یادداشتی رو بە دن کیشوت هوشمند ایرانی
دن کیشوت هوشمند ایرانی هنوز هم در قواعد پیشینی در مورد مساله کورد بازی میکند، بهتر است بگویم دست و پا می زند؛
زبان را عامل جدایی میداند، لهجهها را زبان مینامد، بنیاد سیاست ملی و جنبش کوردستانی را همچنان زبان میداند، تاریخ را هم راستا با منویات خود میسازد و می نوازد، همچنان به دنبال تقلیل گرایی مساله کورد با چاشنی اختلاف افکنی، خردەهویت سازی و برجسته کردن نقاط تمایز است و باز هم تلاش میکند با این نیزههای چوبی به جنگ هویت خواهی مدرن و پوست انداختە کوردستانی برود.
او همواره تلاش کرده است مساله ملی کورد را از متن به حاشیه و از کانون کوردستان به مرکز تهران براند و همین، وجه شخصیت علمی و مسوولیت شغلی او در مطالعات قومی است.
آقای دکتر! بارها گفتیم و نوشتیم که کورد از هویت مقاومت و هویت مشروعت گذار کردە و اکنون پای در دوران هویت برنامەدار گذاشته است- هرچند هنوز و اصلاً در سطح ایدهآل و مطلوب من هم نیست- بنابراین کوبیدن بر طبل اختلاف زبانی -البته به تعبیر شما زبان های کوردی- و نیز کنایه “کوردی به مثابه نیمچه زبان” و پرتاب آن بە حوزە تخصص ها، پرتاب انبوە نیزەهای چوبین کیشوت بە آسیاب رنسانس کوردها در دوران هویت با برنامه است.
مساله زبان در دوران هویت مقاومت و هویت مشروعیت، وجه اصلی و در کانون است؛ در دوران هویت با برنامه، تبدیل به پل میشود و اتفاقاً و صد البتە پل پیروزی.
دوم: تقلیل دادن جنبش ملی کورد بە تنها وجه زبان به دلیل نادیدە انگاشتن سایر وجوه، بیش و پیش از آنکه کلاه گذاشتن بر سر مردم باشد، نشانه است: یا همچنان نادانی و نیاموختگی یا تعمد؛ انشاالله که از نیاموختگی است نە چشم فروبستن بر حقیقت بە بها.
سوم: مثال آوردن از مردم کرمانشاه در ابتدای انقلاب و آنچه ما “نوروز خونین سنندج” مینامیم که گویا برای سرکوب، اعزام شدند و گره زدن این ریسمان تاریخی به امیر نظام گروس و سرکوب جنبش شیخ عبیداللە، از آن شاهکارهاست کە بی تردید اکنون صلاحیت علمی شما را بیشتر زیر سوال می برد.
اولا دروغ است و تحریف؛ دوما گماشته دولتی و حکومتی یا مزدور دولتی و حکومتی همیشه گماشته است و مزدور دولتی است؛ چه کُرد باشد چه سقزی یا سنندجی و چه کرمانشاهی یا هرچە؛ ملتفت هستید که ما میگوییم “جاش” یا “بەکرێگیراو”.
یا مانند آن است که مثلاً فرمانده نیروی دریایی اکنونی، بر اساس فرمان جهاد ۲۸ مرداد و ابلاغ حکومتی، به کوردستان برای سرکوب اعزام شود بعد هم در تاریخ یا در برابر دوربین بنویسیم و بگوییم کوردها بە دست کوردها سرکوب شدند، و تعمدا عاملیت حکومت و عنصر دولت و موضوعیت گماشتە و مزدور را بە محاق بیفکنیم.
چهارم: چیز تازهای ندیدم که نشانی از نگاه نو به مساله کوردستان داشته باشد، درِ شما بر همان پاشنە یک و نیم دهە پیش و جلسە نقد “چشم انداز ایران” در دانشگاە کوردستان می چرخد؛ یادتان هست؟!
جهان و ایران و کوردستان، این همە تغییر کردە است اما شما همچنان بدون تغییر ماندەاید؟ شگفتا!
پنجم: کوردستان جامعه موازی خود را ساخته است و در حال کامل کردن آن است؛ اکنون بە انتظار نشستە و در کمین برای روز واقعە؛
نە خیلی دور، همین نزدیکی ها….
پ.ن:
اواخر دهە هفتاد در دانشگاه بوعلی سینای همدان هنگامی که یکی از سخنرانان آن دوران اصلاحات، در پاسخ پرسش هویتی یکی از همشهریان بیجاری شما گفت: بە این بحث ها دامن نزنید چون همەجای ایران سرای من است همشهری بیجاری شما و کورد من در پاسخ و با صدای بلند گفت: اما کوردستان جان من است.

