ویرگول، کاما، زندگی

یادداشت

یادم می آید در آیین نگارش، هنگامی که از اهمیت کاما و ویرگول برایمان می گفتتند همیشه مثال آن محکوم بخت برگشته تر از خودمان را می آوردند: “بخشایش، لازم نیست اعدامش کنید” و “بخشایش لازم نیست، اعدامش کنید”…
اکنون دیگر، حتا آن دوران نیز گذشته است و دیگر نه نیازی به نوشتن است و نه دیگر، ضرورتی برای “مکتوب”. “اعدام شفاهی” نیازی به “کاما” و “ویرگول” ندارد، “زنده زنده می کشند و ما، همچنان، دلخوش به “نفس کشیدن”، آرام، راه می رویم.
دوران ویرگول و کاما گذشت، بهتر است “زندگی” را درست، بنویسیم و “درست تر” بخوانیم، “زندگی را غلط نوشتن” یا “یک در میان نوشتن”، “زنگ زدن” می آورد، “زنگی شدن” هم همچنان، “زنگ زدن” و “زنگی شدن” هم…بیگمان

Related posts

پایان رهیافت کلاسیک، ورود به دوران نئولیبرالی

بهزاد خوشحالی

ناآگاهی آگاهانه

بهزاد خوشحالی

ماشین مرگ ملت کرد

بهزاد خوشحالی

کرد بودن با مسوولیت محدود

بهزاد خوشحالی

امروز سمينار “يک سال پس از توافقنامه ي کومله و دمکرات”

بهزاد خوشحالی

پ.ک.ک و پارتی، دام ها و سرشکست ها

بهزاد خوشحالی

پيش داوری‌های عجولانه چرا؟

بهزاد خوشحالی

انتصاب علی يونسی به عنوان دستيار ويژه و طرح چند موضوع (بخش سوم)

بهزاد خوشحالی

عوامل مقاومت سازمان ها (و احزاب) در برابر تغییر

دیدگاه خود را بنویسید