Browse Category

تێبینی

555 Articles
Behzad

تانک ها در روزی که از هميشه آرام تر بود اين بار، به شقيقه‌ی “ژوان” شليک کرده بودند…

April 26, 2013

بابک اسماعيلي عزيز زير يکي از پست هاي من، سروده اي زيبا از خودش را گذاشته بود. از ديروز تا الان، بهانه مي گيرم براي شعرش و صد البته، انگيزه اي که شد تا بنويسم: بابک عزيز نوشته بودي اميدواري “موشک ها به کلاس هاي نقاشي بچه ها اصابت نکند”. پروفايلت را پيش تر ديده...

Behzad

شايد…

April 25, 2013

(شايد نسلي که در دهه ي دوم اين سده، جغرافيا خواهد خواند باور نخواهدکرد نقشه ي خاورميانه، پيش تر، مانند امروز بوده است. مهم تنها آن است که آماده باشيم و “با کمترين هزينه بر مادر ميهن”، از اين “دوران گذار ناپايدار”، عبور کنيم….) با نزديک شدن احتمالي سقوط سوريه (عمدا سقوط...

Behzad

در پشتيبانی از اول می، روز جهانی کارگر به عنوان “روز همبستگی با کولبران کردستان”

April 23, 2013

تلخيص و الحاقات: بهزاد خوشحالي کولبري و تجارت جمداني دکتر پرويز پيران جامعه شناس به موضوع کولبري پرداخته است که خلاصه ي نوشتار ايشان را در اينجا مي آورم: -کولبري در کردستان،تجارت چمداني و هرنوع تجارت مرزي غير رسمي، در آخرين تحليل، تلاش بي وقفه يبيکاران و فقرا براي انطباق با فقر روبه رشد و...

Behzad

خیسِ سوم …!

April 21, 2013

وحید کمالی: بهش گفتم امروز بارون شدیدی اومد و منم داشتم توی خیابون رانندگی میکردم . یه دفعه هوس خیس شدن کردم ! ماشین رو کشیدم کنار جاده و رفتم زیر بارون …احساسم رو که ازش گرفتم اومدم نشستم تو ماشین دوباره …. گفت : مگه امروز بارون اومد ؟ گفتم : یه بارش حسابی...

Behzad

اگر “ماکياولی” کورد بود و برای “شاهزاده” کتاب می‌نوشت

April 21, 2013

(….اگرچه ما، ماکياولي هم اگر نداشتيم(و نداريم هم) اما همه به نوعي “شاهزاده”ي ماکياولي را نخوانده از بريم. يک جمله را ولي ظاهرا وارونه خوانده ايم. ماکياولي گفته بود” دشمنانت را بکش، دوستانت را هم اگر مي تواني” اما ما “نخست دوستانمان را مي کشيم و دشمنان ما را هم...

Behzad

مقاومت مدنی مريوان، آزمون تئوری در عمل

April 18, 2013

آنچه در مقاومت مدني روزهاي پيش مريوان روي داد از چند زاويه، قابل توجه و همچنين تکرار پذير و قابل تعميم است: نخست: مقاومت مدني يا اقدام مدني در ساده ترين تعريف عبارت است از: “غلبه ي نرم بر سخت” و يا به تعبيري ديگر: “جنگيدن بدون جنگيدن” به لحاظ بررسي “شناسا”،...

Behzad

چو خاک پای عشقم تو يقين دان/ وزين شب چون مه روشن برآيم

April 15, 2013

دومين سال هم گذشت.26 فروردين1390 بود که “عاقلانه ي نويسنده بودن” از تن بيرون کشيدم و “عاشقانه ي پيشمرگ کردستان شدن” به تن دوختم. اگرچه آسان نگذشت و غريبانه ها بسيار کشيدم و نامهرباني ها نيز کم نه اما بودند عزيزاني که من را دانستند و آنچه توانستند کوتاهي نکردند تا من همچنان و...

Behzad

ناهمنوا

April 14, 2013

“ناهمنوا” براي آن که نشان دهد با بقيه “همنوا” است مهمترين کاري که به نظرش آمده نوشتن عاشق نامه ای بوده که، در پایان آن، عاشقانه ي خود را امضا ، و یا اثر انگشتی از حقیقت در پای آن زند،…، ناهنموا اما، هميشه مي داند نه عشقی هست، نه کاغذی، نه جوهری، نه دستی...

Behzad

دوسال از رفتن مادر گذشت

April 11, 2013

برای مادران ، رفتن، همیشه زود است تقديم به تمام مادران جهان به خلسه ای آرام فرورفته، گویی سرانجام احساس می کند اکنون مهياي سفر شده است *** وجودش انباشته از دردهای دیگران بود ، اضطرابی آگاهانه بر همه آنچه درماندگی اش می خوانند و رنج می نامند . مردن و مرگ و درباره اش...

Behzad

برای سعيد عزيز

March 27, 2013

(مي دانم دستکم شريک يک گناه “تو” و “شما” نيستم، من زنجيري از “تو مي انديشي پس من هستم” را به گردن نکشيده ام) سعيد عزيز با زيباترين درودها اکنون شايد فرصتي پيش پاي ما گذارده است “کرد بودن” تا در مداري ديگر از دوستي هايمان، طرحي نو دراندازيم. بر من خرده...