برای ترانە، برای پگاە، برای دختر کوردستان
برای ترانە انقلاب مهسا است برای دختر کوردستان انقلاب ژینا،
برای او باید کشف حجاب اتفاق بیفتد برای زن کورد مسالەی هویت یک ملت،
برای او ظاهر شدن بدون حجاب در برابر دوربین برای اولین بار مهم است، برای زن کورد، نمود تجلی حقیقی من،
برای او کشتە شدن دختران بە جهت آتش زدن روسری است برای کورد، بودن و شدن،
برای برای برای….
برای ترانە خط لب کشیدن برابر دوربین است، برای کورد خط خون بر روی زمین،
ترانە اکنون چیزی برای از دست دادن ندارد، کورد بس بسیاران برای بە دست آوردن دارد،
برای ترانە مردمی بودن، در خیابان بودن است با همان لباس و سلفی گرفتن با آنها، برای کورد، شناسنامە است و هویت و مشروعیت،
او شدیدا با هویت اکنونی اش احساس راحتی می کند، کورد اما ناراحت است از هویتی کە بر او تحمیل شدە است،
ترانە جلوی بچەاش احساس غرور می کند، کورد اما سرافکندە در برابر میراثی کە برای فرزندانش برجای گذاشتە است،
او بە کودکی اش بازمی گردد و نشانەها را بازمی یابد، کورد آن کودکی را هم نداشتە است،
او در خانوادەای بە دنیا آمدە است کە محدودیتی برای او نبودە است، کورد در خانوادەای اما کە رد خون و جنایت، کشتار و مرگ مادر یا پدر، دایی، عمو، عمە، خالە یا همسایە، با اولین نفس هایش همراە بودە است،
ترانە هرچە خواستە خوردە و هرچە خواستە کردە است، برای کورد اما امان از شب های گلولە و توپ و خمپارە و دیوار صوتی و بوی همزمان باروت و خون و اعدام،
ترانە حتما خواب های شیرین کودکی و رویابافی های یک دخترک را نیز بە یاد می آورد، دختر کورد اما انباشتە از کابوس های وحشت “پاسدارها آمدند” و….،
او از کودکی سنت ها را می شکند و هر روز فمینیست تر می شود، کورد درگیر این است کە بدیهی ترین حقوق انسان بودن را بە قناعت برساند،
عکس های ترانە از کودکی، سفر خیال یک دخترک خوشبخت است، کورد هنوز بە دنبال آن است خوشبختی را هجی کند،
تتوی فمینیست فیست ترانە زیباست، برای کورد، جای زخم شکنجە و گلولە است،
برای ترانە، نامتعارف بودن، حاشیە است، برای کورد، متن و هزینە تا مرگ،
برای او اولین انقلاب فمنیستی جهان است، برای کورد، عصیان هویت خواهی،
ترانە فکر می کند شاید آن دختری کە مهسا می نامد و از خانە بیرون رفتە و ممکن است بازنگردد از اعضای فامیل باشد، برای کورد، این تجربە زیستە کثیری از دختران و پسران است کە رفتند و بازنگشتند و حجلە خون و تیرباران و گورهای بی نام و نشان،
برای ترانە، انتظار روزهای مرگ دختری کە مهسا می نامد جوشیدن خشم دو سە روزە است، برای کورد، هزاران ژینا دو سە عمر و….
تا دقیقە پانزدە را دیدم و هنگامی کە بە سانسور “ژینا گیان” روی سنگ قبر دختری کە مهسا می نامند رسیدم در تلویزیون بی بی سی و خانم پگاە، دیگر ادامە ندادم، واقعا حالت تهوع گرفتم.
خانم علیدوستی! تا زمانی کە نام ژینا سانسور شود و تا زمانی کە نام کوردستان و کورد، ممنوعە است “هنوز هم نیاموختەاید”….. و سرانجام:
انقلاب ژینا مصادرە شدنی نیست….
عکس: تصویر سانسور شدە “ژینا گیان” روی سنگ قبر ژینای کوردستان

