نوروز

فارسی گزینه گویی

فریادها زنگ زده در گلو
درهم شکستن ها خاموش
انسان ها یخ بسته
برای یک بار زندگی در روز صدبار مردن
“آنگاه زین تیره روزی شب ها نخفتن
”این یک حقی به ناحق ستانده
آن یک را ناحقی به حق گرفته
آنچه شاید جهل و ستم و ظلم و جهالت
جاهلی و نامردمی و نامردمان

زشتی و مکر و حیله در گردون
به نام رندی فزون
نامردمی و نامردمان را کارآمدی
انسانیت را نه آمدی و نه آیدی
کردگار را هم از این شیوه و مرام سرگشتگی

جاهلان به جهل مسلح
حصارها به دور دانایی و دانایان بند
رویش از زمین فتاده
نیرنگ چون خدنگ به زمین نشسته
شریر تیر شرارت در چلّه
مردمان پریشان و فسرده و
نامردمان شمشیر مرگ بر جان خردمندان نهاده

اکنون در این وانفسای خدعه
اسیر این به نام زندگی سیاه چال
الهی!
حول حالنا الی احسن الحال
حول حالنا الی احسن الحال

Related posts

کورد روژهەلات اکنون جایگاه خود را می‌خواهد

بهزاد خوشحالی

بحران سیاسی و “ما”

بهزاد خوشحالی

آن زن

بهزاد خوشحالی

ملتهای تحت سلطه و اهمیت هویت سازی الکترونیک

بهزاد خوشحالی

بدا به حال مردمانی که پيام آور آزادی شان، گنديده پياز گوشه‌ی مطبخ است

بهزاد خوشحالی

پيشنهاد تشكيل ارتش سابيري كردستان(ePishmerga Force)

بهزاد خوشحالی

وقتی به دروغ می‌گوییم: “نه”

بهزاد خوشحالی

“پیرمرد بیمار خاورمیانه” به کجا می‌رود

بهزاد خوشحالی

تجزيه يا فروپاشی؟ هم فروپاشی هم تجزيه (بخش پايانی)

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید