Browse Category

تێبینی

557 Articles
Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش دهم)

October 11, 2012

دوشنبه 6:20 دقيقه. ديروز با وكيلم تماس گرفتم و جالب بود كه حرف‌هاي آقاي زارعي را تكذيب و خبرهاي خوشحال‌كننده‌اي را تحويلم داد كه اميدوارم به حقيقت نزديك باشد. ديشب فردين مرادي به داخل بند آمد و گويا دادستاني خرم‌آباد با حضور فردين در زندان آنجا موافقت نكرده است و به همين سبب برگشت، و...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش نهم)

October 11, 2012

ساعت 5:20دقيقه‌ي بامداد يكشنبه10/8/1388 است.خوابم نمي‌برد و همش در فكر و خيال به‌سر مي‌برم و قبل از اينكه از خواب بپرم كابوس عجيبي ديدم. ديشب قبل از خواب يك عدد قرص مسكن قوي خوردم كه كمي سرم را آرام كرد، و الآنم يك دانه‌ي ديگر خوردم تا شايد اعصابم را راحت كند. ولي بايد مواظب...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش هفتم)

October 11, 2012

امروز 3/8/1388 ساعت 6:10بامداد است. تازه از حمام آمده و دوست دارم كمي در مورد وقايع ديروز يادداشت بنويسم. مسئله‌ي مامو انگار حل‌نشدني است. با پادرمياني كاانور هم راه به جايي نبرديم و مثل اينكه قرار نيست ديگر با من و كاولي سر يك سفره بنشيند و منهم نظرم اينست هرطور كه راحت است همان...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش ششم)

October 11, 2012

امروز دوشنبه27/7/1388 ساعت 6:25 دقيقه است. درست يك سال مي‌شود كه وارد بند پاك2 شده‌ام و زود گذشت. معتقدم كه در دو شرايط روزگار به سرعت سپري مي‌شود: يكي خوشي بيش از حد و ديگري تلخی و شرايط سخت. من در اينجا هم خوشحال هستم و هم شرايطم بغرنج. حالا مي‌توان تصور كرد كه گذر...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش چهارم)

October 11, 2012

دو ماه گذشت تا من دوباره به‌فكر خاطره‌نوشتن بيفتم. دليل ننوشتن [در] اين مدت كشاغل فكري بود كه مرتب به مغزم خطور مي‌كرد. البته توانستم چندين كتاب را مطالعه بكنم و ماه رمضان هم به اندازه‌ي كافي روند عادي روزمره‌ي ما را دچار اختلال كرده بود. خيلي كس‌ها آزاد و [بعضي ديگر] تبعيد شدند: از...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش سوم)

October 11, 2012

امروز (شنبه15 فروردين1388) بعد از نزديك به 8 ماه بود كه پدرم را ديدم. ولي بعد از يك دقيقه افسرنگهباني به داخل سالن كابين آمد و گوشي را قطع كرد و گفت كه ملاقات ممنوع هستي و ديگر نگذاشت كه به صحبت ادامه بدهم. پدرم شديداً شكسته شده بود، تمام موهايش سفيد شده، من نمي‌توانم...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش دوم)

October 10, 2012

زندان عجب جايي است! مي‌توان گفت جامعه‌اي است براي خود با محدوديت‌هايي كه دارد. افراد همان افراد يك اجتماع است، با تمام اينكه در يك جامعه همه‌جور شخصيت مي‌بيني اينجا هم همان جور؛ ولي اكثرا با روحيه‌اي متفاوت. در جامعه متهم‌هاي فراواني هستند كه بعضي‌ها در طول زندگي‌شان حتي براي يك‌بار گير نخواهند...

Behzad

دفتر خاطرات شهید احسان فتاحیان (بخش نخست)

October 10, 2012

دفتر خاطرات دوران حبس در زندان مركزي سنندج در اين دفتر سعي مي‌كنم تمام اتفاقاتي كه در اين دوران رخ مي‌دهد را مثل يك يادگاري يادداشت كنم همه چيز پر از خداست (“دنياي سوفي” داستاني درباره‌ي تاريخ فلسفه/ يوستين گوردر/ ترجمه: حسن كامشاد) امروز درست يك‌سال است كه شروع كرده‌ام تمام وقايع را كه در اين...

Behzad

نابودی جمهوری اسلامی با چه مکانیسم هایی امکان پذیر خواهد شد؟

October 3, 2012

هرگاه در یک جامعه، توده هایی وجود داشته باشند که به دلایل گوناگون، تحت تاثیر “سازمان سیاسی ایدئولوژیک” قرار گرفته باشند، امکان شکل بخشی به آن توده در قالب یک نظام تمامیت خواه از هر زمان بیشتر خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی در جریان “استقرار”، “تثبیت” و تداوم”...

Behzad

برای كردها، آزادی بالاتر از هر چيزی است

September 14, 2012

“جفرسون” مي گويد :” به نظر ما همه ي انسانها برابر با يكديگر و آزاد از هر قيد و بندي آفريده شده اند .آفرينش انسان به اين صورت ، به وجود آورنده ي يك سلسله حقوق طبيعي است كه در سرشت او جاي دارد و متناسب با ذات اوست . از جمله مهمترين حقوق مورد...