Browse Category

بژاردە باس

213 Articles
Behzad

نورباران مرگتان باد

February 11, 2011

چه پرطمطراق می نوازید دهل، چه رسوا می بارانید نور، چه شرم آور می پاشید رنگ، شکوه مرگ سالگی تان را، شکوه مرگ و زندان و شکنجه، عذاب و اسارت و اعتیاد، فقر و فحشا و ستمگری، نورباران، بر دل ریش این ملت، فخر می فروشید؟، …، اکنون ملتی در دل این اقیانوس بیکران جهان،...

Behzad

از اردیبهشت می آیم من ای به حکم بهمنی بودن ات فروریختنی

February 8, 2011

شکایت نخواهم کرد دیگر، شکایت نخواهم داغ جهل ات را ننگ، بر پیشانی، شکایت نخواهم کرد سرخ نیزه ی برساخته از بید سرزمین ام را، بیداد، نشسته بر پیکرم، گله نخواهم گذارد این کور گره گلو آزار را چنبره زده بر گردن ام، می دانم این مارپیچ جان ستان، تقاص همان پژمرده نوغنچگان است که...

Behzad

آزادگی

June 5, 2009

از فراز نیکروز کوهستان، شبانگاهان، افروخته نگاهی و، قامت نورباران شهر،…، سرگردان، در جستجوی روایت انتظار، به دنبال واژه گانی برای بیان ناگفته ها،…، اندکی سکوت، بازسازی اندیشه و، اینک، هجوم گفتار، پرسش، چرایی و…، …؟، ناگزیر باید، مفاهیم محتاطانه را کنار بگذارم، و سکوت اجباری...