Image default

بحران های اجتماعی در تمامیت خواهی و پیش پا افتادن شر

بحران های اجتماعی در تمامیت خواهی و پیش پا افتادن شر
مسالە مهم آن است کە در برابر ارادە بیکران سلطە اشغالگر بە تعبیر “مولتمن”، ترس در ڐهن انسان اشغال شدە اعتبار دارد. این سبب شدە است کە تصویر یک زندگی آزاد و معنادار بە مثابە یک شهروند، هموارە تاریک و مخدوش باشد. در نتیجە، ارادە خودسرانە اشغالگر، بە یک امر روزانە و معمولی تبدیل می شود و تلاش مستمر برای بە فعلیت رساندن بهترین ترتیبات اجتماعی، بە حداقل کاهش پیدا می کند.
اما از سوی دیگر، انسان، خودخواه و در جستجوی ارضای این حس خود است. او چون بە خود قبولاندە است کە سلطە، باقی است و پایان نخواهد یافت تلاش خودخوهانە خود را از مبارزە برای رهایی از سلطە، بە سوی تسلط بر شهروندان یا سوء استفادە از آنها برمی گرداند و دزدی و باجگیری و حملە و قتل و جنایت و کلاهبرداری و ارعاب تجاوز می کند. این مسالە آن قدر تکرار می شود، آن قدر توسعە پیدا می کند، و آن قدر عمومی می شود کە “پیش پا افتادن شر” بە تعبیر “هانا آرنت”، روی می دهد و اندک اندک بە سوی همان چیزی خواهد رفت کە “هابز”، “جنگ همە علیە همە” می نامد.
در این حالت، بسیار طبیعی خواهد بود کە فرد، برای دستیابی بە موقعیت و قدرت بیشتر همچنین، خود را بە قدرت توتالیتر هم گرە بزند تا توانایی بیشتری برای پیروزی در این تنازع، و کسب جایگاە پیروز بە دست بیاورد؛ بە تعیبیر هابز، حرکت بە سوی یک مبارزە بدوی و وحشی در یک جهان مسموم جهش یافتە بە شر عمومی شدە و غیر قابل توقف.
“مایکل هارت” و “آنتونیو نگری” در کتاب خود به نام “امپراتوری” می نویسند: “توتالیتاریسم صرفاً شامل کلی کردن تأثیرات زندگی اجتماعی و تبعیت آنها از یک هنجار انضباطی جهانی نیست بلکه در نفی خود زندگی اجتماعی، فرسایش بنیان آن، و سلب نظری و عملی از امکان وجود کثرت است.”
زندگی اجتماعی، بە تعبیر “مارتین”، یعنی وحدت در تنوع انسانیت مشترک ما”، کە توسط توتالیتاریسم انکار می شود، دقیقاً مخالف اصولی که قانون اساسی زمین بر آن بنا شده است و “مارتین”، آن را “شکوفایی انسان” می نامد، دقیقاً برعکس بی “هنجاری بی انضباط جهان تمامیت خواە” کە تمامیت خواە بە دنبال آن است.
پ.ن: نقاشی از Emil Milewski
برای مطالعە بیشتر، نگاە کنید بە:
Glen.T.Martin, One World Renaissance, 2015

رۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست و فاکته‌رگەلێک کە له‌ داهاتوودا رووبه‌ڕووی ده‌بێته‌وه‌؛ ئەگەرەکان، ئەنجامەکان، پێویستییەکان

کردها باید به “شریک غالب اپوزیسیون در ایران” تبدیل شوند

بهزاد خوشحالی

همان چیزی را فدا خواهیم کرد که می‌خواستیم از آن دفاع کنیم

بهزاد خوشحالی

سندی که می توان به دادگاه بین المللی جنایتکاران جنگی ارائه نمود

بهزاد خوشحالی

کتاب کوردها ایرانی نیستند

سیاست‌های رسانه‌ای جمهوری اسلامی برای فلج ذهنی مخاطبان

بهزاد خوشحالی

نوروز خونین سنندج، چرایی بحران(3)

بهزاد خوشحالی

روانشناسی خودمانی، “ذهنیت تخته نرد محور” و “ذهنیت شطرج محور”

ناسیونالیسم و روشنفکران در ملت بدون دولت- بخش پنجم