یادداشتی کوتاه بر مباحث کنگره ی اول کومه له

Image default
گزیده یادداشت

مباحث کنگره ی اول کومه له را می خوانم:

-او اساسا در کارش، سمت مشخصی ندارد و به کلی بافی می پردازد

-برخورد او در مقابل بی تفاوتی کاملا سازشکارانه است

-نمونه ی تدارک حتی افتضاح آمیز بوده است

-اگر می خواهیم بیماری را جراحی کنیم باید توجه داشته باشیم که وسایل جراحی را نیز ضدعفونی کنیم به این معنی که اگر یکی انتقادی را مطرح می کند باید ضمن توجه به جنبه ی اصلی انتقاد، جنبه ی فرعی یعنی قسمت ناصحیح آن نیز برای خود شخص انتقاد کننده مطرح شود

-من از ابتدا به جهتی رفته ام که تمایل به زندگی شخصی داشته ام. انتقادها را قبول کرده ام اما نتوانسته ام ریشه ی این تمایل به زندگی شخصی را از بین ببرم

-در سازشکاری دو جنبه ی متفاوت وجود دارد: یکی سازشکاری در زندگی عادی که ناشی از نداشتن قدرت کافی است که در صورت درگیری دچار شکست می شود اما جنبه ی دیگر سازش این است که قبل از درگیری با نیروی برتر، معامله با قدرت مقابل بشود

-سازشکاری در مورد من تبدیل به ریاکاری شده است

-بی اعتمادی ناسالمی که بر روابط آن موقع حاکم بوده مانع انتقال اصولی اشتباهات شده است به اضافه ی عدم اشتراک در مبارزه و انحرافات فردی

-صادقانه برخورد نمی کند و تناقض زیاد به چشم می خورد

-در شدیدترین حالت عاطفی، امکان ندارد انسان متوجه نشود کارش صحیح نیست

-در ارتباط با مردم، احساسم این بود که نمی توانم سد میان خودم و آنها را بشکنم اما عین همین ضعف را بیان نمی کردم و این طور وانمود می کردم که بر همه چیز مسلط هستم

-او خواسته است هم موقعیت طبقاتی و هم موقعیت سیاسی خود را بین رفقا حفظ کند

-این که او می گوید دنباله رو بودن خوب است به نظر من چنین نیست چرا که در شرایط سخت با انگیزه ی غلط، خطرناک است

-تنبلی روشنفکرانه چگونه به نام مبارزه خودش را جا می زند

-او در حل اختلافات فعال نبود و خیلی مختصر برخورد می کرد

-من از انجام کارهای کوچک رویگردان بوده و در برابر کارهای بزرگ عاجز بودم

-روحیه ی عظمت طلبی سبب شده است از انجام کارهای عادی توده ای رویگردان شده یا از توجه به مسایل در سطح پایین تر دوری کرده و در نتیجه تجربه ی مشخص آن مسایل به دست نیامده است

****

این جلات چقدر آشنا هستند

چه در عرصه ی کلام و سخن

چه تاثیر آنها بر زندگی و مبارزه

و چه اثری که تاکنون نیز برجای می گذارند و همچنان بازتولید می شوند….

مباحث “کنگذه ی اول کومه له” را همچنان می خوانم. شاید “روانشناسی سیاسی” بتواند راهی برای برون رفت از این دورتسلسل به دست دهد.

عمری اگر باقی باشد از نگاه روانشناسی سیاسی بدان خواهم پرداخت

منبع: مباحث کنگره ی اول کومه له

Related posts

برای آنانکه “دوران توازن ناپايدار” را تنها يک تئوری می‌پنداشتند

بهزاد خوشحالی

دروغ دمکراسی در شکل-ساخت ایرانی

بهزاد خوشحالی

“کورد بودن” با مسووليت محدود….

بهزاد خوشحالی

آری اين چنين بود (و شايد همچنان هست) برادر….

بهزاد خوشحالی

هر ادعايی برای مذاکره و گفتگو با جمهوری اسلامی، دستکم بايد دارای اين ويژگی‌ها باشد:

بهزاد خوشحالی

“نگاه روژهه‌لاتی” در عین احترام به “ارزش‌های کردستان محور”

بهزاد خوشحالی

درآمدی بر ویژگی های شخصیتی و درک رفتار سیاسی

از کدامين تمدن می‌گوييد

بهزاد خوشحالی

زۆرجار مێژوو دووپات دەبێتەوە!

بهزاد خوشحالی

دیدگاه خود را بنویسید