برای “عدنان حسن پور” قديمیترين روزنامه نگار زندانی ايران و بی مهریهايی که به تاوان کرد بودن بر او، همچنان…. بیدادگاه
امشب از همیشه، تنهاترم، سوز تنهایی، هیچگاه اینگونه نلرزانیده بودم، اکنون دیگر، چشم به راه هیچ نیستم، بریده، بیزار، فرسوده، خاموش …. **** شنیده بودم به جرم عشق، به بند می کشند، آزار می دهند، می کشند و…، اما، ندیده بودم،…،اینک اما، به تماشاگه خود آمده ام، این خود من است، متهم ردیف...
