چه قدر وحشت دارم

چه قدر وحشت دارم از روزی که فرزندان سرزمین ام، با گزنده ترین لحن، خطاب مان کنند که:
“روح ملی را از یاد بردید و به جای دفاع از ارزش های ملت، به سیاسی کاری پرداختید”.
آن سان که بر سر گورهای مان، حاضر شوند و بپرسند:
“چرا ارزش های جاودانه را کنار گذاشتید، تسلیم ساست بازی ها شدید، به ورطه ی روزمرگی افتادید و سرزمین تان را در “آمیزه ای از باورهای متضاد” غرقه کردید”.
می هراسم، حقیقتا می هراسم… از روزی که در گورهای تحت سلطه گی، بردگی، بر خود خواهیم لرزید و پاسخی جز سکوت شرم نخواهیم داشت….

نوروز خونین سنندج، چرایی بحران(3)

بهزاد خوشحالی

بپذیریم

بهزاد خوشحالی

سه گانه

بهزاد خوشحالی

برای “عدنان حسن پور” قديمی‌ترين روزنامه نگار زندانی ايران و بی مهری‌هايی که به تاوان کرد بودن بر او، همچنان…. بیدادگاه

بهزاد خوشحالی

“انقلاب آبی”، انقلاب مطالبات مردم کوردستان هم است

بهزاد خوشحالی

اکنون همه می‌گويند: “ما ديگر اطاعت نخواهيم کرد”

بهزاد خوشحالی

واقعیت

بهزاد خوشحالی

نظم در بی نظمی (The construction of chaos)

بهزاد خوشحالی

برنامه ی ریزی استراتژیک جبهه ی ملی کردستان (بخش دوم)

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید