کردستان به مثابه “یک سیستم باز”، احزاب “دمکرات”، “کومله”، “پژاک” و ساير “احزاب کردستاني” به عنوان “یک زیرسیستم”

تحلیل فارسی

(در صورت فعالیت هریک از احزاب به عنوان یک زیرسیستم از یک کلیت یکپارچه به نام کردستان، می توان از مفاهیم “یا این یا آن” و “نه این نه آن”،به مفهوم نوین در “نظریه ی سیستمی” یعنی “هم این هم آن” دست یافت.)
تحلیل سیستمی کردستان و احزاب کردستانی
اگرچه تعاریف بسیاری برای سیستم وجود دارد اما دو تعریف برای سیستم بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند:
تعریف1: سیستم مجموعه ی منظمی از عناصر به هم وابسته است که برای رسیدن به اهداف مشترکی، با یکدیگر در تعامل هستند
تعریف2: سیستم به معنای یک کل به کار می رود که از ترکیب اجزای متعددی تشکیل یافته اند، مجموعه ای از عوامل با روابطی میان آنها و بین خصوصیات آنها وجود دارد که با هم مرتبط هستند و با محیط خویش نیز ارتباط دارند و یک کل را تشکیل می دهند.
اجزای یک سیستم نیز عواملی هستند که موجودیت آن را تشکیل می دهند و در رسیدن به اهداف سیستم، آن را یاری می کنند. این اجزا عبارتند از:
“داده ها یا ورودی ها” (عواملی که به صورت های گوناگون وارد سیستم می شوند)، “ستانده ها یا خروجی ها” (نتایج عملکرد فرآیند و یا نهایتا هدفی هستند که سیستم به خاطر آن به وجود آمده است)، “فرآیند یا پردازش” (عبارت از تبدیل داده به ستانده)، “بازخور یا کنترل”(فرآیند سنجش مقایسه ی عملکرد واقعی سیستم با عملکرد از پیش تعیین شده یا استانداردها است)، “محدوده” (مرزی که سیستم ها را از محیط شان جدا می کند)، “محیط سیستم” (عامل خارج از سیستم که بر رفتار سیستم اثر می گذارد و در واقع، تعیین می کند که سیستم، چگونه باید انجام وظیفه کند.)
سیستم ها بر اساس محدوده و محیط سیستم، به سیستم های باز و سیستم های بسته تقسیم می شوند. در عمل، گفته می شود سیستم بسته، به ندرت وجود دارد و بیشتر سیستم ها، باز هستند.
ویژگی سیستم های باز:
-کل گرایی
-نظم
-وابستگی اجزای سیستم
-تعامل
-هدف
-سلسله مراتب سیستم ها
-مکانیزم سازش
-هم پایانی
کل گرایی: یک سیستم، یک کل و پدیده ای یکپارچه است که فراتر از عناصر تشکیل دهنده و متمایز با آنهاست. کلیت و یکپارچگی سیستم نشان دهنده ی آن است که عناصر تشکیل دهنده ی آن چگونه درهم گره خورده است.گرچه هریک از بخش های سیستم، وظایف منحصر به فردی را انجام می دهند اما همه با هم کار می کنند. در این صورت برای مطالعه ی یک سیستم، باید کلیت آن را مورد بررسی قرار داد.
نظم: اجزای یک سیستم به گونه ای مرتبط سازماندهی شده است که بتواند بر اساس یک برنامه ی از پیش تعیین شده، با هم، فعالیت کنند.
وابستگی اجزای سیستم: هر سیستم برای انجام وظیفه یا رسیدن به اهداف، باید از سایر سیستم ها درون داده هایی دریافت کند تا طبق هدف، آن را به برون داده هایی تبدیل کند. این برون داده ها به نوبه ی خود، درون داده ی سیستم دیگری می شوند.
تعامل: مفهوم تعامل، به ارتباط متقابل اجزای سیستم با هم، اشاره می کند.
هدف: سیستم ها دارای اهدافی هستند که برای رسیدن به آن در تلاش هستند.
سلسله مراتب سیستم ها: در درون محدوده ی سیستم، خود سیستم قرار دارد.سیستم ممکن است از یک عنصر، یا چندین عنصر تشکیل شده باشد. هرگاه هریک از عناصر، به نوبه ی خود، سیستم دیگری باشد، یک “زیرسیستم” نامیده می شود. هریک از زیرسیستم ها نیز ممکن است به زیرسیستم های دیگری تفکیک و تقسیم شود.
مکانیزم سازش: سیستم ها باید غالبا دو مکانیسم متضاد را در خود داشته باشند: از یکسو برای ابقای تعادل خود، باید سازوکاری داشته باشند که بین محیط و وضعیت زیرسیستم های آن، حالت موازنه ای برقرار کند. به این معنا که از تغییر شتابان زیرسیستم ها در برابر تغییرات محیطی، به گونه ای که وضعیت کل سیستم را به خطر اندازد جلوگیری کند و از سوی دیگر، چون سیستم در محیطی زندگی می کند که به طور مرتب در حال تغییر است لذا باید مکانیزمی داشته باشد که تغییرات مذکور را شناسایی کرده و خود را با آن تطبیق دهد تا در رابطه با محیط به تعادلی پویا دست یابد. چنین تعادلی معمولا با یادگیری از طریق بازخور اطلاعاتی و با تخصصی تر شدن واحدها و رشد زیرسیستم های درونی موسسه و سازمان ها حاصل می شود.
هم پایانی: مفهوم هم پایانی این است که سیستم می تواند با شرایط اولیه و درون داده های متفاوت، به نتایج نهایی یکسانی دست یابد. بر اساس ویژگی هم پایانی که ویژگی سیستم های باز است سازمان ها با استفاده از دروندادهای متفاوت و راه حل های گوناگون و به روش های مختلف می توانند به اهداف خود دست یابند.
پرسش و پاسخ
-آیا می توان به مناطق کردنشین به مثابه یک “سیستم باز” نگریست؟ اکنون دیگر به ندرت بتوان از رویکردی سخن به میان آورد که کردستان را به مثابه یک سیستم که دارای دروندادها، پروسه و بروندادهای منحصر به خود است در محاسبات داخلی(ایران)، منطقه ای(ترکیه، عراق و سوریه) و بین المللی شناسایی نکند. کردستان، اکنون، گرچه به لحاظ ماهیت حقوق بین المللی، مرزهایی مصنوع را از میان خود عبور داده است اما به مثابه یک کلیت سیستمی دارای محدوده است و مرزی که آن را به مثابه سیستم از محیط اطراف خود جدا می کند و هم دارای محیط است به گونه ای که عامل یا عوامل خارج از سیستم که بر رفتار سیستم اثر می گذارد در نهایت ، تعیین می کند که سیستم، چگونه باید انجام وظیفه کند و چه وظایفی را به هدف رهنمون سازد.
مثاله اي روشني براي تاييد اين ادعا وجود دارند که بر “کردستان به مثابه يک سيتم باز” دلالت مي کنند.
-نگاهي کوتاه به “چرايي پيدايش”، “اقتضائات پديد آورنده ي هريک از احزاب”، “خط مشي”، “استراتژي، کنش ها”، “واکنش ها و برهم کنش ها” در بسياري از مقاطع تاريخي (به استثناي مواردي چند)، “کنشگري و اقدام مستقل و مشترک در بسياري از بحران هاي پديد آمده” در کردستان، “شيوه هاي تقريبا يکسان سازماندهي و مقاومت”، “نگاه تقريبا يکسان به مساله ي ملي کرد” و “توافقنامه هاي دوجانبه در دوره ي اخير”، باز بودن سیستم” را تایید می کند.
موضوع دیگری که ماهیت این سیستم را به عنوان کلیتی یکپارچه تامین و تضمین نمود ظهور سازوکارهای “بازخورد”، در قالب” تقویت وفاق ملی” و “همبستگی کردستانی” صرفنظر از ماهیت حقوقی بین المللی هریک از مناطق کردنشین به عنوان بخشی از کشورهای ایران، ترکیه، عراق و سوریه است.
این سیستم اکنون در ساده ترین تعریف، عشق به ملت کرد است که با قرار دادن بنیاد خود بر رویه های هنجاری، ادراکی و نهادین، مشارکت توده ای مردم را به عقلیتی “ملت باور” ارتقا می دهد، سیستمی که به منزله ی شکل بندی های استدلالی، استراتژیک و تاکتیکی، وجوهی از واقعیت های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به هم پیوسته است که هدف نهایی خود را در کلیت یکپارچه ای به نام کردستان محقق می سازد.
به جرات می توان گفت صورت های مشروعیت یافته ی زمان حال برای”ملت کرد” درقالب کنش و واکنش پویایی هویتی به نام “کرد” با تاکید بر نهادها، رفتارها و ادراکات است که در تعهدات هنجاری، علایق و سیاستهای نهادینه ی این حوزه دخیل هستند.
اکنون هویت ملی در “سیستم باز کردستان”، برحسب آرمان های مربوط به شهروندی،مشارکت و دمکراسی بیان، و اندیشه ی “کرد ملت باوری” را به عنوان شالوده ای برای هویت شهروندی و همبستگی تقویت می کند.
-آیا هریک از احزاب کردستانی “دمکرات”، “کومله” و “پژاک” را می توان یک “زیرسیستم” از “سیستم باز کردستان” دانست؟
همچنان که پیشتر، در سلسله مراتب سیستم ها توضیح داده شد در درون محدوده ی سیستم، خود سیستم قرار دارد.سیستم ممکن است از یک عنصر، یا چندین عنصر تشکیل شده باشد. هرگاه هریک از عناصر، به نوبه ی خود، سیستم دیگری باشد، یک “زیرسیستم” نامیده می شود. هریک از زیرسیستم ها نیز ممکن است به زیرسیستم های دیگری تفکیک و تقسیم شود.
نکته ی مهم دیگر در استدلال سیستمی ما، “مکانیزم سازش” است. بر اساس این سازوکار، سیستم ها باید غالبا دو مکانیسم متضاد را در خود داشته باشند: از یکسو برای ابقای تعادل خود، باید سازوکاری داشته باشند که بین محیط و وضعیت زیرسیستم های آن، حالت موازنه ای برقرار کند. به این معنا که از تغییر شتابان زیرسیستم ها در برابر تغییرات محیطی، به گونه ای که وضعیت کل سیستم را به خطر اندازد جلوگیری کند و از سوی دیگر، چون سیستم در محیطی زندگی می کند که به طور مرتب در حال تغییر است لذا باید مکانیزمی داشته باشد که تغییرات مذکور را شناسایی کرده و خود را با آن تطبیق دهد تا در رابطه با محیط به تعادلی پویا دست یابد. چنین تعادلی معمولا با یادگیری از طریق بازخور اطلاعاتی و با تخصصی تر شدن واحدها و رشد زیرسیستم های درونی موسسه و سازمان ها حاصل می شود.
وجوه مشترک هریک از سه حزب “دمکرات”، کومله”، “پژاک” و ديگر “احزاب کردستاني” چیست؟
ویژگی مشترک هر سه حزب صرفنظر از تاکتیک های مقطعی هریک، مبارزه علیه سلطه است که دست کم شامل این ویژگی ها بوده است:
ـ یک مبارزه ی ارضی همگانی و مشترک
ـ زبان همگانی و مشترک
ـ یک فرهنگ همگانی و مشترک
ـ وحدت همگانی و مشترک
ـ تاریخ همگانی و مشترک
ـ درک همگانی و مشترک درباره ی تعلق جمعی که “احساسات همبستگی اجتماعی” نامیده می شود.
-زمینه ی روانی مشترک
هر سه حزب در حوزه ی “آرمان های ملی” نیز (در حوزه ی کلان) در جستجوی تحقق این اهداف بوده اند:
ـ تحقق استقلال سیاسی ملت کرد از راه پیش گرفتن کرد ملت باوری.
ـ تثبیت شأن و منزلت ملت کرد در مقام ملتی آزاد.
ـ تحقق اصل حاکمیت ملی و مساوات برای ملت کرد در برابر سایر ملل.
صرفنظر از برخی موانع و فاصله ها در سطح خُرد که غالبا ناشی از اتخاذ تاکتيک هاي گوناگون با نگرش های متفاوت از لحاظ تقدم و تاخیر زمانی است و اغلب همین تقدم و تاخیرها منجر به بروز برخی ناسازگاری ها شده است و “مکانیزم سازش” (صرفا به معنای سیستمی آن را) دچار مخاطره نموده است احزاب کردستاني را می توان بر اساس چهارگانه ي”ارکان”، “سازمان”، “ایدئولوژی” و “آرمان”، یک زیرسیستم از کلیتی سیستمی به نام کردستان دانست که هریک می تواند در عین حفظ ماهیت و استقلال درونی، کارویژه ی خود را در سیستم باز کردستانی به انجام رساند و هر زیزسیستم، به تحقق “اصل همپایانی” یاری رساند.
همچنانکه پیشتر گفته شد مفهوم هم پایانی این است که سیستم می تواند با شرایط اولیه و درون داده های متفاوت، به نتایج نهایی یکسانی دست یابد. بر اساس ویژگی هم پایانی که ویژگی سیستم های باز است سازمان ها (احزاب یا زیرسیستم ها) با استفاده از دروندادهای متفاوت و راه حل های گوناگون و به روش های مختلف می توانند به اهداف خود دست یابند.
-آیا می توان زیرسیستم های حزبی را در کنار یکدیگر و در خدمت کلیت یکپارچه ای به نام کردستان قرار داد؟
در بررسی “هدف” و “وسیله” برای احزاب با توجه به سازگاری و ناسازگاری آنها با یکدیگر، می توان چهار حالت مشخص را تعریف نمود:
– اگر هدف سازگار و وسیله سازگار باشند، “همکاری” به وجود می آید
– اگر هدف ناسازگار و وسیله سازگار باشند، “ائتلاف” به وجود می آید
– اگر هدف سازگار و وسیله ناسازگار باشند، “رقابت” به وجود می آید
– اگر هدف ناسازگار و وسیله ناسازگار باشند “کشمکش” به وجود می آید
این ماتریس نشان می دهد که تنها در یک حالت (حالت چهارم)، هریک از احزاب و سازمان ها وارد کشمکش (تعارض) با یکدیگر می شوند و آن، هنگامی است که هدف ناسازگار و وسیله ناسازگار باشند. این در حالی است که در حالت حداکثری (بر اساس اساسنامه، مرامنامه، برنامه و اهداف)، هدف و وسیله نزد احزاب از نوعی سازگاری پیروی می کند و در حالت حداقلی، حتی اگر هدف، سازگار و وسیله ناسازگار باشند، رقابت (به معنای واقعی واژه) به وجود می آید که نمی تواند هیچگونه عدم همکاری و یا تعارض را توجیه کند.
از سوی دیگر، هنگام بررسی ماهیت احزاب (ماهیت و ساختار)، حداقل سه نقطه ی مشترک را می توان شناسایی کرد:
ـ احزاب راههای مختلف تولید و باز تولید شناخت را پیوسته بازشناخته، تائید و بیان می کنند (شناخت شناسی احزاب).
ـ احزاب وجوه مختلف هستی را پیوسته بازشناخته ،تائید و بیان می کنند (هستی شناسی احزاب).
ـ احزاب رویه های مختلف توانمند ی سازی را پیوسته بازشناخته، تائید و بیان می کنند (سیاست احزاب).
احزاب حتی در سه عامل بسیار مهم به عنوان رهایی ملی وجوه مشترکی دارند:
-اندیشه ي ملی
-هویت ملی
-حقوق ملی
بنابراین می توان زیرسیستم های حزبی را با توجه به سه امکان “همکاری”، ائتلاف” و “رقابت” در قالب سازگاری و عدم سازگاری هدف و وسیله در احزاب در کلیت یکپارچه ای به نام کردستان قرار داد.
-آیا زیرسیستم های حزبی می توانند در کنار حفظ موجودیت خود به عنوان یک سیستم، هویت مستقل خود را حفظ کنند؟ مهم ترین و برجسته ترین ویژگی زیرسیستم ها این است که در صورت تعریف شدن در یک سیستم، در عین آنکه هریک به عنوان یک سیستم در خدمت کلیت یکپارچه ی سیستمی قرار می گیرند، هریک بنا به کارکرد و کارویژه ی منحصر به خود، مستقل بوده و همزمان، ویژگی همپایانی را در کنار یکدیگر محقق می سازند. همچنان که پیشتر گفته شد مفهوم هم پایانی این است که سیستم می تواند با شرایط اولیه و درون داده های متفاوت، به نتایج نهایی یکسانی دست یابد. بر اساس ویژگی هم پایانی که ویژگی سیستم های باز است سازمان ها با استفاده از دروندادهای متفاوت و راه حل های گوناگون و به روش های مختلف می توانند به اهداف خود دست یابند.
از سوی دیگر، در صورتی که قایل به این نگاه سیستمی شویم می توان همچنان که پیش از این گفته شد ویژگی سلسله مراتب سیستم ها را نیز در درون محدوده ی سیستم، تعریف کرد. بر این اساس، سیستم ممکن است از یک عنصر، یا چندین عنصر تشکیل شده باشد. هرگاه هریک از عناصر، به نوبه ی خود، سیستم دیگری باشد، یک “زیرسیستم” نامیده می شود. هریک از زیرسیستم ها نیز ممکن است به زیرسیستم های دیگری تفکیک و تقسیم شوند.
-کارکرد و کارویژه ی مثبت هریک از این زیرسیستم ها چه می تواند باشد؟
هرگاه هریک از احزاب کردستانی “دمکرات”، “کومله” و “پژاک”، موضوعیت سیستمی کردستان را به عنوان یک کلیت یکپارچه به صورت مصداقی بپذیرند و بر این اساس، قایل به “زیرسیستم بودن” خود شوند، یکی از مهم ترین ویژگی های سیستم باز یعنی “مکانیسم سازش” محقق خواهد شد.
بر این اساس، هریک از احزاب، برای ابقای تعادل خود، سازوکاری خواهد داشت که بین محیط و وضعیت های پیش روی خود، حالات توازن برقرار نماید و از تغییر شتابان خود در برابر تغییرات محیطی به گونه ای جلوگیری نماید که مانع از به خطر افتادن کل سیستم شود و از سوی دیگر با توجه به ادراک تغییرات مداوم و پیوسته ی محیط سیستم، مکانیسم هایی اتخاذ خواهد نمود که تغییرات محیطی را شناسایی و خود را با آن به گونه ای تطبیق دهد تا در رابطه با محیط خود به تعادلی پویا دست یابد.
این تعادل بر اساس مکانیسم سازش، از طریق بازخور اطلاعاتی و تخصصی تر شدن احزاب، در نهایت به رشد آنها منجر خواهد شد.
-آیا در صورت فعالیت “کارا” و “اثربخش”(کارایی و اثربخشی در کنار یکدیگر به معنای “درست انجام دادن کار درست” است و از جمع آنها مفهوم “بهره وری” به دست می آید) هریک از زیرسیستم ها، نیازی به نفی و اثبات “یکدیگر” به وجود می آید؟
ارتباط متقابل اجزای سیستم با یکدیگر (به مثابه زیرسیستم) که به مفهوم تعامل می انجامد، سازماندهی زیرسیستم ها به گونه ای که هریک بتوانند بر اساس یک برنامه ی از پیش تعیین شده در کنار یکدیگر فعالیت کنند و همچنین پذیرش مفهوم همپایانی که هریک از زیرسیستم ها در کنار حفظ شرایط اولیه و دروندادهای متفاوت، در قالب یک سیستم به نتایج نهایی یکسانی دست یابند منجر بدان خواهد شد که هریک از احزاب بدون نیاز به نفی و اثبات یکدیگر، اهدافی را محقق سازند که کلیت سیستمی در جستجوی آن است.
نتیجه:
در صورت فعالیت هریک از احزاب به عنوان یک زیرسیستم از یک کلیت یکپارچه به نام کردستان، می توان از مفاهیم “یا این یا آن” و “نه این نه آن”،به مفهوم نوین در “نظریه ی سیستمی” یعنی “هم این هم آن” دست یافت.
با رویکرد سیستمی و نگاه کلیت نگر در چارچوب ویژگی های سیستمیک، می توان به این واقعیت نوین دست پیدا کرد که نگاه سنتی و کلاسیک “یا این یا آن”( Or Or) و “نه این نه آن”(Nor Nor) را به رویکرد نوین “هم این هم آن”(And And) متحول ساخت.
-مزیت نسبی هریک از احزاب کردستانی به عنوان یک زیرسیستم از یک “کلیت سیستمی کردستان” محور چیست؟
با توجه به هریک از فاکتورهای “برنامه ریزی استراتژیک”، “امکان سنجی”، “تحلیل وضعیت موجود” (شناسایی نقاط قوت و نقاط ضعف)، “تحلیل وضعیت در آینده “(شناسایی فرصت ها و شناسایی تهدیدها)، “طراحی برنامه”، “مدل سازی برنامه” (تعریف الگوهای سیستمی) و سازوکار “کنترل”،می توان نسبت به شناسایی مزیت نسبی هریک از احزاب کردستانی (البته با توجه به منابع در دسترس و قابل استفاده) اقدام نمود.
-مهم ترین موانع در دستیابی به این رهیافت، چه می تواند باشد؟
– آماده نبودن فرهنگ حزبی برای تغییر
– فقدان علاقه مندی رهبران احزاب
– ناتوانی در امکان سنجی نیازهای کنونی و آینده
– ناسازگاری با شرایط نوین
– عمق ناکافی اطلاعات
– فقدان مسوولیت پذیری در سیستم
– مقاومت سازمانی
– بی توجهی به پیچیدگی های نوین
– عدم احساس نیاز به تغییر شرایط کنونی
– عدم وجود رویکرد سیستم نگر در احزاب کردستانی
بسيار روشن است که با اندکي تامل در موانع پيش رو، و پرهيز از مقاومت در برابر راهکارهاي دانش بنياد”، در کنار “اراده ي مصمم به تغيير”، مي توان، اين موانع را اگرچه شايد در کوتاه مدت نه، اما در ميان مدت، چاره يابي و حل کرد….
توضيح: در اين نوشتار، دمکرات و کومله به عنوان کليت در نظر گرفته شده اند و انشعاب هاي به وجود آمده در سال هاي گذشته، به دليل آنکه ماهيتا فاقد “توجيه دانشي” هستند در نظر گرفته نشده اند (اگرچه با واکاوي موانع، مي توان دريافت که وضعيت هاي منجر به انشعاب، به چه دلايلي، روي داده اند)

Related posts

سیاهه و نفرت

بهزاد خوشحالی

روزها را می شماریم و شب ها را ورق می زنیم

بهزاد خوشحالی

خاستگاه کوردها(4)

حق تعيين سرنوشت

بهزاد خوشحالی

نگاهی به آمارها در ایران، نشانه‌های فروپاشی

بهزاد خوشحالی

جمهوری اسلامی ایران به مثابه نظام سلطه

بهزاد خوشحالی

خاستگاه کوردها (8)

خاستگاه کوردها (15)

بهزاد خوشحالی

ناسیونالیسم و حقوق بین الملل_ بخش دوم

دیدگاه خود را بنویسید