خاستگاه کوردها (7)

Image default
تحلیل دیدگاه گزیده

خاستگاه کوردها (7)
کوردها و ژنتیک جمعیتی
آنجا که “ژن”ها و “زبان”ها داستان های متفاوتی می گویند
مروری بر مطالعات انجام گرفته تاکنون
لوئیجی لوکا کاوالی-سفورزا (Luigi Luca Cavalli-Sforza) و همکاران(1994): یافته های اساسی
یکی از نخستین و مهمترین مطالعات ژنتیک جمعیت که به پژوهش های این رشته در مورد کوردها پرداخته توسط “لوییجی لوکا کاوالی-سفورزا (متولد1922 جنوا) در ابتدای دهه ی 90 میلادی انجام گرفته است.
از وی به عنوان یکی از شناخته شده ترین و مشهورترین ژنتیک شناسان عصر حاضر در ایالات متحده نام برده می شود.کاوالی از سال 1970 به عنوان پروفسور در رشته ی ژنتیک در دانشگاه “استانفورد” ایالت” کالیفرنیا” به تدریس اشتغال داشته است. در “آزمایشگاه ژنتیک جمعیتی انسان”(HPGL)-موسسه ای که زیر نظر او اداره می شود- پروژه ی بازسازی سیر تکامل ژنتیک انجام می شود. رییس دانشمندان مشغول به فعالیت در این موسسه “پیتر.آ. آندرهیل(Peter. A. Underhill) است. این دانشمندان، مجموعه ای از مشهورترین متخصصان ژنتیک شناسی جمعیتی از سراسر جهان هستند. تمرکز اصلی این پروژه ی پژوهشی، ترکیب دانش ژنتیک و زبان شناسی تاریخی با یکدیگر به منظور به دست آوردن فهم بهتر از خاستگاه و پراکندگی ملت ها است.
اگرچه کاوالی-سفورزا و تیم او هنوز مطالعات جداگانه ای در مورد کوردها ارائه نکرده اند، اما توانسته اند از آغاز دهه 1990 دانش ژنتیکی در مورد کوردها را به طور قابل توجهی بهبود بخشند. مطالعات کاوالی-سفورزا به همراه پروفسور “پ.منوزی”(P.Mennozi) و پروفسور “آ. پیزا”(A. Pizza) روی “تاریخ و جغرافیای ژن های انسانی” که از سال 1994 بارها چاپ و منتشر شده است اکنون مهمترین اثر مطالعاتی کاوالی-سفورزا به شمار می آید. کاوالی-سفورزا نتیجه می گیرد کوردهایی که امروزه در کوردستان زندگی می کنند به طور کلی همبستگی هایی به لحاظ ژنتیک با همسایگان خود در خاورمیانه دارند.او توضیح می دهد-به رغم یک تاریخ پیچیده و وجود موزاییکی از زبان ها و فرهنگ ها – یک خویشاوندی نزدیک ژنتیکی میان ملت های ساکن خاورمیانه وجود دارد. کاوالی-سفورزا بر اساس مطالعه روی 18 ملت ساکن خاورمیانه نتایج خود را منتشر کرد. به لحاظ جغرافیایی، او از مفهوم خاورمیانه و همچنین آُسیای غربی-به ویژه هنگامی که او در بررسی های خود به “ایرانی”ها اشاره می کند- استفاده می کند. او همچنین مطالعات خود در مورد ملت ها را بر اساس کشور مبدا “ایران” و “عراق” تعریف کرد اما به طور مشخص از کوردها نیز در پژوهش های خود نام برد.
در این پژوهش همچنین از “اردن”، “لبنان”، و “ترکیه” به عنوان “کشورهای مبدا”(country of origin) نام برده می شود و از کوردها، آسوری ها، کاسپین ها، دروزها و بادیه نشین ها به عنوان “گروه خاصی از مردم”(specific groups of people) یاد می شود. در تنیجه ترمینولوژی به کار برده شده تا حدودی مبهم است. این ابهام به ویژه در به کاربردن عبارات “عراقی” و “ترکی” نیز مشهود است.
با بازبینی و دقت بیشتر در تحقیقات کاوالی-سفورزا این نکته روشن می شود که منطور وی از ترکی (Turkish)، اکثریتی ازغیر ترک ها _به زعم ترک ها_ هستند که از قرون وسطی به امپراتوری عثمانی مهاجرت کرده اند و همچنین مقصود از “عراقی”، عرب هایی هستند که امروزه ساکن آن بخش از این کشورند که در “جنوب عراق” قرار دارد و جمعیتی عمدتا چندفرهنگی از مردمان بین النهرین شامل سامی ها و آسوری ها هستند.
در “عراقی”، کاوالی-سفورزا بستگی ژنتیکی کوردها را مشاهده کرد. او همچنین بر این باور است که مردمان خزرنشین و گروهی خاص از گرجی ها همانند آسوری ها و اردنی ها به یک محیط ژنتیکی دیگر تعلق دارند، کوردها و “عراقی”ها در دایره ی بسته ی ژنتیک خود قرار دارند و متمایز از ترک ها و ایرانی ها هستند. کاوالی-سفورزا همچنین با بهره گیری از ویژگی های زبانشناختیک، بنیاد تحقیقات ژنتیکی خود را بر روی سه گروه زبانی “هندواروپایی” (کوردها و ایرانی ها)، “ترکی” (ترک ها)، و “سامی” (عراقی، اردنی، عرب لبنانی، آرامی-آسوری) قرار داد.
کاوالی-سفورزا و تیم پژوهشی او همچنین ردپای ژنتیک کوردها را از قفقاز تا آناتولی و از آنجا به طرف بین النهرین و از بین النهرین به سوی دریاچه ی خزر و از آنجا به سوی سرزمین های عرب و ایران در یک حوزه ی مشترک وراثتی شناسایی کردند.
کاوالی-سفورزا و تیم پژوهشی او همچنین ردپای ژنتیک مشترک کوردها را از قفقاز تا آناتولی و از آنجا به طرف بین النهرین و از بین النهرین به سوی دریاچه ی خزر و از آنجا به سوی سرزمین های عرب و ایران در یک حوزه ی مشترک وراثتی شناسایی کردند. آنها همچنین ارتباط ژنتیک قومی و پروسه ی تکامل زبان شناختی این مردمان را نشان دادند. کاوالی-سفورزا اخیرا نظریه های گسترش و تکامل نیاکان کوردها را به نام آناتولی-کورژن (die Anatolien-und die Kurgen) ارائه نموده است.(2006)
“رینفریو”(Renfrew) می نویسد: (… کشاورزان حدود 9000سال پیش از آناتولی به اطرراف پراکنده شدند، به زبان هندواروپایی سخن می گفتند….). فرضیه ی او بر پایه ی این نظرگاه آمیرمن(Ammerman) و کاوالی(1984) بنیاد شده است که گسترش کشاورزی از هلال حاصلخیز در عصر نوسنگی نه فقط به دلیل توسعه ی ابزارهای کشاورزی بلکه همچنین با هدف حفظ زبان صورت گرفته است.این فرضیه ی رینفریو با انتقاد شدید زبان شناسان هندواروپایی مواجه شد….فرضیه ی او با دیدگاه های پیشین در تناقض بود….اکنون توسط باستان شناسی به نام “ماریژا گیمبوتاس(Marija Gimbutas) نشان داده شده است که هندواروپایی ها با آغاز عصر برنز از حدود 5000 سال پیش از استپ های جنوب روسیه (دنیپر به ولگا) به سوی اروپا مهاجرت نموده اند.
کاوالی-سفورزا(1994) و پیزا(1995) می گویند که فرضیه ی رینفریو و گیمبوتاس را نباید به عنوان یک شمولیت عام پذیرفت. استقرار استپی به وسیله ی کشاورزان دوران نوسنگی باید پس از شروع مهاجرت آنها از آناتولی آغاز شده باشد و این پراکندگی از 9000 سال پیش از آناتولی و سپس در 6000 سال پیش، از مناطق مربوط به فرهنگ “یامنایا”(Yamnaya) شروع و پس از سپری شدن یک دوره ی 3500 ساله از مهاجرت آنها از آناتولی به سوی ولگا-دون و از مسیر بالکان بوده است.(ساکنان نخستین فرهنگ یامنایا در نزدیکی دریای خزر و تا حوالی دریای سیاه زندگی کرده به دلیل نوع خاص مقابر و ارابه های چرخدارشان شهرت داشتند. این مردم همچنین از نوعی گویش اولیه زبان های هند و اروپائی استفاده می کردند.)…بنابراین بر اساس فرضیه ی ما زبان هندواروپایی محصول دومین پراکندگی جمعیتی از جغرافیای فرهنگ یامنایا پس از کشاورزان نئولیتیک و احتمالا از آناتولی آن هم به دلیل گسترش نومادیسم شبانی(Pastoral Nomadism) بود است….بنابراین می توان دو ریشه برای زبان های هندواروپایی تعریف کرد: نخست بر اساس فرضیه ی رینفریو (1987) با خاستگاه خاورمیانه یا آناتولی و دیگری همچنان که گیمبوتاس(1985) ادعا می کند با خاستگاهی از اوکراین….
منابع:
-Pizza A, Cavalli Sforza L.Diffusion of Geenes and Lnguages in Human Evolution. Discussion paper. The Sixth International Conference on the Evolution of Languages(Evolang6). Rome, 12-15 April 2006, cites internet-version: http HYPERLINK “http://www.tech.plym.ac.uk/socce/evolang6/” HYPERLINK “http://www.tech.plym.ac.uk/socce/evolang6/”
-L.c.5ff.Sources cited: renfrew, C.(1987). Aecheology and Language: The Puzzle of Indo-European origins. Cambridge University Press, New York. Gimbutas, M.(1985) Primary nd Secondary homeland of the Indo-European Studies 13:185-202. Ammerman, A.J., Cavalli-sforza, LL(1984). Neolithic Trnsition and the Genetics of Populations in Europe. Princeton University press, Princeton, NJ.Pizza, A.,Rendine, S., Minch, E.,Menozzi, P.,Mountain, J., Cavalli-Sforza, LL.(1995). Geenetics and the origin of the European Languages. Proceedings of the National Academy of Sciences 92: 5836-40
-Cavalli-sforza et al, indicated an overall genetic similarity of kurds with other middle eastern populations : Nasidze et al: MtDNA and Y-chromosome Variation in Kurdish Groups. Annals of Human Genetics(2005) 69, 402
-Vergel.: Cavalli-Sforza,LL., Menozzi, P. and Pizza.A, The History and Geogrphy of Human Genes. princeton university Press, N.J.,1994:Abridged Pperback Edition, 1996
Die Herkunft Der Kurden-, ferdinand Hennerbichler, Peter Lang,-2010

Related posts

فروپاشی اقتصادی ايران از نگاهی ديگر

بهزاد خوشحالی

آيا توجيه احزاب کردستاني براي ندادن فراخوان عمومي اقدام مدني، قابل قبول است؟ (يعني استقبال نکردن مردم کردستان از فراخوان اعتصاب، به عنوان کارنامه ي منفي در تجربه ي احزاب ثبت مي شود)

بهزاد خوشحالی

مشروعیت و مشروعیت سیاسی (مطالعه ی موردی،کشورهای نفتی خاورمیانه)

بهزاد خوشحالی

نقد گذشته به معنای نفی آن نیست

بهزاد خوشحالی

تنها قطعه ای از رویاهای “من” و “ما” در حال تحقق است

بهزاد خوشحالی

اکنون همه می‌گويند: “ما ديگر اطاعت نخواهيم کرد”

بهزاد خوشحالی

کنگره‌ی ملی، ويژگی‌ها، ضرورت‌ها و اهداف (بخش نخست)

بهزاد خوشحالی

آیا دوران فدرالیسم برای کردها پایان یافته است

بهزاد خوشحالی

قازی وابوو

دیدگاه خود را بنویسید