آن زن
آن زن آن زن، نقره فام اما دُرافشان در روزهاي غربت و تبعيد در اين چارديوار تنهايي در شهر “تن”ها حتي “سبزه” و “ماهي”سين”هاي عشق را هم از ياد نبرده بود ميهمان سفره ي نوبهارانم کند ستاره را هم اگر مي توانست شايد به پايم مي ريخت بودکه بهين روز اين شب هاي بي...
