چرا با دسته واژه ی “تمامیت ارضی” مخالفم

Image default
گزیده یادداشت

تمامیت ارضی، دستکم در مورد آنچه همه ی نیروهای ایرانی روی آن پافشاری و تاکید می کنند بسط یافته ی “ممالک محروسه” است و تلاش شده است تا بار حقوقی به آن بخشیده شود.
این روزها بسیاری برای نشان دادن پایبندی و تعهد خود به ایران، در تمامی گفتارها و همه ی نوشته های خود به صورت مکرر از این واژه استفاده می کنند و همزمان، واژه ی دمکراسی را نیز به کار می برند تا ضمن نشان دادن مترقی خواه بودن، مخالفت با دیکتاتوری و مردمی بودن، توامان، هم ایرانی بنمایند و هم دمکرات.
اما مشکل اصلی از همین جا آغاز می شود. مگر ممکن است با آن غلظت، از حفظ تمامیت ارضی به هر بهای ممکن سخن گفت و دمکرات هم بود؟
یک نظام دمکراتیک، همه چیز را بر پایه ی رضایت و توافق، بنا می نهد و خط قرمزی تعریف نمی کند که پس از آن، دمکراسی را مستقر کند. دمکراسی و نظام تعریفی آن، به مجرد آنکه “قید دار” شود شمولیت خود را از دست داده و از درجه ی اعتبار ساقط می شود.
هنگامی که “تمامیت ارضی”، سنگ بنای یک حاکمیت می شود در نخستین گام، بنای یک دیوار محکم برای این تمامیت، ضرورت پیدا می کند، ضرورتی که در خاورمیانه دستکم، به دنبال خود، یک رهبر قدرتمند به همراه یک دستگاه اطلاعاتی-امنیتی تمام عیار و نیز یک ارتش قدرتمند را الزام آور می کند؛ بازوهایی که به خاطر سرشت ذاتی آن، به زودی دمکراسی را از حرکت انداخته و مجددا به همان مسیر “دیکته کردن” هدایت می کند.
تمامیت ارضی، در گام بعد، به تدریج، مرکزگرایی را نیز نهادینه می سازد. یک مرکز قدرتمند، ضرورتی برای نگاهداشت (به معنای مدیریتی واژه) پیرامون نخواهد دید و هر آنچه در پیوند با “توسعه” است در محاق فروخواهد رفت. “بی قیدی طبیعی گروه حاکم” (به معنای دانشی آن) از بزرگ ترین تبعات این مساله است.
“احساس غلبه” -باز هم به معنای علمی آن- از نتایج نهایی این موضوع است، حس برتری به صورت فزاینده تقویت می شود و در نهایت، به صورت “تمایز”، نهادینه خواهد شد.
“تمامیت ارضی” یا همان مفهوم بسط یافته ی “ممالک محروسه و تاکید و پافشاری بر آن، در فردای ایران، تنها بازتولید تمامیت خواهی خواهد بود و بس.
****
“تمامیت ارضی” اگر کنار گذاشته شود هر حاکمیتی که بر سر کار آید شمشیر دموکلسی را بر سر خود خواهد دید که به خاطر آن، ناگزیر از گردن نهادن به توسعه ی متوازن (در تمامی حزه ها و ابعاد) خواهد بود.
“دمکراسی آزاد”، مرز و قید و محدوده نمی شناسد و “دمکراسی پدرسالار” را هم دیگر کسی نخواهد پذیرفت

ملت هایی  که به خودآگاهی رسیده اند و مسیر دستیابی به استقلال برای آنها کم هزینه تر از “تداوم باهم بودگی” است را دیگر نمی توان با دسته واژه هایی چون “تمامیت ارضی” و ….بسته بندی کرد

Related posts

“سیاهی” آری، “سیاه نمایی” نه

بهزاد خوشحالی

نقد گذشته به معنای نفی آن نیست

بهزاد خوشحالی

سیاست‌های خیابانی

بهزاد خوشحالی

ویرگول، کاما، زندگی

بهزاد خوشحالی

برای سعيد عزيز

بهزاد خوشحالی

دربارەی پسا تمامیت خواهی

بهزاد خوشحالی

برای سما شاملو

بهزاد خوشحالی

تبلیغات، جنگ روانی، ضدجنگ روانی

یک اصل ساده، یک دام بزرگ

دیدگاه خود را بنویسید