کۆرتەیەک لە هەندێک لەو بەرنامانەی وا بەشداربووم لە ڕۆژهەلات تیڤی
سپاس بۆ کاکە ئیدریسی عەبدی بۆ ئامادەکاری ئەم ڤیدیۆ
سپاس بۆ کاکە ئیدریسی عەبدی بۆ ئامادەکاری ئەم ڤیدیۆ
در واژه دان ذهنم، این در و آن در، به دنبال اصطلاحی، برای نامیدن این آشفته بازار واژه…. **** کلمات، به هم تنه می زنند، چشم غره می روند، گاهی هم آن گوشه ها، کتک کاری مختصری از جنس خودشان، به عبارتی دیگر، گفتمان…. برخی واژگان سرگردان، گاهی نگران و، چندتایی هم، از همان نخستین...
از شب مستی تا خمار بامدادان، پويه کنان از شهاب ریزان نیمه شبان تا صبحدم، قدم زنان اندیشیدن و دم نزدن بر قلم تب کرده نهیب زدن بر لوح ملتهب خط کشیدن بلکه تو را از دل به لوح، رقم زدن از دل به لوح، رقم زدن…. سرانجام همان داستان آتش و نَیستان شدن نَيستان...
بابەت: ئاکامی هەڵبژاردنەکانی سەر کۆماریی ئێران ئامادەکار و پێشکەشکار : ئاوات قوریشی بە بەشداری فارووق وەکیلی – ئەندامی کومیتەی ناوەندیی کۆمەڵە بێهزاد خۆشحاڵی...
آتشي برپا کن آتش ها برپا روشني از پي روشنا گدازه ي درون را هستي گرمايي ببخش اميدوار باش اميد دار نه روزگار تلخ نه بي کنار تلخ نه انتظار تلخ نه خوف نه هراس نه ترديد نه ياس ياراي شكوه عشق تو نه مي توان سرنوشت را با عشق، باز از “سر” نوشت…....
محکوم به رنج از “پرومته” تا “سیزیف” از “سیزیف” تا “وین” کمی آن سوتر، “میکونوس” همین نزدیکی ها، “ایمرالی”…. و نزدیک تر، من…، خود من، …، ما تفاوت ها اگرچه جزیی اما حاصل همواره یکی است، … کدامین واژه کدامین واژه...
احزاب کردستاني با خون هزاران شهيد هويت يافته و اعتبار ملي و ميهني پيدا کرده اند. آنها موجوديتي موقت و گذرا نيستند بلکه کياني تاريخي و ملي دارند. احزاب کرد به رغم تمامي انتقاداتي که بر آنها وارد است داراي حيثيت و مشروعيت ملي نزد ملت کرد هستند و مردم آنها را از خود مي...
نهادهای تولید قدرت، بنگاه های انباشت و نگه داشت ترس، دکان های مدیریت منع و سکوت، تفتیش خانه ها و، آدمک های اجاره ای، نخواهند توانست اندیشه، گفتار و کردار مرا به انقیاد درآورند. **** کردستان، سرزمين من، همواره از یک نظام آزادی منحصر به خود بهره مند بوده است و، من، فرزند همین زادبوم،...
گاه باید با خون خود، پای حرف ها، نوشته ها و نانوشته ها را امضا کرد ماهی های مرده هم می توانند در مسیر رود حرکت کنند بهزاد خوشحالي سرد و راکد و خاموش و بی رمق، در گوشه ای رها، افسرده و نومید، رنجه از “بیماری همگانی” تن سپردن به اینجا و اکنون، به...
يکي از “سرشکست” هاي بزرگ نظام هاي تماميت خواه، استفاده از تاکتيک هاي کهنه اي است که پيش تر و در اقتضائات “زماني”، “مکاني” و “امکاني” ويژه ي خود، به هر دليل، تاثيرگذار بوده اند. پروژه ي “خاتمي سازي” آقاي “روحاني”، يکي از همين...