي مذاكرات به بغداد فرستاد ليكن حكومت عراق اهميتي براي او قائل نشد و طالباني ناچار شد به كمك عمال ساواك از آبادي «زيوه» كه جزو استان رضاييه است به خاك ايران وارد شود و با كاميون‏هايي كه قبلاً بوسيله ساواك تهيه شده بود، مهمات و طرفداران خود را به منطقه سردشت انتقال داده و در يك آبادي بنام «نوكان» اقامت گزيد.

16 – سال پيش دكتر «محمود عثمان» كه يكي از همراهان معروف طالباني مي‏باشد نامه‏اي براي «شمس الدين» معروف به «امير قاسمي»‏كه اكنون در اروپا مي‏باشد فرستاد. در اين نامه وي از طالباني انتقاد كرده و اظهار تاسف كرده كه طالباني هنوز اصرار دارد به ترانه‏هاي «فريد الاطرش» گوش كند. منظورش اين است كه طالباني هنوز اصرار دارد با ساواك همكاري كند.

17 – طالباني در روزنامه اطلاعات شماره (15770) روز يكشنبه هشتم بهمن ماه 1357 نوشته است كه و

Related posts

درباره ی مدل پنج عاملی

اگر فکر می‌کنی دیگران به جای تو فریاد می‌زنند در اشتباهی

بهزاد خوشحالی

کرد ایرانی، هویت دوگانه متعارض

بهزاد خوشحالی

مساله ی استقلال طلبی کوردها زخمی کاری تر از امروز و دیروز است

بهزاد خوشحالی

فقدان وجاهت و مشروعيت قانونی استفاده از “اصل حاکميت ملي” و “اصل احترام به تماميت ارضي” گروه سلطه در رويارويي و سرکوب “جنبش رهايي بخش ملي کرد”

بهزاد خوشحالی

عوامل مقاومت در برابر تغییر (با تاکید موردی بر دو حزب دمکرات کردستان ایران و کومله ی کردستان ایران)

راه جدای کوردها

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، کوردهای عراق را طیف بارزانی خطاب کرد/گفتگو با روژی کورد

بهزاد خوشحالی

سازمان دهی مجدد جنبش “روژهه‌لات” و چند نکته

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید