و اين کلاغ
و اين کلاغ، باز هم به سرزمين ملّي، بي ناموسي کرد…
ئاوييه ره ره شپوشه که م! آبيدر سياهپوشم! ندانستند به فروزان شعله های آتش گرهی از خاک تا افلاک خواهي بست پیوندی از جنس آزادی و حقیقت حقیقت و ژوان ژوان و آزادی در تاروپودی به نام “نيشتمان” تا ابد جاودانه **** ندانستند اين روسياهان فروزان شعله هاي آتش من و تو و ما را...
فروردين 58/ هيات مذاکره کننده پس از نوروز خونين سنندج با220 شهيد در مسجد دارالاحسان/ خميني و کاک احمد/ بني صدر بر روي شانه هاي مردم/ سادگي مذهبي، فريب خوردگي سياسي/ 28مرداد58، فتواي جهاد خميني: با تمام قوا به کردستان برويد/ و يک سال بعد، بني صدر: به ارتش و سپاه فرمان مي دهم پوتين...
تروريسم جنايت جمهوري اسلامي (قتل و انهدام سيستماتيك و برنامه ريزي شده ي مخالفان با كمك همه ي امكانات دولتي، بخش جدايي ناپذير رژيم حاكم بر ايران است.اگرچه همانطور كه متخصصين جرم و جنايت به درستي نتيجه گرفته اند بنا به ادعاي مقامات رژيم، اين جنايات نه ترور مخالفان بلكه اجراي اوامر الهي و عدالت...
-کنگره ي ملي تنها هنگامي مي تواند به موفقيت قطعي دست پيدا کند که: نخست: هويت ملي را به بالاترين مرتبه از “هويت اجتماعي” ارتقا دهد دوم: “هويت ملي” را در سطح “غرور ملي براي تمام آحاد ملت” نهادينه و تثبيت سازد -کنگره ي ملي با حرکت به سوي “دولت ملي”،...
چرا جنگ هميشه بد نيست با انديشه ي يک گذشته ي کهنه، درگير بازي هاي سياسي مدرن شدن، بزرگترين “فاجعه” است. موقعيت هاي نوين را در چارچوب اصطلاخات يک مدل يا پارادايم پيشيني بررسي کردن، بزرگترين “تهديد” است. تحليل اکنون در قالب ذهني گذشته، “هراس انگيز” است. وجهه ي...
اندکي اگر ژرف تر به “ايراني گريزي ملت کرد” دقت کنيم يک حقيقت ديگر نيز به چشم خواهد آمد: هنگامي که “ناامني” و “احساس عدم اطمينان” رخنه مي کند ديگر هيچ وقت، هدايت رابطه، “اطمينان بخش”، “انديشه مند” و “پايدار” نخواهد بود....
-کنگره ي ملي بايد مفهوم سیاسی ملّت و هویت ملّی را ایجاد و برای آن قبالۀ تاریخی تدارک ببيند. بايد به اين پرسش پاسخ گويد که چرا ملّت سازی و هویت سازی را در قالبي يگانه ضروري مي داند و نیز شیوه ها و ابزارهای این سازندگی چيستند؟ و چگونه بايد آنها را در مسير...
در ساعت صفر خط خطي هاي آتش بر آسمان شوک يکباره تپش قلب ها در ساعت صفر آژير خطر آتش و خون سوگند به “آزادي” در ساعت صفر مرگ دزدان سرزمين پيمان نامه هاي کاغذي پاره سرها بالا سرود پيروزي افروخته رخساره ها در ساعت صفر “پايان کلاغي که به پرچم ملي بي ناموسي کرد”...
بخش نخست: بخش دوم و پایان: